"این روزها علی مطهری درخصوص همه عرصه ها از معیشت مردم گرفته تا ازدواج موقت دبیرستانی ها، از مسائل فرهنگی گرفته تا انتخابات و فتنه های پس از انتخابات مبادرت به نسخه های تجویزی نموده است، با خود گفته بودم که از کنار عرایض نامبرده می بایست عبور کرد و بحث های وی را بویژه درخصوص فتنه های پس از انتخابات به گذشت زمان سپرد.
لیکن دراین فضای فتنه آلوده، از یک سو پاسخی درخور عنایت به مطهری مشاهده نشد و از سوی دیگر ظاهرا وی عرصه را برای ترکتازی خویش بس فراخ می بیند تا آنجا که هر چه زمان می گذرد می توان وی را مصممانه تر از گذشته درعرصه هجوم به دولت و نظام دید.
نکته گاه کلیدی جناب مطهری ادعای ایستادن او بر مرز "اعتدال" است از همین زاویه است که وی در آخرین نامه سرگشاده خود با متهم ساختن رئیس جمهوری مردمی به خود کامگی و قانون گریزی، ملتمسانه دست نیاز به سوی سر این فتنه دراز کرده ساده لوحانه تصور نموده است که چنانچه مشروعیت دولت دهم را شالوده شکنی نماید فتنه گران دلجویی خواهند شد و دست از باج خواهی از نظام و دولت خواهند داشت.
وی بشکل مبسوطتر، چندی پیش سه عامل اساسی را موجد فتنه های پس از انتخابات برآورد کرد.
1- رهبران جنبش سبز مسیر خود را از غریزدگان جدا نکردند و بر بحث تقلب تاکید کردند.
2 - سوء استفاده ماهواره ها و شبکه های خبری خارجی از جریانات پس از انتخابات که در خود مشکلات و فتنهها را دامن زد.
3- فرآیند معیوب مناظره های تلویزیونی که عمدتا از سوی دولت نهم انجام شد.
مطهری با کلی گویی های خود در باب محور اول و دوم عمده وقت خویش را متوجه محور سوم کرده است تا بنماید که همه ابعاد بحران و فتنه اخیر را مورد توجه قرار داده است.
در اینجا نویسنده بعنوان یک ناظر دانشگاهی قصد ندارد راه گشایی های مطهری را مورد واکاوی قرار دهد چرا که تقلیل مسائل عمیق جامعه ایران اسلامی به چند ماه گذشته علی الاصول اشتباهی راهبردی است. به همان اندازه این وجیزه قصد ندارد ادعا نماید که دولت نهم و دهم از آسمان به زمین نازل شد بلکه آنچه که دردآور است این است که چرا ژرف نگری های مرحوم شهید مطهری برقلم فرزند آن مرحوم ساری و جاری نیست؟
نکند امروز وجیه المله بودن، برطبل میانه روی کوبیدن یکی به میخ و یکی به نعل زدن و دو پهلو صحبت کردن محلی برای تامین اعتبار این چند روزه دنیا شده است؟
چگونه می توان باور کرد که میراث دار فلسفه صدرایی پس از دودهه سکون و سکوت سنگین که شاهد فربه ی اندیشه پوپری بوده است مهر سکوت را شکسته، وسط معرکه ای که یک سوی آن مقام مظلوم رهبری و نظام مقدس جمهوری اسلامی و یک سوی دیگر آن جریان های خودخواه، خود محور و زیاده طلب قرار گرفته نرخ میانه روی و اعتدال تعیین می نماید.
مشفقانه باید خاطر مبارک جناب مطهری را به تبار فتنه امرزو جلب کرد. نباید فراموش کرد که آغاز دهه دوم انقلاب مسند اجرایی کشور دردست کسانی قرار گرفت که تدریجا در پرتو نام مضحک "ایدئولوژی زدایی " آموزه های امام خمینی (ره) را مزاحم سیاست های تنش زدایانه خود یافتند و در پس حمایت های آشکار و پنهان خود ازجریان های مشکوک راه را برای معکوس کردن دیدگاه های آن یارسفرکرده فراهم کردند . امروز آنانی که آن کژ راهه را ساخته و پرداخته اند هرگز از پا ننشسته اند وهمچنان برکژی ها و کاستی های خود پا می فشردند .
جناب مطهری هرکس در هرلباسی که غرب و بویژه ایالات متحده را بعنوان یک کلیت منسجم، بنیادین و فربه تصور نماید که موجودیت دیگران از جمله جمهوری اسلامی می بایست برگرد منظومه فکری آن به چرخش درآید اولا نگاه انفعالی را پذیرفته ثانیا موجودیت وکیان اسلام عزیز را آنچنان لاغر و نحیف می نماید که نهایتا می بایست قابل تطبیق با آن فربهی تمدن غرب شود . دراینجا فرصت نیست تا ابعاد این ماکیاولیسم معکوس و عمل گرایی وارونه " را تبیین نمود ولی همین قدر سربسته باید گفت که این نگاه نهایتا تعارض معرفت شناسی امام خیمینی (ره) با غرب ماجراجو را بتدریج به درون مرزهای جغرافیایی ایران اسلامی خواهد کشاند و بستر ها را برای فروپاشی جمهوری اسلامی رقم خواهد زد .
دولت های نهم ودهم در صادقانه ترین تعبیر و با همه کاستی ها که داشته سدی در برابر کژراهه های فکری دو دهه گذشته بوده اند . بی جهت نباید برسرشاخ به اصطلاح میانه روی نشست وبن برید که این حرکت نه انصاف است و نه مروت،می توان سرو قامت در ذیل ولایت ورهبری به توحید محض بازگشت و برای خدا قیام کرد که خیر و صلاح دنیایی و آخروی همه جریانات سیاسی در گرو این بازگشت به خویشتن خویش است .
نویسنده برآوردی دقیق از این ایستادگی در برابر باج خواهی ها را نمی داند لیکن نیک می داند که عافیت طلبی ها و میانه روی های برخاسته از بستر کژراهه ها موجب به دار رفتن حسین بن علی ها در زمان ها خواهد شد و پیامد مستقیم آن خزلان و حرمان دائمی است که دیر یا زود گریبان وجیه المله های عافیت طلب را خواهد گرفت . این سنت الهی است و سنت الهی لایتغیر است .
جناب مطهری چرا برپیکر وقامت نحیف کژراهه نشسته اید و دم از میانه روی می زیند؟ چرا بازگشت به خویشتن خویش برشما و جریان سیاسی مورد نظر شما اینقدر سخت و صعب بنظر می آید؟ چرا میانه روی را در پیروی از توحید، امامت و نقش سازنده ولایت و رهبری برآورد نمی کنید ؟
راستی چرا ایستادگی ها و مقاومت های دولت نهم در مواجهه فعال علیه ماجراجویان نومحافظه کار انگلیسی و آمریکایی را نمی بینید ؟ چرا ورشکستگی سیاست های تهاجمی آمریکا که بر"تغییررژیم" پافشاری می کردند و نهایتا مواجهه فعالانه نظام مقدس جمهوری اسلامی موجب اجرایی شدن تغییر در شیوه و روش حکمرانی در آمریکا شد از جانب شما و همفکران شما دیده نمی شود؟
راستی بد نیست مواضع اصلاح طلبان، کارگزاران و پاره ای از شخصیت های نظام را مرور نمایید تا ببینید که مواضع آنها تا چه حد همسو با نومحافظه کاران آمریکایی بوده است ؟ بد نیست درمحاسبات خود، خود محوری های پاره ای که درآستانه انتخابات دچار اشتباهات راهبردی همانند " هرکسی غیر از احمدی نژاد" احمدی نژادانه ! شدند مد نظر قرار دهید و آنگاه نسخه های تجویزی خود را ابراز دارید .
جناب مطهری امروز، گفتمان حاکم در کشورما ادعای سهمی در خورتوجه هدایت مردمان محروم جهان دارد . می خواهیم با خارج از کشور وارد گفتگو های سازنده شویم . قطعا پیش از چنین ورودی می بایست همه گروه ها در داخل کشور منصفانه و در ذیل اصول راستین انقلاب اسلامی با یکدیگر گفتگو داشته باشند . قطعا یک جانبه نگری ها، فروکاهندگی های سیاسی و تنگ نظری های جریان های سیاسی نمی تواند بستر ساز آن تعامل سازنده با بیرون باشد. با این فرض، دولت فعلی نیازمند کمک فکری سازنده است. بجای ایراد اتهامات ایمان سوز می بایست به خویشتن خویش بازگشت و به تمامی پیامدهای صادقانه چنین بازگشتی تن داد. تن زدن از بازگشت نه تنها مضر است بلکه سرمایه سوز خواهد بود . خداوند متعال هیچ نعمتی را که به هر قومی رحمت و کرامت فرموده است نمی گیرد مگر اینکه خود آن قوم ( ظالمانه ) چنین خواهند .
جناب مطهری فتنه اخیر یکشبه پس ازانتخابات بوجود نیامده است تا با یک سلام صلوات ساده حضرتعالی خاتمه یابد . براین ضربه ایی که اصحاب فتنه اخیر به نظام مقدس جمهوری اسلامی زده اند ودرداخل و خارج دوستداران این نظام عزیز را رنجانده اند بدین زودی ها التیام نمی یابد .
بنا براین می بایست همگی صادقانه به پیام رهایی بخش امام و مقام معظم رهبری مراجعت کنیم و عمل به مرقانون سرلوحه عمل همگان قرار گیرد . ان شاء الله."
علیرضا آقاحسینی، استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان - ایرنا
|