هفتصد هزار مرتبه به این دانشجوها گفتم جان تمام کس و کارتون، توی اتوبوس (بیرون شهری) کرایه من رو حساب نکنید. نکنید بابا جان من. ده تا صندلی با هم فاصله داریم، اونوقت شما بلند میشی با کلی ایما و اشاره به شاگرد راننده آدرس میدی که اون خانمی که حسابش کردی کجا نشسته، یک جک هم تهش اضافه می کنی که "ایشون استاد منه!" اون جناب هم که به من میرسه، کم نمیگذاره و با صدای بلند و شیطنت بار میگه: اون آقا شما رو حساب کردند... و بعد هم نگاه های سنگین دورو بریها که دیگه نور علی نوره. ( وقتی هنوز مسئول آموزش منو با دانشجوها اشتباه میگیره و سر جلسه امتحان داد میزنه خانم برو بشین سر جات!... دیگه توقع واسه ادم نمی مونه از هیچ کس )
ترم تموم شد و من هنوز درگیرم. ولی جان مادرتون شما دیگه از این دست شیرین کاریها واسه اساتید خانم تون پیاده نکنید... آبرو می برید!
منبع: وبلاگ یادداشت های یک استاد فیریک
|