انسان به عنوان موجود زنده و متکامل همواره در طول تاریخ حیات خود به دنبال نو شدن و نوگرایی بوده و در عرصه های مختلف تاریخ پیشرفت خود را رقم زده است و البته همین امر موجبات تکامل مادی و معنوی او را فراهم نموده است.
از طرفی نوآوری جزئی از دین است که به تکامل مادی و معنوی مؤمنان منتهی می شود و بر همین اساس در قرآن می خوانیم که: «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم ». علاوه بر این اصل دعوت اسلام در جهت احیا است و اگر بخواهیم کلمه اسلام را خلاصه کنیم باید آن را به احیا و زنده کردن تعبیر کنیم و لذا نوآوری و شکوفایی ریشه در تعالیم جامع اسلام دارد که مقصد آن تکامل غایی بشر است و این انسان کامل؛ خلیفه الله بر همه عالم خواهد بود.
بنابراین خداگونه ترین وجهه شخصیتی انسان، همان خلاقیت و نوآوری است زیرا خداوند تنها در یک مورد به خود آفرین می گوید و آن خلقت و خلاقیت است و انسان به عنوان خلیفه الله صفت بارز خلاقیت و نوآوری را به عنوان ودیعه ای خداوندی به همراه دارد.
بر این اساس و با اندک تأملی درمی یابیم که رمز نامگذاری سال 1387توسط مقام معظم رهبری به عنوان سال نوآوری و شکوفایی در آستانه بهار طبیعت، نشان از آن دارد که علیرغم آنکه نوآوری و پیشرفت اقتباسی از تعالیم دینی و فطرتی انسانی است؛ همچنین دستیابی به افق های متعالی ترسیم شده نظام بدون نوآوری و شکوفایی امکانپذیر نیست و آنچه مبرهن است رهبری انقلاب متناسب با واقعیت ها و ظرفیت های معطل مانده و فرصت های پیشرفت ملی، نامگذاری مدبرانه ای برای سال جدید داشتند.
اما آنچه توجه به آن ضروری می نماید تعریف مفاهیم؛ تبیین زمینه ها و تعیین چارچوب و مصادیق نوآوری در راستای نیل به شکوفایی مدنظر در کشور است.
نوآوری به عنوان بازنگری کردن در شیوه های تفکر و عملکرد، یک اصل پذیرفته شده در پیشرفت جامعه محسوب می شود و در معنای به روز و مدرن شدن یکی از شرایط توسعه شناخته می شود. بر این اساس نوآوری، بهینه سازی، راه های میان بر، دسترسی به تکنولوژی برتر از ضروریات یک نظام پویا و مردم سالار است.
بی تردید برای رسیدن به این هدف عالی و ورود به مرحله شکوفایی راهکارهای عادی و تکرار حرکت های گذشته پاسخگو نیست و اولین گام در نوآوری تولید اندیشه و فکر جدید است، چرا که نوآوری شتاب زده و بدور از خردمندی باعث تخریب سنت های پسندیده خواهد شد.
از طرفی ممکن است عده ای نوآوری را به عنوان «دنبال نو رفتن» تعبیر کنند که در صورت نگاه یک بعدی به روش های جدید بدون در نظر گرفتن مقتضیات و اصول می تواند به بدعت منجر شود! در صورتیکه نوآوری بازشناسی و بازنگری اندیشه ها و آموختن و اصلاح آنها بر اساس اصول و مبانی برای ورود به عرصه های جدید است، و در نقطه مقابل بدعت؛ نوآوری بدون مبنا است که نتیجه آن خلل در اصول و ارزش ها خواهد بود.
نمود بارز نوآوری بدون مبنا و به تعبیری «دنبال نو رفتن صرف» رویکردی است که رژیم طاغوت خصوصاً در دو دهه پایانی عمر خود در پیش گرفته بود که در عین فاصله گیری از اصول و ارزشهای جامعه، ابتکار و خلاقیت بومی را به انزوا کشانده بود. در چنین فضایی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید و منجر به نوآوری در کلیه ساختارهای تصمیم گیری و اجرایی کشور و برقراری ساختاری نو از حکومت با عنوان «جمهوری اسلامی» مبتنی بر «مردم سالاری دینی» در جهان تحت کشمکش لیبرالیسم و امپریالیسم شد.
بر این اساس طرح استراتژی «نوآوری و شکوفایی» از سوی رهبر معظم انقلاب در آستانه ورود انقلاب اسلامی ایران به دهه چهارم حیات خود و در حالیکه کشور در مقطعی از تاریخ انقلاب قرار گرفته که پس از سه دهه تجربه و فراز و نشیب های گوناگون در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در حال گذر از مرحله تجربه و ورود به مرحله شکوفایی است، حاکی از لزوم بازنگری در عملکردها و تطبیق روشها با اهداف ترسیمی است و تاکیدی بر اینکه نوآوری از ضروریات انقلاب اسلامی است.
دستیابی به این مهم در دهه چهارم انقلاب مستلزم توجه به ظرفیت ها و مقتضیات موجود کشور و تحول در روش ها و الگوهای برنامه ریزی، مدیریتی است که مقام معظم رهبری در جمع زائران حرم رضوی آن را ذیل دو راهبرد «پیشرفت و عدالت» برای شکوفایی در کشور مورد تاکید قرار دادند.
پس از تبیین استراتژی و ترسیم راهبردها، توجه به زمینه های حرکت در مسیر نوآوری نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است.
با اندک تاملی در بیانات و رهنمودهای مقام معظم رهبری و تاکیدات معظم له خصوصاً از آغاز به کار دولت نهم که با سرلوحه قرار دادن شعار «می شود و می توانیم» پا به عرصه اجرایی کشور نهاده بود، می توان دریافت که ایشان روح عدالت خواهانه حاکم بر مدیریت و برنامه های این دولت را مهمترین بستر برای تحول در کشور قلمداد کرده و در پی آن راهبردهایی برای تحقق ظرفیت های معطل مانده اصل 44 ارائه فرمودند و با نامگذاری سال گذشته به عنوان «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» توجه همگان را به روحیه اتحاد و همبستگی برای هماهنگی در اتخاذ راهبردها جلب نمودند.
همچنین طرح شاخصه مهم «اعتماد به نفس ملی» در جمع مردم یزد نیز به عنوان ضامن حرکت های نوآورانه از سوی رهبر معظم انقلاب مورد تاکید واقع شد چرا که یک ملت زمانی می تواند به نوآوری و ابتکار دست بزند که روحیه اعتماد به نفس داشته باشد، توانایی های خود را بشناسد و به آنها باور و اعتماد داشته باشد.
علاوه بر این «خودباوری» و «ریسک پذیری» در تمام سطوح باید تقویت شود تا امکان دستیابی به شیوه ها و راه های میان بر میسر شود. این مسئله را نیز نباید از نظر دور نگاه داشت که «جنبش نرم افزاری» در کشور کلید ورود به شاهراه نوآوری است.
آنچه واضح است؛ در حال حاضر مسئولین و مدیران بعد از فتح قله های بزرگ علمی و نیز موفقیت های جدی در عرصه های بین المللی با پشتیبانی مردم، در بهترین موقعیت خودباوری و ریسک پذیری قرار گرفته اند که خود می تواند تأثیر بسزایی در نوآوری و شکوفایی داشته باشد.
در این میان دولت و مجلس بیش از سایر نهادها و ارکان نظام در ارتقای سطوح نوآوری و شکوفایی در عرصه های گوناگون و تنظیم حرکت های ملی به سوی پیشرفت و عدالت مسئولیت دارند و این دو رکن مهم نظام در تدوین برنامه پنجم توسعه، باید اهتمام ویژه ای جهت ابداع الگوهای نوین مدیریتی برای تحول در جامعه و امور ملی و فراملی داشته باشند.
علاوه بر آنچه ذکر شد؛ «هماهنگی و همسویی» همه ارکان نظام باید بیش از پیش حفظ شود و وظیفه شناسی بین قوای سه گانه، احزاب و گروه های سیاسی و عموم مردم در دستور کار قرار گیرد تا در سایه نوآوری امکان تعامل و تضارب آرا فراهم شده و با ارائه راهکارها و روشهای نو برحسب شرایط و نیازمندیهای روز و با تعامل و مشارکت بین نخبگان، دولتمردان و سیاستگذاران کشور؛ امکان فعال کردن ظرفیت های بالقوه و استفاده مطلوب از فرصت ها برای «نوآوری» در عرصه های گوناگون و در نهایت «شکوفایی» استعداد ملی و ارتقای شاخص های پیشرفت و عدالت محقق شود. |