سحر- «جواد شمقدری» معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتوگوی مشروح با خبرنگار سینمایی فارس در خصوص برخی از مطالب مطرح شده در چندماهه اخیر حضور در معاونت سینمایی از قبیل امکان ساخت فیلمهای سیاسی، تعامل با کارگردانان صاحب نام سینما، تعامل با خانه سینما، حضور کارگردانان در جشنواره فیلم فجر، ارائه تسهیلات ویژه برای فیلمهای موفق جشنواره و نقطه نظراتش در خصوص سه فیلم «هیچ»، «آتشکار» و «زمهریر» به صحبت پرداخت. او درباره فیلم توقیفی و طعنه آمیز به رنگ ارغوان گفت: من فکر میکنم فیلم «به رنگ ارغوان» را میتوان به عنوان یکی از سیاسیترین فیلمهای سینمای ایران قلمداد کرد که اتفاقا این فیلم در جشنواره فجر حضور دارد. نمایش این فیلم در جشنواره و اکران عمومی آن پس از پایان جشنواره نشان میدهد که تغییر دیدگاهی در سینمای ایران ایجاد شده. معاونت سینمایی نیز دوست دارد این موضوع را در سینمای ایران پیگیری کند.
این در حالی است که در جشنواره امسال و در آستانه دهه فجر فیلمهایی بعضا توهین آمیز و تخریب کننده از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن نیز به نمایش در آمده است.
صد سال به این سالها ساخته سامان مقدم که چندی پیش با سریال بحث برانگیز شمس العماره در شبکه دوم سیما حضور داشت با عنایت مدیران سینمایی وزارت ارشاد رفع توقیف شد تا در بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش در آید و احتمالا تا چندی دیگر هم شاهد اکران عمومی این فیلم روی پرده سینماهای کشور هستیم.
به گزارش جهان، این فیلم که دارای 3 شخصیت با نامهای "ایران " ,"امین " و "رفیع " می باشد دو دوره زمانی قبل و بعد از انقلاب را به نمایش می گذارد.
کارگردان این اثر در طول قصه سعی کرده تا دوران طاغوت را دوران خوشی و شادابی نشان دهد و جدای از شادی های مبتذل شخصیت های فیلم که همراه با رقص و پایکوبی و شرابخواری است، حتی در دیالوگهای شخصیتهای این فیلم نیز اشارات مستقیمی به این قضیه داشته باشد. تا جایی که حتی "رفیع" یکی از شخصیت های فیلم در اول قصه رو به همسرش عنوان می کند که من در زندگی ام هیچ مشکلی ندارم و همه چیز دارم .
خالق فیلم پایان این شادی ها را با شروع انقلاب می داند و حتی در صحنه ای با زیرنویس، زمان را زمستان 57 ! معرفی می کند که در پس زمینه آن ماهی هایی را می بینیم که در کنار ساحل در حال جان دادن هستند.
اما بخش دوم فیلم در زمان انقلاب تا سال 84 می گذرد که غیر منصفانه و گاها غرض ورزانه دوران انقلاب و پس از آنرا دوران تیرگی و بدبختی معرفی می شوند.
زندگی یکی از شخصیتهای اصلی این فیلم که "ایران "هم نام دارد و تداعی کننده نام کشورمان می باشد به گونه ای در طول قصه و در بعد از انقلاب پرداخت شده است که هرچه سیاهی و بدبختی در طول این دوران از نظر خالق فیلم پیش آمده را بر سر این زن می ریزد. زنی که قبل از انقلاب به گفته شوهرش روزگار بسیار خوب و راضی کننده ای داشته است، با شروع انقلاب شاهد به قتل رسیدن شوهرش، کشته شدن فرزندش در جنگ (به عنوان یک سرباز وظیفه نه داوطلب)، زندانی شدن فرزند دیگرش که اتفاقا از مخالفان نظام است و به گفته بازپرس صرفاً به جرم یک اعتراض کوچک در دانشگاه بازداشت شده است و ...
در پایان فیلم نیز هنرپیشه آن چون اعلام می کند نیاز به آرامش دارد برای بدست آوردن آرامش، کشور را ترک می کند و به نوعی از این فضای نکبت فرار می کند!
شمقدری همچنین درباره دعوت از کارگردانان خارج نشین گفت: بنده صحنه را با این زاویه دید نگاه نمیکنم. من فکر میکنم سینمای ایران متعلق به همه است و همه باید در آن حضور داشته باشند و کار کنند. البته هر دورهای اقتضای خودش را دارد و ما نیز اقتضائات خود را در نشست مطبوعاتی مطرح کردیم. فکر میکنم تلاش همه کسانی که در جهت هویت ایرانی اسلامی و علاقه به سینمای ایران گام برمیدارند هیچ گاه از دید ما پنهان نیست و من نیز در همان زمان از اظهارات آقای کیارستمی تشکر کردم و به همین دلیل بود که تمایل داشتم تا وی در جمع هیأت داوران جشنواره حضور داشته باشد. این مسئله در راستای همان تعامل با کارگردانان مطرح سینمای ایران برای حضور در سینمای ایران شکل گرفت. |