صفحه اول     آرشیو     درباره ما     تماس با ما     پیوندها     ورزشی   سه شنبه، 2 خرداد 1391 - 18:34   
  تازه ترین عناوین:استقبال گسترده از مختارنامه در کشورهای عربی     هاشمی با پیام تسلیت به موسوی ضربه جدیدی به حیثیت خود زد     دولت اصولگرا شرایط لازم را برای تدوین الگوی اسلامی-ایرانی فراهم کرده است     عملیات انتقال سوخت به قلب راکتور نیروگاه بوشهر پایان یافت     تعداد شهیدان ایران در عملیات های تروریستی     تیجانی:ولایت فقیه ادامه ولایت علی (ع) است     حامیان انگلیس ترورها را چگونه توجیه می کنند؟     مداحی از نگاه آیت‌الله مکارم شیرازی     استاد شهریاری در امام زاده صالح آرام گرفت      نظر مقام معظم رهبری در خصوص مداحی زنان     80 فاحشه در یک مهمانی سیاسی!     یک عروسی دیگر و حضور ناطق و کروبی و سید حسن و ...     ایجاد باد مصنوعی توسط محیط زیست!     سوتی های اوباما روی فیس بوک     سوء استفاده از ایرانیها در امارات!     نصرالله: اراده قوی در تولید علم علت دشمنی با ایران است     باید هرچه بیشتر توان خود را در دریا و ساحل تقویت کنیم     دو کشته حاصل درگیری های شدید مصر     یکی از رهبران العراقیه این ائتلاف را سعودی خواند     بازهم فرار موسوی از یک مراسم!       
 تبلیغات
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 1217یکشنبه، 5 خرداد 1387 - 17:44
دکتر داوری: بدون علوم انسانی نمی‌دانیم کیستیم
نخستین همایش ملی علوم انسانی و چالش اشتغال با موضوع آسیب شناسی و راهکارهای بهبود وضعیت اشتغال دانش آموختگان علوم انسانی در ایران در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد. در این همایش استادان و صاحب نظران حوزه علوم انسانی به بیان دیدگاه های خود پرداختند...
  

نخستین همایش ملی علوم انسانی و چالش اشتغال با موضوع آسیب شناسی و راهکارهای بهبود وضعیت اشتغال دانش آموختگان علوم انسانی در ایران روزهای 31 اردیبهشت و یک خرداد در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد. در این همایش استادان و صاحب نظران حوزه علوم انسانی به بیان دیدگاه های خود پرداختند.

 

دکتر عباس منوچهری: علوم انسانی مقهور اصحاب "علوم جدید" در ایران است

عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس در دومین روز از همایش «علوم انسانی و چالش اشتغال» گفت: علوم انسانی مقهور اصحاب "علوم جدید" در ایران است.

به گزارش خبرگزاری مهر، در دومین روز از همایش علوم انسانی و چالش اشتغال که به همت انجمن‌های علمی دانشجویی فلسفه دانشگاه‌های شهید بهشتی و تهران در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد،‌ دکتر عباس منوچهری،‌عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس به یک رهیافت عملی به علوم انسانی در ایران پرداخت.

دکتر منوچهری به ارتباط میان علوم انسانی و هویت بشری اشاره کرد و گفت: پرداختن به رابطه علوم انسانی با اشتغال و پاسخ به "مسله اشتغال برای علوم انسانی" مستلزم توجه و پرداختن به استلزامات وجودی علوم انسانی است. درست این است که علوم انسانی به حل مشکل اشتغال بپردازد نه اینکه به حل مشکل اشتغال علوم انسانی اهتمام ورزیده شود.

وی با اشاره به اهمیت علوم انسانی در صورت بها داده شدن در سطح جامعه در ارائه راه حل برای معضل اشتغال گفت: در صورتی که علوم انسانی شان حقیقی خود را در جامعه و در سامان نهادی کشور داشته باشد، می‌تواند خود در حل مشکل اشتغال تعیین کننده باشد.

وی گفت: علوم انسانی، در صورتی که الزامات معرفتی آن و بخصوص آنجا که با عمل در عرصه زندگی فردی و جمعی مرتبط می شود رعایت شود، مرجع پاسخگوئی به مسائل بسیاری از جمله مسئله اشتغال است.

وی تاکید کرد:علوم انسانی در ایران هم متهم است هم مقهور. موضوع شدن علوم انسانی برای مسله اشتغال مخدوش بودن را نیز به دو معضل دیگر می‌افزاید. علوم انسانی متهم به دوری از ارزشهای دینی است.

دکتر منوچهری در توضیح علت مقهور خوانده شدن علوم انسانی گفت: علوم انسانی مقهور اصحاب "علوم جدید" در ایران است که در عین بی اطلائی از قلمرو معرفتی و تضمنات عملی آن همواره در مقام تصمیم گیران و تصمیم سازان، آن را به حاشیه رانده و فرصت لازم برای پویائی و اثر گذاری را از آن دریغ کرده اند.

وی در پایان با اشاره به ضروت‌های نگاه نوین به علوم انسانی در حل معضل اشتغال گفت:‌ اکنون، با اولویت بخشی به الزاماتی چون "کار آفرینی" و "اشتغال زائی" برای علوم انسانی به جای تامین شان آن در جامعه، آن را دچار مشکل جدیدی خواهیم کرد. البته، "تامین شان علوم انسانی" امری شدنی است که الزامات خاص خود را دارد و می‌توان به آن در همین فرصت به عنوان یک دستور کار جدی پرداخت. 

 

دکتر داوری: بدون علوم انسانی نمی‌دانیم کیستیم

رئیس فرهنگستان علوم در همایش علوم انسانی و چالش اشتغال گفت: ما بدون علوم انسانی و به‌ویژه فلسفه اصلاً نمی‌دانیم کجا هستیم و کیستیم.

دکتر داوری در آغاز سخن موضع خود را دفاع از علوم انسانی در ایران خواند و گفت: ‌منظور من از علوم انسانی علومی است که در قرنهای هجدهم و نوزدهم در عالم جدید پدید آمده اند،‌ یعنی علومی چون جامعه شناسی،‌ روانشناسی و اقتصاد.

وی سپس با تمایز قائل شدن میان نگاه سیاسی و نگاه علمی به مشکلات فراروی ظهور علوم اشاره کرد و گفت: علوم خیلی آسان به دست نیامده اند و کار علمی،‌ کار خطیری است. در جهان تجدد نیز چنین نبوده که علوم انسانی به سادگی به دست آیند و مثلا اثبات مرکزیت زمین کار ساده ای نبوده است و برای آن هزینه های دشواری پرداخته شده است.

استاد فلسفه دانشگاه تهران در ادامه با تاکید بر کارهای خطیری که بر سر پیشرفت علوم انسانی صورت گرفته است،‌ گفت: در غرب می بایستی شرایطی ایجاد شود که این علوم پدید آیند و حتما این نیاز و طلب بوده که این علوم به وجود آمده است. جامعه ای که به علمی نیاز نداشته باشد و احساس نیاز به آن نکند،‌ به آن علم روی نمی کند.

دکتر داوری تاکید کرد: در کشور ما نسبت به این علوم انسانی احساس نیاز نبوده است و به همین دلیل نخستین آثاری که در زمینه اقتصاد و روانشناسی نوشته شده است تا این اندازه کم مطالعه شده است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی دلیل خوانده نشدن این کتب را فقدان احساس نیاز جامعه ایرانی سده نوزدهم به علوم انسانی خواند و گفت:‌ علم سیال است و به هر کجا می رود و برای دریافت آن باید شما نیز سیال باشید. جهان فعلی به سیاست که البته بسیار هم مهم است،‌ بیش از اندازه اهمیت می‌دهد،‌ اما با عینک سیاسی نمی‌توان علم را فهمید.

دکتر داوری در بخش دیگری از صحبتش با اشاره به اهمیت علوم انسانی گفت: به هر حال ما بدون علوم انسانی و به‌ویژه فلسفه نمی‌دانیم کجا هستیم که بخواهیم به جایی رویم.

دکتر داوری در پایان با تاکید بر ضرورتهای پیش رو در فراگیری و گسترش علوم انسانی و فلسفه گفت:‌به هر حال ما باید ضعفهای خودمان را ببینیم و با همان توش و توان اندک که داریم قدم بر داریم و ان شاء‌الله به جایی می رسیم. ان شاء‌الله علوم انسانی به خودآگاهی می‌رسد.

 

علل ضعف تحقیقات علوم‌انسانی در ایران*

 مصطفی ملکیان

 

موضوع صحبت من در این جا کمی بی‌ربط به موضوع این کارگاه تخصصی است که علت آن دو چیز است:

اول این که من در مورد موضوع دقیق این کارگاه تخصصی دانشی ندارم و دوم این که دقیقاً خبر نداشتم که تا این حد و به طور جدی قرار است فقط درباره اشتغال بحث شود. به این دو جهت من موضوعی را انتخاب کرده‌ام با عنوان «علل ضعف تحقیقات علوم‌انسانی در ایران» که شاید بعضی از نکاتش برای بحث علوم‌انسانی و چالش اشتغال سودمند باشد.

علل ضعف تحقیقات علوم‌انسانی در ایران از نظر من در ده مورد قابل بیان است که هر چند همه‌ی علل ضعف تحقیقات علوم‌انسانی نیست، اما اهم این علل است. اما قبل از بیان این ده علت لازم است سه نکته را عرض کنم:

نکته اول این که من این علل را به ترتیب اهمیت بیان نمی‌کنم. بلکه شاید به عکس باشد و گمان می‌کنم هر چه به طرف آخر برویم اهمیت این علت‌ها بیشتر می‌شود. بر این مسأله تأکید داشتم تا بتوانم در قسمت‌های اخیر سخن بسط کلام بدهم.

نکته دیگر این است که عللی که عرض می‌کنم با یکدیگر رابطه دیاکلتیکی دارند و علیت‌های دو سویه بین‌شان برقرار است. یعنی ممکن است عامل اول، علت عامل دوم باشد، اما خود عامل دوم هم به یک معنا علت عامل اول باشد؛ یعنی رابطه علی یک سویه بین‌شان وجود ندارد و خود این مسأله، اعتراف به این موضوع است که من علل و معالل را در کنار هم نشانده‌ام.

نکته سوم هم این است که بعضی از این علل فقط به ایران اختصاص ندارد. در غیر ایران هم مصداق پیدا می‌کند، اما به گمان بنده در ایران به صورت اشد و آکدی وجود دارد و باید به صورت مؤکدتری بر آن تأکید و اصرار ورزید. بنده این ده علت را عرض می‌کنم که احتمالاً خیلی از آن‌ها هم مورد مناقشه سروران و اساتید قرار می‌گیرد.

نخستین علتی که درباره‌ی ضعف تحقیقات علوم‌انسانی در ایران می‌توان گفت این است که دانش‌آموختگان علوم‌انسانی در ایران نسبت به دانش‌آموختگان سایر علوم به طور متوسط ـ البته و نه در موارد استثنائی ـ از IQ کمتری برخوردارند؛ یعنی هوش‌بهر کمتری دارند.

 بنابراین شکی وجود ندارد که وقتی دانش‌آموزی یا دانشجویی، هوش‌بهر کمتری داشته باشد، خود این دانش‌آموز یا دانشجوست که استاد آن رشته می‌شود، اما طبیعتاً هوش‌بهرش افزایش پیدا نخواهد کرد. تبعاً استاد قاهر و مسلطی نخواهد بود و هرقدر هم در زندگی آکادمیک خود جدیت ورزیده باشد باز این IQ پایین در فرآورده کار آن‌ها مؤثر خواهد بود و این هوش‌بهر پایین در تدریس، تألیف، ترجمه و تحقیقات آن‌ها مؤثر خواهد بود. از طرف دیگر وقتی همین استاد سر کلاسی می‌رود که دانشجویانش هم IQ پایینی دارند، نیاز نخواهد داشت که بر کارش تسلط داشته باشد، چرا که با سلطه‌ی بسیار بسیار کمتر هم دانشجویانش را راضی خواهد کرد. دوستانی هم که در علوم‌انسانی کار کرده‌اند، اگر سخنرانی یا درسی در دانشکده‌های غیر علوم‌انسانی داشته‌اند، این مسأله را به رأی‌العین دیده‌اند که سؤالات، اشکالات و انتقاداتی که مثلاً در دوره‌ی لیسانس دانشگاه شریف مطرح می‌شود هرگز در دوره دکترای رشته‌های علوم‌انسانی مطرح نمی‌شود.

این موضوع از نظر من نکته‌ی غیر قابل انکاری است. البته من آماری در این زمینه نگرفته‌ام و حس خودم را بیان می‌کنم و ممکن است آمار خلاف این را بگوید، اما به این مسأله هم باید توجه کنیم که به گفته‌ی متفکری آمار برای پوشاندن حقایق است نه برای آشکار کردن آن‌ها.

 نتیجه‌ی این نکته، نکته‌ دومی است که همان درآمد کمتر رشته‌های علوم‌انسانی است. وقتی رشته‌های علوم‌انسانی درآمد کمتری دارند سبب می‌شود که پدران و مادران فرزندان نخبه‌ی خود، دارای IQ بالا را تشویق و ترغیب کنند و سوق دهند و حتی در موارد عدیده‌ای وادار کنند که فنی و مهندسی یا پزشکی بخوانند و آن بچه‌هایی را که ناچارند یا نمی‌توانند فنی ومهندسی یا پزشکی بخوانند می‌فرستند علوم‌انسانی؛ چون بالاخره هیچ پدری عالماً و عامداً تصمیم نمی‌گیرد بچه‌اش را بفرستد به رشته‌ای که درآمد کمتری دارد.

باید توجه داشت که این دو علت، در واقع علت و معلول یکدیگرند یعنی IQ پایین‌تر باعث درآمد کمتر می‌شود و درآمد کمتر هم سبب می‌شود کسانی که IQ پایین‌تر دارند در رشته‌های علوم‌انسانی درس بخوانند.

علت سوم ضعف تحقیقات علوم‌انسانی در ایران این است که علوم‌انسانی تنها علومی‌اند که تجسد تکنولوژیک ندارند، در نتیجه تفاوت میان قوی و ضعیف و میان شیاد و راست‌کار در این علوم معلوم نخواهد بود. در حالی که مثلاً اگر من در علوم فنی و مهندسی شیادی بورزم، پلی می‌سازم که با اولین کامیونی که از روی آن رد می‌شود سقوط خواهد کرد و معلوم می‌شود که من دانش فنی و مهندسی لازم را نداشته‌ام. یا اگر پزشک شیادی باشم از هر 20 عمل جراحی که انجام می‌دهم، 19 تای آن ناموفق از آب در می‌آید و همه می‌فهمند که من پزشکی هستم که یا شیادم یا آن قدر که ادعا می‌کنم معلومات پزشکی ندارم.

اما چه چیز است که معلوم می‌کند کار یک محقق یا معلم علوم‌انسانی ضعیف بوده است؟ پلی نمی‌سازد که این پل فرو بریزد و جراحی‌ای نمی‌کند که این جراحی ناموفق از آب در بیاید و هر چه بگوید یک عده می‌توانند بر سخنان او پافشاری کنند. یعنی هر علمی که تجسد تکنولوژیک نداشته باشد به روش‌های عینی (objective) نمی‌توان روشن کرد که چه چیزهایی در آن ضعیف یا قوی است. در واقع در چنین شرایطی فرد می‌تواند خودش را در صف دانشمندان قرار دهد و ما نیز چه بسا نوعی شارلاتانیزم را شاهد باشیم. در چنین مواردی در علوم فنی و مهندسی همیشه نوعی در آزمون بودن وجود دارد که در علوم‌انسانی این گونه نیست. در علوم‌انسانی فرد می‌تواند هر سخنی بگوید و اگر از خدا بیمی نداشته باشد و اگر وجدان کاری و وجدان اخلاقی‌اش بیدار و زنده نباشد، دیگر رسوایی پیش مردم برایش معنایی نخواهد داشت.

از نظر بنده همیشه یکی از این سه عامل باید وجود داشته باشد: خدا را ناظر و ناقد و داور بصیری بداند و آن وقت بگوید من کاری را که بر عهده گرفته‌ام باید خوب انجام دهم؛ یعنی از عواقب اخروی بترسد. یا اگر دیدگاه دینی و مذهبی ندارد باید یک وجدان اخلاقی زنده و بیداری داشته باشد و دائماً ملامت‌گر درونی، ملامت‌اش کند که چرا کارت را ضعیف انجام می‌دهی؟ چرا کاری را که بلد نیستی بر عهده گرفته‌ای؟ و....

غیر از این دو عامل، عامل سوم هم رسوایی پیش مردم است؛ حال اگر عامل اول و دوم نباشد می‌ماند عامل سوم. رشته‌های فنی و مهندسی و پزشکی رسوایی شان نزد مردم‌ مشخص است، اما در علوم‌انسانی مشخص نیست که فرد چگونه رسوا خواهد شد و هر کسی می‌تواند هر چیزی را بگوید و کسی هم نتواند کوس رسوایی‌اش را بزند، چرا که تجسد تکنولوژیک ندارد. نتیجه‌ی این وضعیت، همان علت چهارم است، یعنی این که اساساً ارزیابی تحقیقات علوم‌انسانی دشوار است که البته این امر تا حدی معلول علت سوم است، اما خودش هم می‌تواند مستقلاً مورد بحث قرار بگیرد. ارزیابی رساله‌هایی که در رشته‌های دیگر نوشته می‌شود ساده است اما این امر در علوم‌انسانی بسیار دشوار است.

علت پنجم این است که علوم‌انسانی به طور یکنواخت وارد ایران نشده است و بهصورت گزینشی و کاریکاتوری وارد ایران شده، در حالی که علوم‌انسانی در کشوری رشد می‌کند که همه اجزایش متوازن پیش برود. برخی از رشته‌های علوم‌انسانی در کشور ما قوی‌تر و برخی هم به صورت بسیار بسیار فاحش، ضعیف‌تر است. به هر حال باید توجه داشت که علوم‌انسانی، علومی هستند که وابستگی‌شان به علوم دیگرِ انسانی، بیشتر از علوم فنی مهندسی نسبت به یکدیگر است.

علت ششم هم این است که در عرف جامعه گفته می‌شود مسایلی اورژانسی‌تر از علوم‌انسانی وجود دارد و گویا مسایل فوری و فوتی کشور ما، مسایلی غیر از علوم‌انسانی‌اند. البته این مسأله تا حدی هم درست است و کشوری که نیازهای بیولوژیک مردم‌اش آن چنان که باید و شاید برآورده نمی‌شود، معلوم است که آن نیازهایی که فوق نیازهای بیولوژیک هستند و علوم‌انسانی متکفل آن‌هاست کمتر مورد اعتنا باشد. اما به نظر من تأکید بسیار ناسالمی روی این نکته می‌شود که باید به آن توجه داشت.

علت هفتم مسایل معرفت‌شناختی است که در کشور ما گشوده نشده است. علوم‌انسانی مشکلات معرفت شناختی‌ای دارد که هنوز مسایلی حل ناشده در معرفت‌شناسی و روش‌شناسی علوم‌انسانی است؛ مسایلی مانند این که علوم‌انسانی تا چه حد می‌توانند objective یا subjective باشند؛ روش‌های هرمنوتیک چه قدر در علوم‌انسانی توفیق‌آمیز یا شکست‌دهنده‌اند و... که درباره این موضوعات تنقیح مناط به نحو درست انجام نشده است.

مسأله هشتم این است که وقتی محقق بداند عملاً تحقیقاتش مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، هم انگیزه کارِ خوب را از دست می‌دهد و هم در نظرش چنین می‌آید که می‌تواند کار خودش را با تقلب به پیش ببرد. من کمتر دیده‌ام که به یک تحقیق علوم‌انسانی در کشور ما ترتیب اثر علمی داده شود و نتیجه‌ی تحقیقات در علوم‌انسانی به جد گرفته شود. البته در میان علوم‌انسانی، اقتصاد یک استثناست و اگر از آن بگذریم در سایر علوم شما هرقدر هم تحقیق‌تان عمیق باشد، باز کسی در مقام عمل به آن ترتیب اثر نمی‌دهد.

نکته‌ی نهم هم این است که ما به خاطر حکومت دینی ای که داریم در واقع نسبت به علوم‌انسانی احساس استغنا می‌کنیم. ما هر آن‌چه را که از علوم‌انسانی می‌خواهیم در قرآن و روایات داریم و بنابراین برای چه باید در علوم‌انسانی تحقیق کنیم؟

یعنی می توان گفت تا احساس نکنیم که درباره‌ی انسان هیچ نمی‌دانیم، یا آن‌چه می‌دانیم بسیار کمتر از آن است که تصور می‌کنیم، علوم‌انسانی را جدی نخواهیم گرفت. من در مناظره‌ای که با یکی از آقایان داشتم بحث به این جا کشیده شد که گفت ما دیوار اسلامی، سیب‌زمینی اسلامی و دیگ اسلامی داریم. این سه، عین تعبیر وی است. چند سال قبل هم از مؤسسه‌ای که ایشان یکی از پژوهشگران آن است بنده شنیده بودم که هندسه اسلامی، تراکتور اسلامی و کشاورزی اسلامی وجود دارد. وقتی چنین دیدگاهی وجود دارد، دیگر چه برسد به علوم‌انسانی. طبیعی است که بگویند روان‌شناسی اسلامی، اقتصاد اسلامی و... وجود دارد.

اما عامل دهم که تا حدی متأثر از عامل نهم است این است که گاهی ممکن است احساس استغنا کنیم، اما گاهی اتفاق بدتری می‌افتد و در نتایج تحقیقات مداخله می‌کنیم و می‌گوییم نتایج تحقیقات باید خودشان را با آن چه ما به آن‌‌ها اعتقاد داریم تطبیق دهند.

از نظر من این ده عامل که البته روابطی دیالکتیکی هم با یکدیگر دارند در ضعف تحقیقات علوم‌انسانی بسیار مؤثر بوده‌اند.

----------------------------------

*متن سخنرانی مصطفی ملکیان در کارگاه تخصصی پیش‌همایش علوم‌انسانی و چالش اشتغال به نقل پایگاه اطلاع رسانی این همایش

 

نعمت الله فاضلی: علوم انسانی در ایران کمتر قابلیت خدماتی و مصرفی دارند

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در همایش «علوم انسانی و چالش اشتغال» گفت: علوم انسانی در ایران کمتر قابلیت خدماتی و مصرفی دارند.

به گزارش خبرنگار مهر،‌ در نخستین روز از همایش «علوم انسانی و چالش اشتغال» که به همت انجمن‌های علمی دانشجویی فلسفه دو دانشگاه تهران ‌و شهید بهشتی،‌ در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد،‌ دکتر نعمت‌الله فاضلی،‌ استادیار انسان شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی ،‌ به موضوع «چالش‌های اشتغال در علوم انسانی با توجه به چالش‌های رشته‌ انسان شناسی» صحبت کرد.

استاد انسان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی در آغاز سخن با اشاره به اینکه پرسش اشتغال و ایده‌مندی برای این علوم موضوع تازه‌ای نیست،‌ گفت: طرح جدی مسئله اشتغال مسئله‌ای است که در نتیجه توده‌گیر و گسترده شدن این رشته‌ها طی چند دهه اخیر به وجود آمده است. تا پیش از 1980 که الگوی دانشگاه نخبه گرا بر دانشگاههای جهان حاکم بود، اساسا مسئله اشتغال برای این رشته ها مطرح نبود زیرا تعداد اندکی برای تحصیل در این رشته ها به دانشگاهها می آمدند. برای این دانش آموختگان کم شمار نیز هم زمینه های شغلی به حد کافی مهیا بود.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی سپس به علوم انسانی پرداخت و گفت: توسعه این علوم در نیمه اول قرن بیستم  بر اساس و در چارچوب الگوی معینی از دانشگاه انجام گرفت که این الگو امروزه به الگوی نخبه گرا شهرت دارد. در این الگو هدف دانشگاه تربیت تعداد معین و محدود نخبگان مولد فکر و دانش است، دانشی که بیش از آنکه در این زمان دولت –ملتهای مدرن و امروزی در حال تثبیت ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود بودند. این وضعیت دستگاههای دولتی متعدد مانند مراکز آموزشی و اداری به دانش آموختگان این رشته ها نیاز داشتند. اما با اشباع این مراکز از یک سو و افزایش گسترده دانش آموختگان از دیگر سو باعث طرح مسئله اشتغال بکار دانش آموختگان در تمام رشته ها و از جمله علوم انسانی شده است. اما این موضوع ابعاد  مختلفی دارد.

دکتر فاضلی در ادامه به موضوع اشتغال در علوم انسانی اشاره کرد و گفت: برای فهم مسئله اشتغال در رشته های دانشگاهی باید بینش جامع نگر یا کل گرا داشت. یعنی بینشی که بتواند مسئله اشتغال را در چارچوب و بافت کلیت مسائلی که این رشته ها با آن مواجه هستند و همچنین کلیت جامعه ایران در نظر گیرد.

وی تاکید کرد: برای تحلیل کل نگر چالشهای اشتغال در رشته های علوم اجتماعی در ایران باید ابعاد مختلف شامل وضعیت پژوهش یا چگونگی توسعه علمی، وضعیت آموزش و چگونگی انتقال قابلیت ها و مهارت ها به دانش آموختگان، و بالاخره وضعیت یا جایگاه این رشته ها در جامعه ازابعاد مختلف مانند میزان و نوع تقاضا یا انتظارات از این رشته ها، کارکردها و عملکردهای این رشته ها در جامعه، رابطه این رشته ها با اقتصاد و سیاست، مورد بررسی قرار داد.

دکتر فاضلی با تاکید بر مجموعه رشته های علوم اجتماعی یعنی انسان شناسی، جامعه شناسی، روان شناسی، روان شناسی اجتماعی، علوم تربیتی، اقتصاد، حقوق، علوم سیاسی، جغرافیا، مدیریت و تاریخ،‌بر سه وجه این علوم تاکید کرد گفت:  این سه وجه عبارتند از وجه فعالیت فکری،‌دوم فعالیت حرفه ای وسوم وجه شخصی.

وی گفت:  اما علی رغم این تفاوت، می توان تمام دانش آموختگان علوم اجتماعی کم و بیش با مشکل اشتغال مواجه هستند. از این رو، برای حل این مشکل باید چاره ای کلی اندیشید. راه حل اولیه که به ذهن می رسد معمولا این است که به نوعی بین فرصتهای شغلی و تعداد دانش آموختگان نوعی تعادل برقرار شود. برای این تعادل می توان به کاهش تعداد دانشجویان این رشته ها و همچنین افزایش فرصت های شغلی  برای این دانش آموختگان اندیشید. اما این راه حل ممکن نیست زیرا تقاضای اجتماعی برای آموزش عالی در ایران بالاست و جوانان نیازمند ادامه تحصیلی هستند. همچنین با توجه جمعیت انبوه دانش آموختگان، نمی توان به سهولت برای تمامی آنها فرصت شغلی آماده ساخت. استدلال و پیشنهاد نگارنده در این مقاله این است که ما باید به کارکردهای مختلف این علوم توجه کنیم و این علوم را نه صرفا از منظر اقتصادی یا اداری بلکه از منظر نوعی فعالیت فکری و همچنین راهی برای توسعه خلاقیتها و قابلیتهای فردی در نظر گیریم. اگر دانشگاهها بتوانند به این دو کارکرد این علوم توجه کنند، در آن صورت دانش آموختگان این رشته ها، افراد قابل و توانایی هستند که برای اشتغال کمتر به فرصت های شغلی از پیش مهیا شده برای آنها می اندیشند بلکه خود فرصت های شغلی شان خلق می نمایند.

استدلال نگارنده در این مقاله این است که رشته های علوم اجتماعی در ایران از ابتدای تاسیس شان تاکنون با رویکردی ابزارانگارانه و کاربردی مطرح بوده اند. در این رویکرد این دانش ها نه به مثابه فعالیتی فکری در خدمت عرصه عمومی، و نه به مثابه بینش و بصیرت در خدمت هدف های شخصی، بلکه صرفا نوعی آمار اجتماعی در خدمت دولت یا راهی برای تربیت تکنسین اداری شناخته شده اند. این نحوه تلقی تقلیل گرایانه، پیامدهای گوناگونی برای این علوم و دانش آموختگان آن ایجاد کرده است. از یک سو، این نگرش باعث عدم پیشرفت تحقیقات بنیادی و توسعه نظری و مفهومی این علوم شده است. و از سوی دیگر در زمینه آموزش و تربیت نیروی انسانی در این رشته ها نیز باعث عدم رشد  مهارتهای بنیادی و کلیدی در دانش آموختگان این رشته ها مانند تفکر انتقادی، توان تجزیه و تحلیل، توان تهیه گزارش و نگارش و تالیف، توان مشارکت فعال در فرایند های تولید دانش و امثال آن شده است.

وی گفت: به نظر من رشته های و دانش آموختگان علوم اجتماعی می توانند در تمام سازمان ها و موسسات خدمت نمایند. از این رو، آنچه دانش آموختگان این رشته ها نیاز دارند، توانایی ها و قابلیت هایی است که به آنها مجال مشارکت فعال و مفید در تمام موسسات و نهادهای جامعه را بدهد. این مهارت بیش از هر چیز بینش جامعه شناسانه است. به نسبت شمار اندکی از دانشجویان به کسوت جامعه شناس حرفه ای در می آیند، اما همه آنها پس از خاتمه دوره تحصیلات دانشگاهی مقام و مسئولیتی در جامعه بر عهده می گیرند و نقشهای اجتماعی گوناگونی ایفا می کنند. هر چه این مقام عالی تر و هر چه این مسئولیت بزرگتر باشد، فایده و اهمیت معلومات جامعه شناختی برای شخصی که داوطلب احراز این مقام و تقبل این مسئولیت است، بیشتر می شود. حال که باید همه در جامعه زندگی کنیم، به دیگران ملحق شویم، نقش های اجتماعی مان را ایفا کنیم، پیداست که معلومات جامعه شناختی کمک ارزنده ای برای هر نوع مسئولیت شغلی عرضه می کند. 

دکتر فاضلی در پایان گفت: باید در علوم اجتماعی روشهای متفاوت آموزش داده شود، به فردیت و علایق دانشجویان توجه شود و به محتوای دروس نیز کمک شود. از این رو به نظر من لازم نیست برای این علوم فرصت شغلی تعریف شود،‌ همه جا فرصت شغلی برای دانش آموخته این علوم هست،‌فقط باید به این دانش آموختگان فرصت داد تا بتوانند ایفای نقش کنند.

 

دکتر ریاضی: توسعه علوم انسانی با برنامه صورت نگرفته است

عضو هیئت علمی وزارت علوم،‌ تحقیقات و فناوری در همایش علوم انسانی و چالش اشتغال گفت: توسعه رشته‌های مختلف علوم انسانی در ایران زمین با مطالعه و برنامه صورت نگرفته است.

به گزارش مهر،‌ در دومین روز از همایش ملی علوم انسانی و چالش اشتغال، دکتر ابوالحسن ریاضی، عضو هیئت علمی وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری،‌ به موضوع «فقدان آمایش سرزمین و تشدید بحران اشتغال در رشته‌های علوم انسانی» پرداخت.

دکتر ریاضی با اشاره به ضرورت تحقیقات میدانی گفت: اگر توزیع مناسب جمعیت و فعالیت‌ها در پهنه سرزمین، با هدف استفاده کارآمد از قابلیت‌ها و مزیت‌های کشور، آمایش سرزمین، بدانیم، برنامه‌ریزی بلند مدت و جامع برای بهره‌گیری از منابع انسانی ضرورت بدیهی آمایش محسوب خواهد شد.

وی گفت: موضوع کمیت و کیفیت جمعیت موجود و نیروی انسانی مورد نیاز مناطق مختلف کشور باید جهت‌گیری آموزش‌ها مورد نیاز را در سطح آموزش و پرورش و آموزش عالی تعیین کند. به دیگر سخن ظرفیت توسعه مناطق مختلف در یک دوره بلند مدت با حجم فعالیت‌های مختلف اقتصادی ـ‌ اجتماعی از جمله فعالیت‌های آموزش عالی قابل تعریف و برنامه‌ریزی است.

دکتر ریاضی با اشاره به وضع آموزش عالی در سالهای اخیر گفت: متأسفانه توسعه پرشتاب دانشگاهی و مراکز آموزش عالی در سالهای پس از انقلاب توسعه‌ای بی ضابطه ، بی‌برنامه و فاقد نگرش کلان و آمایش هدفمند بوده است. افت کیفی آموزش‌ها به ویژه آموزش علوم انسانی، تمرکز بیش از حد دانشگاهها در تهران، جذب بدون مطالعه دانشجو در رشته‌های علوم انسانی (بیش از 55 درصد کل دانشجویان کشور) عدم تناسب کمی و کیفی فارغ‌التحصیلان با نیازهای کشور، موجب اختلال در جذب و توزیع فارغ‌التحصیلان علوم انسانی در بازار کار شده‌ایم. کم توجهی به عواملی همچون ضعف امکانات و منابع مورد نیاز، رشد اندک حرفه‌ای اعضاء هیأت علمی، عدم رضایتمندی دانشجویان از رشته خویش، شکاف میان آموزش دانشجویان علوم انسانی و فارغ‌التحصیلان این رشته را بیش از پیش نموده است.

وی گفت: متأسفانه زنجیرة بی‌برنامگی و فقدان نگرش کلان در آموزش علوم انسانی را باید در حلقه اول نظام برنامه‌ریزی کشور یعنی غیبت آمایش سرزمین در گام اول برنامه توسعه کشور جستجو نمود. که این مسئله خود ریشه در فقدان عزم و اراده در تدوین برنامه‌های توسعه‌ای براساس مطالعات آمایش سرزمین، مقاومت نظام مدیریت و برنامه‌ریزی کلان در تفویض اختیارات و از میان رفتن تمرکز و در نتیجه ضعف یا فقر قوانین همسو با مقتضیات آمایش دارد.

دکتر محمد قاسمی، عضو هیئت علمی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی شورای اسلامی نیز در این همایش به موضوع «اعتبارات پژوهشی در حوزه علوم انسانی» پرداخت و گفت: همه ساله در قالب بودجه کل کشور اعتباراتی تحت عنوان پژوهش، تحقیقات و غیره پیش بینی می شود. بخشی  از این اعتبارات ذیل دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی ؛ بخش دیگری ذیل سایر دستگاههای اجرایی کشور و بخشی نیز ذیل ردیف های متفرقه قرار دارند.

وی با ارائه آمار و ارقامی تاکید کرد:  پراکندگی اعتبارات پژوهشی در بین دستگاههای مختلف اجرایی؛ مشخص نبودن میزان عملکرد این اعتبارات ؛ فقدان تعریف‌های مشخص و قطعی از هر فصل و محتوای عملیاتی برنامه‌های مربوط به آن و... عمده‌ترین موانع بررسی کارایی این‌گونه اعتبارات و مانعی برای تعیین دقیق محدودة تقاضای این‌گونه مطالعات از طرف دولت است.

 

دکتر رشیدیان: علوم انسانی به بازی گرفته نمی‌شوند

استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی،‌ در دومین روز از همایش علوم انسانی و چالش اشتغال گفت: علوم انسانی به بازی گرفته نمی‌شوند.

به گزارش مهر،‌ در دومین روز از همایش  علوم انسانی و چالش اشتغال که در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد،‌ دکتر عبدالکریم رشیدیان،‌ استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی، درباره علوم انسانی و کیفیت زندگی سخنرانی کرد.

دکتر رشیدیان در آغاز سخن به پیشرفت علوم انسانی در قرن هجدهم و نوزدهم اشاره کرد و گفت: تبلور پیشرفت علوم انسانی به سمت علوم اجتماعی از یک‌سو و از سوی دیگر پیشرفت علوم طبیعی و تجربی و پیشرفت تکنولوژی،‌ به پیشرفت ابعاد کمی مردم آن خطه کمک کرد و زیرساخت‌هایی فراهم کرد که به بهبود زندگی این مردم کمک کرد. موضوع سخن من علوم انسانی و کیفیت زندگی است.

وی در ادامه به کاربست علوم انسانی و علوم اجتماعی اشاره کرد و گفت: ‌علوم طبیعی نمی توانند نتایج دستاوردهایشان را به طور روشن در زندگی اجتماعی بدانند. اینجا است که پای علوم انسانی به میان می آید. زیرا وقتی کار وارد زندگی اجتماعی می‌شود‌، وضعیت علوم انسانی است که استفاده درست از آنها را روشن می کند.

وی تاکید کرد: انسان به معنای امروزی در قرن نوزدهم ساخته شد. یعنی علومی به نام علوم انسانی کوشش کردند از زوایای مختلف انسان را مورد بررسی قرار دهند. این مطلب هم مثبت بود و هم منفی. از این جهت مثبت بود که ابعاد بسیار پیچیده ای را بر انسان بارز می کرد ومنفی بود از این حیث که به گونه ای/ انسان را تحقیر می کرد.

نویسنده «هوسرل در متن آثارش» گفت: ‌به طور کلی می توان هدف علوم انسانی را به خصوص در شکل علوم اجتماعی،‌ درک دقیق شرایط زندگی و شرایط حاکم بر روابط انسانها و سامان دادن آنها با نگاهی به مولفه انسان در بطن این روابط خواند. البته متذکر می‌شوم با این تعریف قصد ندارم برای علوم انسانی هدفی والا و انسانی قائل شوم و اساسا خاستگاه علوم انسانی ما را منع از چنین ساده لوحی می کند.

دکتر رشیدیان سپس با تاکید بر وضعیت دوگانه علوم انسانی در جوامع پیشرفته گفت: در جوامع غربی علوم انسانی یک وضعیت پارادوکسیکال را فراهم می آورند. بدین معنا که در زیست غربی دو چیز به نظر می رسد،‌ از یکسو همه چیز کنترل شده است و از سوی دیگر به نظر می رسد این برنامه ریزی در جهت آن است که شرایط حداکثر انتخاب را فراهم کند.

وی سپس به نادیده انگاشته شدن علوم انسانی در جوامع جهان سوم پرداخت و گفت: در این کشورها به چند دلیل علوم اجتماعی به حساب نمی آیند. البته ممکن است ما تعداد زیادی متخصص در این علوم داشته باشیم،‌ اما علوم انسانی به بازی گرفته نمی شوند و مشکل ما به نظر من این است. این به نظر من چند دلیل می تواند داشته باشد.

دکتر رشیدیان دلایل این نادیده انگاشتن را چنین خواند: یکی از دلایل آن است که تعداد فراوانی از این کشورها آنقدر دغدغه نان و آب دارند، که دغدغه کیفیت زندگی ندارند. دلیل دیگر آن است که چه بسا رویکردها و نتایج پژوهش های این علوم انسانی با برخی از مقتضیات آن جوامع در تعارض قرار داشته باشد. یا حتی کشورهای جهان سوم گاهی خود را واجد دستاوردهایی می دانند که خود را از علوم انسانی فارغ می دانند. اما چقدر خوب است که همان پتانسیل ها و ظرفیت هایی که ما با اتکا به آنها خود را از علوم انسانی بی نیاز می دانیم، مورد توجه قرار گیرند.

دکتر رشیدیان در بخش دیگری از سخنانش گفت: بنابراین چندان تمایل ندارم که بگویم نگاه منفی یا نادیده گرفتن علوم انسانی فقط از جهل معرفتی ناشی می شود،‌ بلکه به نظر من این که ما چیزی را نمی بینیم،‌ تا حدودی به این دلیل است که نمی خواهیم ببینیم. یعنی علوم انسانی گاهی حالت مزاحم پیدا می کند. آنچه در جوامع ما دیده می شود‌، بی توجهی و غیاب مطلق علوم انسانی است. علوم انسانی قرار است کیفیت زندگی و رفتار ما را بهتر کنند‌،‌ اما این کیفیت مطلقا در تصاویری که ما در شهرمان می بینیم،‌ دیده نمی شود.

 

دکتر حسن طائی: تحولی اساسی در بازار کار فارغ‌التحصیلان علوم انسانی ضروری است

دکتر حسن طائی، در همایش علوم انسانی و چالش اشتغال گفت: در بازار کار کشور باید تحولات بنیادینی صورت گیرد که برای این تعداد عرضه نیروی متخصص علوم انسانی و هنر تقاضا ایجاد بشود.

در همایش علوم انسانی و چالش اشتغال که در دانشگاه تهران برگزار شد، دکتر حسن طائی، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی در مورد «گسست رابطه تقاضای بازارکار از تقاضای اجتماعی» سخنرانی کرد.

دکتر طائی در آغاز به مسئله اشتغال اشاره کرد و گفت: یکی از مسائلی که سیاستگذاران و برنامه ریزان آموزش عالی کشور همواره به آن می اندیشند این است که نظام آموزش عالی کشور چه نوع راهبردهایی را برای هدایت و کنترل ورودی های این نظام اتخاذ کند، تا در حد امکان خروجی های این نظام از لحاظ کمیت، کیفیت و تنوع، با تقاضای بازار کار، مطابق و بدان نزدیک باشد.بنابراین همه تلاش این است که گسستی بین تعداد و تمایل داوطلبان ورود به آموزش عالی با آنچه در بخش تقاضای بازار کار می گذرد، روی ندهد.

وی تاکید کرد: البته باید اذعان کرد که این موضوع ساده ای نیست و بسته به سطح توسعه اقتصادی و تکامل نهادهای اجتماعی در جوامع مختلف از پیچیدگی خاصی برخوردار است.

دکتر طائی در آغاز با بررسی روند کمی پذیرفته شدگان ، دانشجویان و دانش آموختگان  گروه آموزشی علوم انسانی و هنر را در طول دهسال گذشته گفت: با استفاده از داده ها و اطلاعات سرشماری عمومی نفوس و مسکن  به وضعیت آنان در بازار کار در طول سال های 1375-1385 بپردازم. آنچه که از برآوردهای اولیه با توجه به جمعیت دانشجویی 1.4 میلیون نفری دانشجویان علوم انسانی و هنر و نسبت 56 درصدی آنان به کل دانشجویان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور در سال تحصیلی 1385-1384 می توان اظهار کرد این است که در بازار کار کشور باید تحولات بنیادینی صورت گیرد که برای این تعداد عرضه نیروی متخصص علوم انسانی و هنر  تقاضا ایجاد بشود. در حال حاضر براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 بالغ بر 1.8 میلیون شاغل متخصص در بازار کار وجود دارد که 53 درصد از کل شاغلان متخصص را به خود اختصاص داده است.

دکتر طائی سپس به مسائل و مشکلات بخش عرضه و تقاضای بازار خدمات آموزش عالی و بازار کار پرداخت و گفت: واقعیت این است که یک بعد کار مربوط به ایجاد درآمد و تامین معشیت است، بلکه ابعاد مهمتر کار به تکوین و تکامل جوهره انسان باز می‌گردد.

دکتر طائی تاکید کرد: بیکاری دارای پیامدهایی می‌باشد که حداقل در سطح فردی عبارت از افزایش آسیب های روانی ، از دست دادن انگیزه ها و امید به آینده ، از دست دادن ازادی انسانی و گسترش محرومیت اجتماعی، فروپاشی زندگی خانوادگی و ارتباطات انسانی، کاهش مهارت، دانش و آسیب های بلندمدت کاری“ می‌باشد. بنابراین بیکاری در هر سطحی از آن، پدیده مذمومی است.

 

دکتر قانعی راد: مشکل اصلی علوم انسانی چالش تک‌ساحتی شدن است

عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور در همایش علوم انسانی و چالش اشتغال گفت: امروزه مسئله اشتغال یک معضله عمومی است و مشکل مهمتر برای علوم انسانی چالش تک‌ساحتی شدن یا فراموش کردن ابعاد گوناگون آن است.

به گزارش مهر،‌ دکتر محمد امین قانعی‌راد، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور در همایش «علوم انسانی و چالش اشتغال» در مورد «مسئله اشتغال و چالش های علوم انسانی» سخنرانی کرد.

دکتر قانعی راد در آغاز به اهمیت موضوع اشتغال برای دانش‌آموختگان علوم انسانی تاکید کرد و گفت: اشتغال برای فارغ‌التحصیلان علوم انسانی یک مسئله جاری  و یک معضل جدی است. حدود 60 درصد از دانشجویان کشور در رشتـه‌های علوم‌انسانی مشـغول بـه تحصـیل هستـند و طبیعـتاً ایـن نیـروی عظـیم انسانی بـه کار و اشتغـال نیـاز دارنـد.

وی تاکید کرد: اما مسئله این است که چگونه می توان بدون مخدوش شدن هویت علوم انسانی جهت حل این معضل قدم برداشت. هر رشته علمی برای خود دارای یک هویت است و این هویت البته یک ذات نیست و چیزی است که ما با انتظارات و تعاریف آن را برمی سازیم .از قضا وقتی تصویری از مشکلات و موانع رشد یا تداوم یک رشته به دست می دهیم خواسته و ناخواسته سرنوشت آن را نیز در جامعه ترسیم می کنیم.

دکتر قانعی‌راد با اشاره به موضوع بیکاری گفت: بیکاری یک معضل اجتماعی است و حل آن یک ضرورت است. در دوره معاصر نیز از رشته های علمی چیزی بیش از ارائه مباحث صرف نظری  و بدون ارتباط با نیازهای ملموس و واقعی انتظار می رود. علوم باید توانایی تولید  ثروت و قدرت داشته باشند و باید به کار نظام های اقتصادی و سیاسی بیایند و در غیر این صورت مورد حمایت نخبگان اقتصادی و سیاسی قرار نمی گیرند. اما در حالی که علوم انسانی در چشم انداز مزبور فقط به اندازه مشارکت در تولید ثروت و قدرت  معنا دار است، در چشم اندازی متفاوت می توان هویت مستقل و یا مکملی را نیز برای علوم انسانی تعریف کرد.

وی گفت: ‌این چشم انداز جدید با جستجو در سرشت تاریخی  این رشته خود را آشکار می‌کند. پیدایش و رشد علوم انسانی با طرح مجموعه ای از دعاوی همراه بوده است که بدون توجه با آنها، اساساً می توان موجودیت علوم انسانی را زیر سوال برد و در ضرورت آن تردید کرد.در خصوص علوم انسانی می توان از دو گرایش، دو فرهنگ و یا از ابعاد دو گانه  و کارکردهای دوگانه آن سخن گفت.

دکتر قانعی راد با اشاره به سرشت علوم انسانی گفت: علوم انسانی بر حسب سرشت دو گانه خود از یک سو به دنیای جدید دیوانسالاری و صنعت تعلق دارد و از سوی دیگر نگرانیهای  خود را در مورد پیروزی دو نهاد مستقل اقتصاد و سیاست بر انسان را دارد. به قول لی وس" تنها یک بی فرهنگی احمقانه در اوج آرمانی دوران کاپیتالیسم پیروزی‌ای برای انسان می بیند .

وی تاکید کرد: مسئله این است که هم از فروپاشی این دستگاه جلوگیری کنیم و هم از پیروزی آن یعنی از تسلیم نهایی روح انسانی به این نظام". اگر پیروزی سرمایه داری را  در این جا به معنای کلی‌تر پیروزی ثروت و قدرت بگیریم  در این صورت علوم انسانی در مقابل این پیروزی به خود انسان می اندیشد که اغلب با این پیروزی نادیده گرفته و سرکوب می شود و یا از یک هدف به یک ابزار تبدیل می گردد و به‌ واسطه پول وپول سازی و یا قدرت و قدرت آفریدنی تقلیل می یابد. هر چند توجه به نظام اجتماعی به معنای توجه به اقتصاد و سیاست همواره یکی از کانونهای توجه علوم انسانی بوده است ولی این توجه اغلب فرع توجه به خود انسان به عنوان موجودی اجتماعی و فرهنگی و دارای اصالت اخلاقی بوده است.

دکتر قانعی‌راد گفت: من هر چند به کارگیری علوم انسانی  در جهت تبدیل انسان به ماشین صرف ثروت و قدرت آفرینی  را ممکن می‌دانم ولی از دریافتی از علوم انسانی دفاع می کنم که اشتغال انسان را در پرتوی تامل او معنا می کند. علوم انسانی که به دلیل این دوسویه بودن خویش ناگزیر به کار و فراغت یا اشتغال و خود آگاهی می‌اندیشد  دارای دولبه است و دو گرایش فنی -  تحلیلی و فرهنگی- ترکیبی را با خود حمل می کند. علوم انسانی که برحسب گرایش فنی و تحلیلی خود به نظام اجتماعی (اقتصاد و سیاست) توجه می‌کند و با مقولات دولت و بازار ارتباط می یابد، بر حسب گرایش فرهنگی و ترکیبی خود به معنا و کلیت می‌پردازد و به دانشی برای آفریدن معنا،هویت،فرهنگ و زندگی تبدیل می‌شود.

وی گفت: دانشمند انسانی بالضروره هم متخصص است و هم روشنفکر و به این دلیل تنها در پی مشارکت در تولید ثروت و قدرت نیست و برای او مشارکت در تولید [سرمایه] اجتماعی و تولید فرهنگی نیز اهمیت دارد و با این کنش اخیر خود را از دانشمند طبیعی و فنی تمایز می بخشد.

دکتر قانعی راد با رد نگرش ابزاری به علوم انسانی گفت: سخن من دفاع از نگرش روشنفکری در برابر نگرش دانشگاهی در علوم انسانی نیست، زیرا به نظر ما نگرش ابزاری به علوم انسانی این هر دو را به یک اندازه تضعیف می کند و این دو به یک اندازه به دفاع نیاز دارند. در واقع هدف من دفاع از این دو نوع نگرش و توضیح مفهوم اشتغال در علوم انسانی بر مبنای درک این ابعاد دوگانه است. به همین خاطر است که در برابر حرفه گرایی بازارکار مفهوم حرفه گرایی دانشگاهی را مطرح می کنم که به علم برای علم(نه علم برای بازار و سیاست)،بازشناسی همکاران(در برابر ارزیابی مشتری)،آزادی آکادمیک(در برابر وابستگی تکنوبوروکراتیک) اهمیت می دهد.

وی تاکید کرد: حرفه گرایی بازارکار در علوم انسانی تنها در پرتوی به رسمیت شناسی دو نگرش دانشگاهی و روشنفکری در علوم انسانی دارای تناسب با نیازهای  آشکار و پنهان ما  می باشد؛ نیازهایی که برآوردن آنها  می تواند هم حق دانش آموختگان این رشته را اداء کند،هم حق جامعه برای داشتن ذهنی نقاد و خلاق و هم حق رشد متوازن ابعاد سه گانه دانشگاهی، سیاستی و انتقادی علوم انسانی را . حرفه گرایی بازارکار تنها هنگامی در بهبود فرایندهای اقتصادی و سیاسی و انسانی کردن آن ها موثر است که از دل این ابعاد دوگانه دانشگاهی و روشنفکری برآمده باشد. اشتغال دانش آموختگان علوم انسانی خارج از چارچوبی که حرفه گرایی دانشگاهی و رسالت فکری این دانش ها برای اندیشیدن انتقادی و فرهنگی به مسائل بازار و دولت  را ملحوظ  داشته باشد به معنای سرکارگذاشتن دانش آموختگان علوم انسانی است و نه بر کارگماردن آنان.  وی در پایان گفت: امروزه مسئله اشتغال یک  معضله عمومی است و مشکل مهمتر برای علوم انسانی چالش تک ساحتی شدن یا فراموش کردن ابعاد گوناگون آن است.

 

دکتر مقصود فراستخواه: علوم انسانی را بر مبانی انتقادی بنیاد نکرده‌‌ایم

دکتر مقصود فراستخواه،‌ استادیار مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی گفت: فلسفه معرفت‌شناختی علوم انسانی را باید از رویکرد خرد انتقادی سراغ گرفت اما هدف نهادینه شده ما، تحقق بخشیدن به پیش‌دانسته‌های مفروض است.

در دومین روز از همایش ملی علوم انسانی و چالش اشتغال: آسیب شناسی و راهکارهای بهبود وضعیت اشتغال دانش آموختگان علوم انسانی در ایران امروز که در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد، دکتر مقصود فراستخواه،‌ استادیار موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی در رابطه با «تأثیر پس افتادگی های ساختاری بر  فرو کاسته شدن  علوم انسانی در ایران» سخنرانی کرد.

 دکتر فراستخواه در آغاز مشکل علوم انسانی را ذیل معضل خود علوم انسانی خواند و گفت: مشکل ِ علوم انسانی  و نظام اشتغال در ایران، به نوبۀ خود یک مسألۀ پایین دستی است و از "مشکل علوم انسانی و  الگوی به رسمیت شناخته شدۀ زیست اجتماعی " در ایرانِ کنونی ناشی می‌شود.

وی تأکید کرد: واقعیت این است که نظام اشتغال ما، وضع بحث انگیزی دارد، چرا که اقتصاد ایران دچار ماندگرایی واینرسی شده است، از پویش های اقتصاد جهانی در تحول از اقتصاد سنتی-معیشتی به "صنعتی" و آنگاه  به "اقتصاد خلاق اطلاعاتی ودانش" پس افتاده است. چنین اقتصادی برای چرخه های تکرار شونده اش، چندان  حاجت به علم و آزمون ندارد، اما همانطور که اشاره شد، اقتصاد نیز خود یک خرده نظامی از جامعه است و تأخرِ ما از"اقتصاد مبتنی بر دانش مدرن"،خود به مسألۀ اساسی تری  بر می گردد و آن امتناع ساختاری از "زندگی مبتنی بر دانش مدرن و انتقادی" است.

دکتر فراستخواه گفت:  در ایران کنونی، سوژه های فردی خود بنیادی که از طریق  تفحصات بین الاذهانی آنها، جهان اجتماعی  و سازمان تولید و روابط ؛ عقلانی سازی بشود؛ به رسمیت شناخته نشده است ونقش کارگزارانۀ آگاهِ انسان نو، رسماً پذیرفته نیست.

وی با اشاره به خاستگاه علوم انسانی در فلسفه غرب گفت: فلسفه معرفت شناختی علوم انسانی را باید از رویکرد خرد انتقادی سراغ گرفت که به تعبیر مارکس آگاهی نوپدید به عملی است که هدف آن تغییر خردمندانۀ جهان  است. اما هدف نهادینه شده در اینجا، تحقق بخشیدن به پیش دانسته‌های مفروض و بازسازی منفعلانۀ جهانِ از قبل ترسیم شده است. تصویر رسمی و مقبول  از ذهن اجتماعی در ایران کنونی،به گونه ای است  که به صراحتِ  دعاوی جزمی ایدئولوژیک متقاعد می‌شود ونیازی به پراکسیس اجتماعی و آگاهی اصیل و انتقادی بر آمده ازبحثهای پیچیده ندارد.

وی در بخش دیگری از سخنانش به ابعاد معضل علوم انسانی در ایران امروز اشاره کرد و گفت: علوم انسانی در چنین موقعیتی، به وضعی دچار می شوند که شاید بتوان از آن "فروکاسته شدنِ ساختی-کارکردی" تعبیر کرد. برخی ابعاد این وضعیت عبارتند از مشکلۀ موضوعیت؛ مشکلۀ مشروعیت؛ مشکلۀ مرجعیت؛ مشکلۀ آکادمیک؛ مشکلۀ پداگوژیک؛ مشکلۀ تحقیق و توسعه؛ مشکلۀ فناوری؛  مشکلۀ ارزش افزوده و اثربخشی بیرونی.

 

دکتر محمد رضا حسینی بهشتی: علوم انسانی نقش مهمی در سامان جامعه ما بر عهده ندارند

استاد فلسفه دانشگاه تهران در همایش علوم انسانی و چالش اشتغال گفت: علوم انسانی نقشی را که در سایر جوامع ایفا می‌کنند،‌ در جامعه ما بر عهده ندارند.

به گزارش خبرنگار مهر،‌ در آغاز دومین روز از همایش علوم انسانی و چالش اشتغال که به همت انجمن‌های علمی دانشجویی فلسفه دانشگاه تهران و دانشگاه شهید بهشتی در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد،‌ دکتر محمد رضا حسینی بهشتی،‌ عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران و دبیر علمی این همایش در مورد «علوم انسانی: چالش در دو عرصه ی معرفت و اشتغال» سخنرانی کرد.

دکتر بهشتی در ابتدا با اشاره به فراگیری معضل اشتغال در جامعه ما گفت: معضل اشتغال در جامعة ما در دهه های اخیر مسئله‌ای است که دامنه ای گسترده دارد و مختص به دانش آموختگان علوم انسانی نیست و باید بی تردید در چارچوبی فراخور دامنة خود مورد تحلیل قرارگیرد.

وی سپس به وضع علوم انسانی در رابطه با این معضل پرداخت و گفت:‌در این میان، علوم انسانی از وضعیت خاصی برخوردارند که آنها را از سایر رشته های علمی ممتاز می سازد، زیرا در مقایسه با علوم دیگر، یکی از مؤلفه‌های مؤثر در معضل اشتغال دانش آموختگان این علوم به نامعلوم بودن جایگاه و تصویر این علوم در عرصة معرفت در جامعة فکری ما باز می‌گردد.

وی تاکید کرد: ناروشنی ها وکاستی های موجود در بنیة نظری کشور، شناخت ناکافی از حیطة کار علوم انسانی و توانمندی‌های آنها و نقش مهم و تعیین کننده‌ای که می توانند در این حیطه داشته باشند، موجب شده است که برغم آنکه در سطح نوشتارها و گفتارها به وفور از آنها نام برده می شود، نقشی را که معمولا در سایر جوامع برعهده دارند، در جامعة ما ایفا نکنند.

دکتر بهشتی با اشاره به عرصه های مختلف تصمیم گیرنده در مورد معضل اشتغال گفت: در عرصة برنامه ریزی ها و تصمیم های کلان و خرد کشور نیز، چه در مرحلة هدفگذاری ها و برنامه ریزی ها و چه در مرحلة مطالعاتی که می توانند در زمینة تحقق عملی اهداف تعیین شده در برنامه ها راهگشا باشند، به دلیل احساس بی نیازی کاذب، بسیاری از جهت گیریها و اقدامات عملی صورت می گیرد که بدون اتکا به مطالعات بنیادین پیشین، براساس برداشتهای محدود و غالبا سطحی مراجع برنامه ریزی و تصمیم گیری به اجرا گذاشته می شوند، در حالی که بسیاری از این مطالعات باید در حیطة علوم انسانی صورت گیرد.

به علاوه، نبودن معیارهای روشن به لحاظ معرفت شناختی برای داوری دربارة اصل هدفگذاری ها و سپس چگونگی ارزیابی برنامه ها و درنهایت، سنجش عملکردها حداقل زمینة های لازم برای حرکت با ثبات این علوم را از آنها سلب کرده است. 

دکتر بهشتی فقدان ارتباط میان دو عرصه عمل و نظر در حوزه علوم انسانی را یکی از مشکلات معضل آفرین خواند و گفت: گره نخوردن فعالیتهای آموزشی و پژوهشی با روند عمل و اجرا نوعی کندی و رخوت را در این رشته ها به همراه داشته است.

دکتر بهشتی در پایان با تاکید مضاعف بر معضل اشتغال در حوزه علوم انسانی گفت: به دلیل سردرگمی در هدفگذاری ها و برنامه ریزی های آموزشی و پژوهشی،  حجم و کیفیت تربیت نیروی کارآمد آموزشی و پژوهشی و انطباق آن با نیازهای کشور دربوتة ابهام قرار گرفته است. این در حالی است که آمار تعداد موسسات آموزشی و پژوهشی، دانشجویان،  دانش آموختگان و فارغ التحصیلان این رشته ها رشدی پرشتاب داشته و اشتغال آنان را به چالشی جدی مبدل ساخته است

   
  

 پربیننده ترین مطالب
 
 پربحث ترین مطالب
 
 دیگرمنابع
  تعویض آنی تجارت کارتهای منقضی در خردادماه -- ایسنا -- 1  دقیقه پیش
  مذاکره اتاق تعاون با هیئت اقتصادی عراق -- تابناک -- 2  دقیقه پیش
  واکنش جمعیت ایثارگران به نطق مطهری -- تابناک -- 2  دقیقه پیش
  وزیر اقتصاد:نرخ سود بانکی 21 درصد بالاست -- بی باک نیوز -- 2  دقیقه پیش
  بنزین به زودی سه نرخی می شود -- بی باک نیوز -- 2  دقیقه پیش
  ایران عضو سازمان جهانی تدوین استانداردها شد -- بی باک نیوز -- 2  دقیقه پیش
  سمندهای ایران در آستانه میلیونی شدن -- بی باک نیوز -- 2  دقیقه پیش
  طلا منتظر دستاورد های نشست بغداد -- بی باک نیوز -- 2  دقیقه پیش
  چراعلی مطهری یک روزهم سابقه جبهه ندارد؟ -- بی باک نیوز -- 2  دقیقه پیش
  تکاپوی بی نتیجه صهیونیست برای مذاکرات بغداد -- بی باک نیوز -- 2  دقیقه پیش
  عظمت ماه رجب از زبان آیت الله تهرانی -- بی باک نیوز -- 2  دقیقه پیش
  چرا مدعی العموم با مطهری برخورد نمی کند؟ -- بی باک نیوز -- 2  دقیقه پیش
  جمعیت ایران تا بامداد دیروز چقدر بود؟ -- بی باک نیوز -- 2  دقیقه پیش
  لاریجانی:علی مطهری شخص بزرگی است -- بی باک نیوز -- 2  دقیقه پیش
  بیانیه سپاه به مناسبت گرامیداشت سوم خرداد -- فردا نیوز -- 2  دقیقه پیش
  انگشت لای ساندویچ روسبیف -- جام جم -- 5  دقیقه پیش
  اجرای طرح نمادین"100 به 100" در جنوب تهران -- مهر -- 5  دقیقه پیش
  وحدت منسجم وپ ایدار مهمترین عامل توسعه در عرصه های مختلف است -- مهر -- 5  دقیقه پیش
  گل و گیاهان زینتی آمل به شش کشور آسیایی صادر می شود -- مهر -- 5  دقیقه پیش
  4 جلد کتاب دفاع مقدس در البرز رونمایی می شود -- مهر -- 5  دقیقه پیش
ادامه دیگرمنابع
 
 اطلاع رسانی و نقد کتاب های معاصر
  نگاهی به مجموعه داستان انتخاب اثر سیمین دانشور
مجموعه داستان انتخاب شامل 16 داستان کوتاه است و این مجموعه مضامینی اجتماعی- انسانی دارد. نویسنده خیلی دغدغه ایجاز ندارد و با حوصله به همه ابعاد ماجرا پرداخته است. لذا گاه بعضی از داستان‌ها دچار اطناب شده‌اند. ...
  نقد و بررسی کتاب ایراندخت
روزبهِ جوان، شخصیت اصلی رمان(سلمان فارسی) بین آیین زرتشت و آداب موبدان دوره ساسانی تضاد‌های بارزی را حس می‌کند. او در پی این تضادها دچار سرگشتگی و شک نسبت به سنن و آداب رایج می‌شود. این سرگشتگی بانی طغیانی ...
  نگاهی به کتاب این برف کی آمده
« این برف کی آمده...» به تقابل مرگ و زندگی اشاره دارد. داستان‌های این مجموعه از آدم‌هایی می‌گوید که یا در انتظار مرگ‌ا‌ند یا برای دیداری دوباره به پیشواز مرگ می‌روند. انسان هایی که به ...
  تأملی کوتاه در منطق الطیر عطار
منطق الطیر یا همان مقامات طیور، داستان پرواز ناگهانی هزاران پرنده برای پیدا کردن سیمرغ و رسیدن به آن است؛ یعنی یک سفر جمعی معنوی که سرانجامش به یافتن یک مکان اقتدار جمعی منتهی می‌شود و البته آن مکان اقتدار جمعی چیزی ...
  یادداشتی بر رمان زندگی و عقاید تریسترام شندی
با ابداع سبک‌های نو و صناعات بی‌سابقه است که بقای رمان تضمین می‌شود. حیات رمان، به نحوی متناقض نمایانه، در گرو مرگ گونه‌های شناخته شده آن است. اگر رمان از سنت‌های خود پیروی کند، صرفاً زمینه مرگ خود ...
  نقد داستان شیشه گلاب
جوانی برای جواب گرفتن از سوالی که دارد بر سر آرامگاه پدربزرگش رفته است. حالا جوان می‌خواهد بداند که چه کار کند؟ پدربزرگ این بار جواب سوال او را نمی‌دهد و جوان هم شیشه‌ گلابی را که برای شست‌وشوی سنگ قبر ...
  نگاهی به کتاب فصل کبوتر
"فصل کبوتر" روایت روزهای پیش از انقلاب است، روزهایی متلاطم و پرحادثه، روزهایی که مردمان زیادی را با خود به خیابان‌ها کشاند و سرنوشت‌شان را تغییر داد، اما در این میان، با داستانی مواجهیم که تقریبا هیچ ...
  بررسی و نقد کتاب کلاهی از گیسوی من
کتاب کلاهی از گیسوی من به قلم علی موذنی، نگاهی متفاوت به داستان سرایی و رمان نویسی دارد. این کتاب شامل هفت داستان کوتاه می‌باشد که با سبک‌های تقریبا متفاوتی نگارش شده است. همانطور که می‌دانیم گردآوری داستان‌های ...
  نقدی بر مجموعه داستان کلاغ
کلاغ، حکایتی از انزوای انسان‌هاست؛ حکایت آدم‌هایی که در کنار هم هستند و با هم نیستند؛ حکایت دغدغه‌های درونی آدم‌ها؛ حکایت غارغارکردن و صدای هم را نشنیدن. عنوان کتاب (کلاغ)، عنوان هیچ‌یک از داستان‌ها ...
  نگاهی به رمان ظلمات نوشته محمدعلی علومی
رمان ظلمات به دنبال نمایش جلوه‌هایی از هویت ایرانی است که با شیوه ی نقالی و نقل گونگی به خواننده عرضه می‌شود. نویسنده از اسطوره‌ها سود می‌برد تا خودآگاهانه به ناخودآگاهی جمعی مردمان بم با آن ذهنیت‌های ...
  نقدی بر کتاب باباگوریو
باباگوریو داستان دوره‌ای از زندگی ساکنین پانسیونی ارزان و فقیرانه در یکی از خیابان‌های پاریس است در اوایل قرن نوزدهم. کشاورز زاده‌ی جوانی که دانشجوی رشته‌ی حقوق است ساکن این پانسیون است و شخصیت اصلی ...
  نقد و بررسی کتاب زیر خاکی
مجموعه داستان زیر خاکی شامل هشت داستان کوتاه است.در سه داستان این مجموعه نویسنده تبعات و پیامد های حاصل از جنگ را دست مایه کاری قر ار می دهد( پاپوش،جیرجیرک، درخت کلاغ) در دیگر داستان ها با اختصاص دادن فضا و مکان داستان ...
 اخبار روزنامه وطن امروز
  توصیه سفیر انگلیس به بازرگانان این کشور
  سوریه و جریان خطرناک سوم
  افزایش چالش‌های نظامی ناتو در سایه بحران مالی اعضا
  نگرانی آلمان از سرنوشت اروپا
  آغاز فروش مستقیم کالا
  ناتو را منحل کنید!
  خودزنی سپاهان و استقلال
  داگان: نظام سیاسی اسرائیل در آستانه نابودی است
  بیش از 100 نظامی یمنی در حمله انتحاری کشته شدند
  هرکولیسم آمریکایی
  لغو مجوز بانک تات و بانک مجازی آرین
  محاکمه 78 نفر در اختلاس 74 میلیارد ریالی
  واکنش 2 نماینده به سخنان جنجالی مطهری
  نفت ایران با بیمه شرکت ایرانی به هند رفت
  درخواست استرداد خواننده هتاک از دولت آلمان
  گوشه چشم مؤتلفه به ریاست‌جمهوری
  عراق آماده برگزاری مذاکرات ایران و گروه 1+5 است
  گام به گام تا بغداد
  پاسخ به هتاکین با عزاداری باشکوه
  اقدامات ضد دینی آذربایجان یادآور شوروی کمونیست است
  خرده‌فراکسیون‌ها زیر چتر فراکسیون واحد اصولگرایی شکل بگیرند
  برگزاری رزمایش نیروی زمینی ارتش 3 خردادماه در اصفهان
  هفته جهانی محکومیت توهین به مقدسات ادیان توحیدی
  تکذیب اختلاس 2 میلیاردی در اراک
  دزد، خانه سفیر ایران در فیلیپین را غارت کرد
  داریوش قنبری: اصلاح‌طلبان سردرگمند
  علی مطهری با ما مشورت نکرده است
  وضع باغ وحش های کشور خوب نیست
  برخورد با شوهای زیرزمینی و آرایشگاه‌های متخلف
  آمار مرگ ناشی از استعمال سیگار؛ 3 برابر تلفات جاده‌ای
 فرصت های اشتغال و کارآفرینی در کشاورزی
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان فارس
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان سمنان
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان مازندران
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان خراسان جنوبی
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان زنجان
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در جنوب استان کرمان
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان قم
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان تهران
  تمدید پروانه بهره برداری صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی
  صدور مجوز تاسیس گلخانه
  صدور پروانه بهره برداری گلخانه
  صدور مجوز تغییر کشت گلخانه
  صدور مجوز نوسازی و بهسازی گلخانه
  صدور مجوز توسعه کشت گلخانه
  صدور موافقت اصولی واحدهای پرورش دام و طیور
  تمدید موافقت اصولی واحدهای پرورش دام و طیور
  صدور مجوز تاسیس واحدهای دام و طیور
  تمدید مجوز تاسیس واحدهای دام و طیور
  صدور پروانه بهره برداری واحدهای دام و طیور
  تمدید پروانه بهره برداری واحدهای دام و طیور
  صدور مجوز توسعه و تبدیل واحدهای دام و طیور
  تغییر مجوز کاربری طرح های دام و طیور
   انتقال مجوز تاسیس واحدهای دام و طیور
  انتقال پروانه بهره برداری واحدهای دام و طیور
  ابطال مجوز تاسیس واحدهای دام و طیور
  ابطال پروانه بهره برداری واحدهای دام و طیور
  صدور موافقت اصولی مراکز جمع آوری شیر
  تمدید موافقت اصولی مراکز جمع آوری شیر
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© سایت خبری تحلیلی سحر 1386
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا