خطوط قرمزی دور سینمای ایران کشیدهاند که سینماگر ما به سمت انقلاب نرود. اگر سینماگر بخواهد دست از پا خطا کند، به سمت انقلاب اسلامی برود، به سمت ارزشهای نظام برود بلافاصله نگهبانان تیزهوش و شب بیدار این خطوط قرمز، سر و صدایشان بلند میشود.
«وحید جلیلی» در برنامه پنجشنبه شب «رو به فردا» که با حضور علیرضا سجادپور و جواد اردکانی برگزار شد، به عنوان کارشناس تلفنی برنامه، به ایراد نقطهنظرات خود در خصوص پرسشهای مطرح شده پیرامون سینمای ایران پرداخت.
* فیلمهای سفارشی در سینمای این کشور حاکمیت میکنند
این منتقد گفت: یکی از مهمترین مشکلات ما، طرح غلط مساله است. مثلا شما دارید در مورد سینمای ایران بحث میکنید. اول این که ببینیم این چیزی که در موردش داریم بحث میکنیم چقدر سینما است و ثانیا چقدر متعلق به ایران است؟ آیا اینکه در سال یک کمیتی فیلم ساخته میشود دلیل است تا بگوئیم سینمای ایران جزو ده سینمای برتر دنیا است. چرا که از 100 فیلمی که ساخته میشود 95 فیلم متعلق به شمال تهران است.پس این چه سینمای ایرانی است؟!. من به نظرم میرسد که دو مشکل اساسی در سینمای ایران داریم. یکی غلبه سفارشی سازی است و فیلمهای سفارشی در سینمای این کشور دارد حاکمیت میکند. انواع و اقسام فیلمهای سفارشی داریم که یکی از مهمترین جاهایی که سینمای ایران را سفارشی کرده جشنواره های جهانی است.
وی ادامه داد: یکسری دیگر از سفارش دهندهها، بعضی از محافل نخبگانی هستند. سینمای ایران نسبت به سایر کشورها هنر کمخرجی است چرا که عمده بودجه از دولت میآید و طرف بدون اینکه بخواهد دست در جیبش کند، میتواند برود با فلان مدیر دولتی ارتباط برقرار کند و چند صد میلیون پول بگیرد و بعد ببیند که فلان مجله سینمایی چه نوع فیلمی را دوست دارد.
وی ادامه داد: نوع دیگر سفارشهایی است که شرکتها میدهند، مثلا شرکت فرش و ده نفر میآیند پای کار و اصلا هم فکر نمیکنند سفارشی سازی است و دون شان هنرمند است و سرشان بالا می گیرند و ده تایی راجع به فرش فیلم میسازند.ولی اگر یکی به همین افراد بگوید بیائید راجع به خونهایی که برای استقلال و آزادی این مملکت ریخته شده فیلم بسازید، میگویند ما سفارشی ساز نیسیتم!
سردبیر مجله «راه» گفت: یک جریان سفارشیساز دیگر هم، اسلام ظاهرگرا است که پایگاه اصلی آن در تلویزیون است و بزرگترین نمادی که از اسلام میشناسند، مادر بزرگی است که ته یک اتاق نشسته است و سجادهاش پهن است! این اسلام ظاهرگرای منهای عدالت، اسلامی که روح دین را ندارد، عدالتخواهی درش نیست، اسلام انجمن حجتیه، این اسلام متأسفانه در بسیاری از مدیران فرهنگی ما، ریشه دوانده است و نسبتی با آن اسلام که در پیام مهجور حضرت امام(ره) به هنرمندان عنوان شد، ندارد. این اسلامی است که سفارش میدهد و برایش فیلم ساخته میشود.
* خطوط قرمزی کشیدهاند تا سینمای ایران به سمت انقلاب نرود
وی در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: مشکل دیگر خطوط قرمزی است که ما در سینمای ایران داریم و یک خطوط قرمزی داریم که باید شکسته بشوند. این بحثی که در قبال خطوط قرمز در برخی محافل مطرح میشود در مقبال خطوط قرمزهایی که من به آنها اشاره میکنم مسخره است. سالهاست و شاید بیش از دو دهه است که ما دچار یک خطوط قرمزی در سینمای کشورمان شدیم که این خطوط قرمز نگهبانانی دارد که به شدت مراقب هستند تا مبادا ذرهای از آن عدول شود. خطوط قرمزی دور سینمای ایران کشیدهاند که سینماگر ما به سمت انقلاب نرود. اگر سینماگر بخواهد دست از پا خطا کند، به سمت انقلاب اسلامی برود، به سمت ارزشهای نظام برود بلافاصله نگهبانان تیزهوش و شب بیدار این خطوط قرمز، سر و صدایشان بلند میشود و با انواع و اقسام شگردها تلاش میکنند تا اجازه ندهند یک چنین اتفاقی بیافتد.
صد فیلم در سال ساخته میشود، در طی دو دهه صدها فیلم ساخته شده است اما به تعداد انگشتان یک دست ما فیلم درست و حسابی راجع به انقلاب اسلامی نداریم.این جالب نیست؟!. و بعد ادعا میکنیم ما جزو ده کشور برتر جهان هستیم.
وی اظهار داشت: اساس سینما درام است و در انقلاب ما اساسیترین چیزی که داریم ماجرا است. انقلابی که فراز و فرودهای بسیاری در طی این 30 سال داشته است.چرا سینما به سمت اینها نمیرود؟!. کدام خطوط قرمزی کشیده شده است دور فیلمسازان ما که اجازه ورود به اینها را نمیدهند؟ خطی دور سینماگران ما است که از «آژانس شیشهای» برسند به «به رنگ ارغوان»، از «لیلی با من است» برسند به «همیشه پای یک زن در میان است»، از «بچههای آسمان» برسند به «بید مجنون» که اگر ما حتی اصلا قضاوت ارزشی هم نکنیم و از لحاظ کارگردانی قضاوت کنیم، پسرفت سازندگان این فیلمها را ببینیم.
وی گفت: ما هر موقع که به طرف انقلاب رفتیم و به طرف مضامین ناب مردمی انقلاب اسلامی رفتیم هم در هنرمان پیشرفت کردیم و به قلهها رسیدیم و هم با اقبال عمومی مواجه شدیم، اما شما میبینید که جریان دیکتاتوری روشنفکری کشور یک خطوط قرمزی، ایجاد کرده که کسی نمیتواند سراغ اینها برود.
جلیلی گفت: ممیزی فقط این نیست که مسئولی در وزارت ارشاد بگوید یک فیلم را کم یا زیاد کنند.
این منتقد و کارشناس در ادامه این پرسش را مطرح کرد که چرا درباره آلنده فیلم ساخته شده اما سینمای ایران، فیلمی درباره شهید رجائی نساخته و چرا جریان سینمای روز ایران به گونهای رقم خورده که فیلمی درباره حزبالله لبنان ساخته نشود... |