فرهاد جعفری، نویسنده پرفروشترین کتاب سال 87 در یادداشتی که در وبلاگ شخصیاش منتشر کرده، به ماجرای مصوبه مجلس شورای اسلامی مبنی بر اجازه وقف غیرقانونی اموال دانشگاه آزاد پرداخته است.
به گزارش شبکه ایران، جعفری در این یادداشت نوشته است: آقای احمدینژاد! حالا که به تصویب ساکنان بهارستان؛ وقف اموال 250 هزار میلیاردتومانی دانشگاه آزاد «حلال شرعی و قانونی» دانسته شده؛ چرا شما از قافله عقب بمانی برادر من؟! مگر شما چه چیزیت از «هیات موسس دانشگاه آزاد» [میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی، عبداله جاسبی، موسوی اردبیلی و ...] کمتر است؟! یا خواهرزادههای گل شما، چه کم از فرزندانِ آقایان دارند؟!
نویسنده کافه پیانو همچنین به اظهارات رئیس مجلس درباره نحوه وقف اموال اشاره کرده و با کنایه، اظهار داشته است: آقای رئیس جمهور! نکند یکوقت شما هم مثل ما حقوقخواندهها؛ این «حکم شرعی 1400 ساله» و «مادهی صریح قانون مدنی ِ نزدیک به یکصدساله» را باور کرده باشید که «واقف باید مالکِ مالی باشد که وقف میکند»؟!... نه جانم. آن مال همان کتابهای حقوق است!... همین امروز، آقای لاریجانی از پشت تریبون بهارستان گفته است: [اگر یک نهادی تصرف مالکانه داشت، آن نهاد میتواند وقف کند و این بحث فقهیست و هیچ ربطی هم به دانشگاه آزاد ندارد]! پس لازم نیست «مالکِ اموال و درآمدهای وزارت نفت» باشی که بتوانی آن را وقف کنی جانِ برادر! همین که «مدیر» آن باشی کافیست! چون قرینه است بر اینکه به ضرورتِ مدیریت، در اموالِ آن «تصرف مالکانه» داشته و داری و همینکه «دخل و تصرف مالکانه» داشته باشی، قرینه است بر اینکه «شرعاً و قانوناً» میتوانی آن را به نفع خودت یا دیگران «وقف» هم بکنی! و ابداً هم اهمیت ندارد که جزو اموال عمومی باشد یا نباشد!
من هم میتوانم وزارت نفت را وقف کنم، چون مصرف بنزینام را مدیریت کردهام!
فرهاد جعفری در بخش دیگری از یادداشت خود، با اشاره به اینکه "مدیریت" یک نهاد نمیتواند منجر به "مالکیت" آن شود، اظهار داشته است: در طول عمرم، خیلی پیش آمده که رفتهام به یک پمپ بنزین، نازل سوخت را برداشتهام، آن را گذاشتهام توی دهانهی باکِ بنزین اتوموبیلی که سوارش بودهام و بسته به نیاز، سیچهل لیتری بنزین زدهام. نشان به این نشان که یک فقره «کارت سوخت» هم دارم که اگر «شرعاً» لازم باشد؛ میتواند مصداق و مستندِ «مدیریت» و «تصرفِ مالکانه در نفت کشور» قرار گیرد!
نویسنده کافه پیانو در پایان یادداشت خود هم اضافه کرده است: گرچه که این «مدیریت» و «تصرف مالکانه»، فقط به شصتهفتاد لیتر بنزین در ماه محدود میشود. اما خب؛ روشن است که برای سالها، حتا وقتی کارت سوختی در کار نبود؛ «مصرف بنزین»ام را «مدیریت» کردهام. گاهی کم بنزین زدهام، گاهی زیاد. طوری که بعضی وقتها؛ یک مقداریش هم ریخته روی زمین! یا اینکه گاهی کارتِ سوختم را به دوستم دادهام، گاهی به باجناقم! پس هرچقدر هم که عدهای بخواهند بهانهگیری کنند؛ نمیتوانند انکار کنند که هم سوختم را «مدیریت» کردهام و هم درش «تصرف مالکانه» داشتهام! |