سایت گویا نیوز در مطلبی با عنوان «خوشخیالی سبز، درسهایی از بیستودو بهمن» به قلم بهرام حسینزاده ، به بررسی دلایل شکست سنگین فرقه سبز در مواجهه با حماسه باشکوه ملت در 22 بهمن پرداخت که بخش هایی از آن در ذیل می آید:
بیست و دو بهمن روز نمایان شدن پاشنه آشیل جنبش سبز بود. روزی که نشان داد "خوشخیالی" هر چه که باشد نمیتواند بعنوان یک تاکتیک مبارزاتی در نظر گرفته شود. بیست و دو بهمن نشان داد که هنوز در مورد تاکتیکهایمان انعطاف لازم را نداریم. این الفبای مبارزه است که نباید همیشه بر یک سبک و سیاق مبارزه کرد بلکه باید تمام حالات ممکنه مبارزه را در نظر گرفت. شیوهای که در فلان روز و فلان اوضاع مناسب بود نباید برای تمام روزها و وضعیتها مفید ارزیابی گردد. انعطاف در تاکتیکهای مبارزه امریست که گاهی فقدانش به گرانترین هزینهها میانجامد. در انتخاب نوع تاکتیک مناسب بودن و کارایی داشتن است که باید ملاک انتخاب آن باشد و نباید به این تاکتیکها همانند اموری ناموسی و تابوگونه نگریست. این ما نیستیم که به دلخواه تاکتیکهامان را انتخاب میکنیم بلکه اوضاع و احوال عمومی صحنه مبارزه است که این تاکتیکها را بما دیکته میکنند.
در بیست و دو بهمن ما از رژیم رودست خوردیم. خوشخیالیهای سبزمان، چنین روز مهمی را از چنگ ما بیرون کشید و در کارنامه رژیم قرار داد، با اینکه حتی در روزهایی پیش از آن هم میشد در هوا استنشاق کرد بوی سر در گمی ما و هشیاری آنان را.
بیست و دو بهمن نشان داد که رژیم از تمام ظرفیتهایی که دارد بخوبی استفاده خواهد کرد و در موقعیتی نیست که بخواهد داوطلبانه و بدون جنگیدن تسلیم شود. ... برایش ماندن در قدرت همه چیز است و از دست دادن آن معادل نابودیست، در چنین شرایطی نمیتواند کوتاه بیاید... رژیم بخوبی میداند که در کوتاه مدت نمیتواند بر این بحران غلبه کند و در عین حال نباید هزینه را نیز آنچنان بالا ببرد که به انفجار قهرآمیز مردم بیانجامد و کنترل جنبش از دست نیروهای معتدل خارج شود. خشونت بالا، حتی ترکهای درون دیوار رژیم را نیز بزرگتر کرده و به ریزش نیروهای بیشتری میانجامد.
بر اساس رفتار هر دو نیروی رو در رو در بیست و دو بهمن است که میتوان نتیجه گرفت، همچنان که پیروزیهای اولیه، جنبش سبز ما را دچار خاماندیشی و خودبزرگبینی کرد؛ در عوض نیروهای... را به هوشیاری بیشتر واداشت.
درسهای روز بیست و دو بهمن را باید بخوبی آموخت. این روز نشان داد که ما به خوشخیالی دچار شدهایم، اینکه به فکر برنامهای دراز مدت برای مبارزه نیستیم، نشاندهنده چه میتواند باشد بجز اینکه ما فکر میکنیم در کوتاه مدت کار رژیم تمام است و اگر این امر اتفاق نیافتد چه؟
از دو حالت خارج نیست: یا این مبارزه بر اساس حوادثی غیرقابل پیشبینی، به سرعت و بطوری ناگهانی پیروز میشود و رژیم در هم فرو میریزد. یا اینکه همپای ما، آنان نیز با هشیاری فرامیگیرند و از اینهمه امکانات مادی و معنویشان به نحو بهتری استفاده کرده و مبارزه ما را با دشواری مواجه ساخته و پیروزی ما تا مدتها به تاخیر میاندازند. اینکه پیروزی زود رخ بنماید و ما به پیروزی دراز مدت اندیشیده باشیم، آسیبی بما نخواهد زد، اما برعکس، اگر دچار خوشخیالی پیروزی کوتاه مدت شویم و در عمل ناچاراً بخواهیم مبارزه ای دراز مدت را به پیش ببریم، میتواند صدمات بسیار جدی بما وارد کند.
ما با خوشخیالی تصور میکنیم که این فقط ما هستیم که در گذر زمان یاد میگیریم که چگونه مبارزه کنیم و گویی... مخ خر خوردهاند و توانایی فراگیری از وقایع روزمره را از دست دادهاند. این نوع خوشخیالیها هم میتواند برایمان گران تمام شود.
در روز بیست و دو بهمن، ما مردم را به خیابانها کشاندیم تا خوراک تبلیغاتی رژیم را چرب و نرم کنیم، گرچه که تمام دنیا صرفا بر اساس نظرنامساعدی که نسبت به رژیم دارند بر تبلیغات آن به دید? شک مینگرند و این یکی از برگهای برنده ماست، و میپرسند: اگر شما اینهمه هوادار در میان مردم دارید! پس چرا در سالهای پیش نمیتوانستید چنین جمعیتی را به خیابانها بیاورید؟
اما اینکه دنیا به ما حسن نظر دارد و به رژیم بدبین است، دلیلی بر این نمیشود که ما مردم را بازیچ? نقشههای رژیم سازیم، گر چه که به سهو. اگر این امر چندین بار اتفاق بیافتد دیگر اعتماد مردم به "دانایی" جنبش، خدشهدار خواهد شد و اینگونه با اعتماد بدان برخورد نخواهند کرد.
باید بر اساس توازن قوا و نحوه چینش نیروها و اوضاع عمومی، حتی اگر لازم است از تحریم و گریز نیست استفاده کرد. در بیست و دو بهمن، تحریم تظاهرات...، نتیجه بهتری میتوانست داشته باشد.
ما باید به چند خطای اساسی در نحوه تفکرمان نسبت به اوضاع سیاسی کشور، غلبه کنیم، که یکی از آنها کوچک و نادان شمردن نیروهای ... و از سوی دیگر بزرگتر از واقعیت ارزیابی کردن نیروهای خودمان است. اینکه تفوق کمی ما بر آنان را در شعار "مابیشماریم." به رخ دنیا میکشیم نباید ما را از دیدن امکانات تدافعی و تهاجمی کودتاگران غافل کند. ما نمیتوانیم ارتباطات آنان را مختل سازیم، اما آنان به سادگی میتواند تمامی امکانات ارتباطیمان اعم از تلفن یا موبایل یا اینترنت یا ماهواره را مختل سازند. اینکه ما باید به تمامی این موارد بیاندیشیم و برای هر مختلکردنی، جایگزینی بیابیم، بخش مهمی از مبارزه ما را تشکیل میدهد.
هرگاه به مبارزه بعنوان امری دراز مدت بیاندیشیم نمیتوانیم از موضوع "سازماندهی" صرفنظر کنیم. برقرار کردن سیستمی از ارتباطات که تامین کنند? راه جریان "اطلاعات" درون نیروهای جنبش سبز باشد نیز امری گریزناپذیر است.
در نهایت این برآیند نیروهاست که چگونگی دگرگونی اوضاع را رقم می زند. باید نیروهای خودمان را در دسترسمان داشته باشیم و با کنترل آنها در اوضاع متفاوت، به سوی پیروزی گام برداریم، هیچ جنبشی با سرگیجه گرفتن نتوانسته به پیروزی برسد و اینهم جمل? آخر: پیروزیمان را ما باید رقم بزنیم و گرنه پیروزیمان حتمی و جبری نیست.
|