اداره کشور توسط 7 حزب اصلاح طلب*
هفت حزب برتر از 26 حزب اصلاح طلبان در زمان خاتمی که مشارکت و مجاهدین و کارگزاران جزو این احزاب بودند با برگزاری جلسات هفتگی دولت اصلاحات را اداره می کردند. آن چیزی که در حوزه سیاست دیپلماتیک و دین و سیاست و فرهنگ در آن ایام در کشور اتفاق می افتاد، محصول طراحی گروه جی 7 اصلاح طلبان بود. خاتمی در آن زمان گفت که هر 9 روز یک مشکل امنیتی برای دولت درست شده است که این مشکلات از درون همین گروه بود. در جلسات جی 7 برای انتخابات شوراها برنامه ریزی شد تا این نهاد را پل های برای کسب کرسی های مجلس و نهایتاً ریاست جمهوری
کنند اما به رغم همه تلاشها دچار شکست اساسی شدند. پس از این شکست این گروه تلاش کرد که در انتخابات مجلس پیروز شود. لیستی هم که در سراسر کشور ارائه کردند با نامیاران خاتمی بود تا از نام وی استفاده کافی را ببرند. نکته جالب این است که در آن ایام اتفاقی افتاد که بی ربط به اصلاحطلبان نبود.
انحلال جی 7 و تعیین پدر معنوی
به رغم تمامی تلاشهای اصلاح طلبان، آنها باز هم شکست خوردند و اقلیت کمی را راهی مجلس هشتم کردند. این شکست باعث دعوا بین آنها شد و عاقبت این دعواها به اینجا رسید که این اتاق جی 7 توان اداره جبهه اصلاحات را ندارد و باید یک فکر اساسی بکنیم. در جلسات بسیار زیاد به این نتیجه رسیدند که اصلاحات نیاز به پدر معنوی دارد و ادامه این جلسات آنها را به موسوی خوئینیها رساند که گزینه خوبی برای مقام پدر معنوی اصلاحات بود. بنابراین جلسات اصلاح طلبان از جی 7 به مجمع روحانیون مبارز منتقل شد و اینجا مرکزی برای راهبردسازی و تولید فکر اصلاحات شد تا باقی اصلاحطلبان زیر نظر موسوی خوئینیها برای کسب موفقیت در انتخابات ریاست جمهوری تلاش کنند.
آن موقع عدهای از اصولگرایان خوشحال شدند که اتاق فکر جریان اصلاحات از دست گروههای تندی نظیر مشارکت و مجاهدین که ساختار شکن هستند خارج شده است اما نمی دانستند که این اتاق به دست چه شخصیتی افتاده است. آن زمان که این موضوع اتفاق افتاد نهادهای امنیتی یکسری هشدار به مسئولان کشوری در خصوص درگیر شدن کشور به موضوعات امنیتی دادند که این کار از شناخت این نیروها از عقبه موسویخوئینیها نشأت میگرفت.
خوئینیها به دنبال سند سازی برای شهید بهشتی
یکی از مسئولینی که وظیفه جمع آوری اسناد لانه جاسوسی را داشت و همچنین بریده های این اسناد را در کنار هم می چید، روایت میکند که یک روز آقای موسوی خوئینیها پیش من آمد و گفت: آیا سندی از ارتباط آیت الله بهشتی با امریکا وجود دارد؟
از برخی نقش آقای موسوی خوئینیها در این قضیه بسیار عجیب است. از برخی بزرگان نقل شده که موسوی خوئینیها قبل از انقلاب افکار چپگرایانه داشت و منبرهای ایشان گروه فرقان را پرورش میداد و پای منبر ایشان کسانی نظیر اکبر گودرزی رئیس گروه فرقان و محمد کشانی عامل ترور شهید مفتح مینشستند. در آن روزها مطرح بود که اگر انقلاب پیروز شوند، اکبر گودرزی و محمد کشانی، بهشتی، مفتح، مطهری و باهنر را خواهند کشت. چون بعضی ها این بزرگواران را در کلاسهای خود یصدون عن سبیل الله معرفی می کردند. این تنها یک موضوع است اما حال این افراد چه اسنادی را از لانه جاسوسی بیرون بردند بحث جداگان های است و هنوز هم ایشان از پاسخ دادن فرار میکند.
نقش موسوی خوئینیها در غائله 18 تیر
در 18 تیر 78 نقش موسوی خوئینیها بسیار مشهود است. از روزنامه سلام متعلق به ایشان یک حادثه امنیتی در کشور روی داد که همان روز نوعی براندازی را در دولت آقای خاتمی و با پشتوانه دستگاههای رسمی کشور طراحی کردند. خیلی معتقدند تیر 78 محصول طراحی تاج زاده بوده است. جالب اینجاست وقتی که روز 18 تیر جمعیت به سمت بیت مقام معظم رهبری رفتند و مسئولان امنیتی گفتند که خیابان جمهوری خط قرمز ماست خود تاج زاده سوار بر موتور می آید جمعیت را به جای دیگر هدایت می کند تا طراحی اینها در یک شرایط سخت در نطفه خفه نشود. این محصول فکر تاجزاده است.
در اتفاقات اخیر هم نقش موسوی خوئینی ها بسیار جالب است. ایشان در جلسات مجمع روحانیون می گفت که بازگشت به قدرت فرض اول ماست و ما قوه اجرایی کشور را باید سکویی بکنیم برای به زیر کشیدن حاکمیت و باید برای اولین و آخرین بار تکلیف خود را با نظام مشخص کنیم.
ایشان در جلسات راهبردی میگوید: تجربیات ما و اصلاح طلبان زیاد شده است و ما باید بیاییم و به هر قیمتی شده است آقای خامنهای را از تخت به زیر بکشیم تا بفهمد که مملکت به این شکل نیست که هرجوری بخواهد آن را به هر سمتی بکشد. خاتمی و یارانش بالاخره کلی تجربه کسب کرده اند.
بهزاد نبوی می گوید: سعی کنید که آقای احمدی نژاد را کاندیدای رهبری معرفی کنید تا اگر شکست خورد، رهبری شکست خورده باشد. ما یک بار در خرداد 76 این کار را انجام دادیم و این ضربه سنگینی بود و به سختی از جا بلند شدند. بنابراین امروز باید ضربه نهایی را بزنیم. همین آقا ادامه میدهد که از لجبازیهاشمی و احمدینژاد باید نهایت استفاده را ببریم و از بحث شورای فقاهت هاشمی حمایت کنیم و رهبری را منزوی کنیم.
2 سال جلسه برای سرنگونی نظام
جلسات دیگری هم به نام جلسات دوشنبه برگزار می شود که دو سال به طول انجامید. در این جلسات افرادی مثل ابطحی، لاری، امین زاده، محمد صدر، عرب سرخی، نعیمی پور، شریعتی دهاقانی، میردامادی، رضا خاتمی، تاج زاده، خانیکی و باقری حضور داشتند.
این ها افراد تأثیرگذار جریان اصلاحات بودند. اینها دو سال برای بازگشت به قدرت در انتخابات ریاست جمهوری جلسه می گذارند. در این جلسات در خصوص تخریبن ظام، رهبری، شورای نگهبان، نیروهای مسلح، صدا وسیما طراحی میشود تا از این طریق زمینه را فراهم و بتوانند حرکتهای خیابانی را اجرا کنند. این حرکات محصول یک شب یا دو شب نیست.
جلسات بنیاد باران هم 4سال برگزار می شود. خاتمی وقتی که از ریاست جمهوری کنار رفت این بنیاد را تأسیس کرد و 1200 نفر از اساتید دانشگاه، وزرا، معاون وزیر و استاندارها و نخبه های اصلاحات را جمع کرد و آنها در کمیتههای مختلف کار مطالعاتی انجام میدادند و محصول این کار در اختیار خاتمی قرار میگرفت تا خاتمی برای بازگشت به قدرت فعال بماند.
تمامی تلاش خاتمی در طول 4 سال بر دو محور بود. اول به کشورهای اروپایی و آمریکایی ثابت کند که رئیس جمهور قدرتمند آینده ایران خاتمی است و از طرف دیگر در داخل آمادگی خود را حفظ کند و از این کمیتههای بهره ببرد.
جلسات دفتر مهدی هاشمی نیز دو سال بود که پنج شنبه ها در منزل وی برگزار می شد و عنوان جلسات صبحانه است. در این جلسات نفراتی مثل مهدی هاشمی، امین زاده، مرعشی، بهزاد نبوی، موسوی لاری، عطریانفر، تاجزاده و بعضی اوقات محمد خاتمی حضور داشتند. آنها صبحانه می خورند و تا ظهر راه های برگشت به نظام را بررسی میکنند. خب معلوم است که دو سال دور هم بنشینند ثمره کار چه می شود. این جلسات مهدی هاشمی در فتنه اخیر بسیار موثر بوده است و حرکات کف خیابانی که کشور را دچار یک موضوع امنیتی پیچیده کرد، در این جلسات طراحی شد. متهمی از سرکرده های اراذل و اوباش تهران اعتراف می کند که از دو ماه قبل از انتخابات، یک آقازاده تمامی آنها را جمع کرده است تا بتواند در موقع لازم از آنها استفاده کند. متهمی در اختیار نیروهای امنیتی قرار دارد که شبی 800 هزار تومان از او می گرفته است تا شرق تهران، نارمک و تهرانپارس را به آتش بکشد و نا امن جلوه دهد. در غرب تهران هم همینطور است.متهمی دستگیر شده است که شبی یک میلیون تومان برای به آتش کشیدن منطقه غرب پول دریافت میکرده است.
متهم دیگری هم که کارش جمع کردن سیاهی لشکر برای فیلم ها بوده، شبی دو میلیون میگرفته است که سیاهی لشکربیاورد و بانک و اتوبوس آتش بزند و اموال عمومی را تخریب کنند و سپس به نیروهای انتظامی حمله و پایگاه های بسیج راتخریب و نهایتا به مقام معظم رهبری توهین کنند. این سرکرده اراذل و اوباش نزدیک به 200میلیون تومان پول گرفته اند و جالب است که اینها می گویند زمانی که برای گرفتن پول می رفتند، او پول ها را روی میز خودش دسته ای آماده گذاشته بود و هرکسی که می آمد به او مبالغی پرداخت می کرد.
این قصه سر دراز دارد... .
*ویژه نامه پتک جمهوریت-روزنامه جوان
|