صفحه اول     آرشیو     درباره ما     تماس با ما     پیوندها     ورزشی   چهارشنبه، 3 خرداد 1391 - 12:45   
  تازه ترین عناوین:استقبال گسترده از مختارنامه در کشورهای عربی     هاشمی با پیام تسلیت به موسوی ضربه جدیدی به حیثیت خود زد     دولت اصولگرا شرایط لازم را برای تدوین الگوی اسلامی-ایرانی فراهم کرده است     عملیات انتقال سوخت به قلب راکتور نیروگاه بوشهر پایان یافت     تعداد شهیدان ایران در عملیات های تروریستی     تیجانی:ولایت فقیه ادامه ولایت علی (ع) است     حامیان انگلیس ترورها را چگونه توجیه می کنند؟     مداحی از نگاه آیت‌الله مکارم شیرازی     استاد شهریاری در امام زاده صالح آرام گرفت      نظر مقام معظم رهبری در خصوص مداحی زنان     80 فاحشه در یک مهمانی سیاسی!     یک عروسی دیگر و حضور ناطق و کروبی و سید حسن و ...     ایجاد باد مصنوعی توسط محیط زیست!     سوتی های اوباما روی فیس بوک     سوء استفاده از ایرانیها در امارات!     نصرالله: اراده قوی در تولید علم علت دشمنی با ایران است     باید هرچه بیشتر توان خود را در دریا و ساحل تقویت کنیم     دو کشته حاصل درگیری های شدید مصر     یکی از رهبران العراقیه این ائتلاف را سعودی خواند     بازهم فرار موسوی از یک مراسم!       
 تبلیغات
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 13847یکشنبه، 9 آبان 1389 - 13:01
آنچه رهبری روی کفن مادر شهید نوشت …
  
رهبر معظم انقلاب اسلامی پنج‌شنبه شب و در آخرین شب سفر به شهر مقدس قم، به منزل خانواده شهیدان فاطمی، عقلایی و کارکوب‌زاده رفتند و آنان را مورد تفقد قرار دادند.

به گزارش جهان، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، گزارشی از بازدید سرزده ایشان از خانواده شهیدان فاطمی با عنوان «شما هم ما را دعا کنید» منتشر کرده است.

متن کامل این گزارش به شرح زیر است:

آنچه رهبری روی کفن مادر شهید نوشت …«آقا. آقا. آقا قربونت برم. آقا فدات بشم. توروخدا من رو دور آقا بگردون. توروخدا من رو دور آقا بگردونین.» این‌ها را مادر شهیدی می‌گوید که حالا دیگر روی ویلچر نشسته. رهبر را که می‌بیند، به نفس‌نفس می‌افتد. اصرار کرده بود که بیاورندش جلوی در، برای استقبال. لابد می‌خواست اولین نفری باشد که رهبر را می‌بیند. از نیم‌ساعت پیش که شنیده میهمانش فرد دیگری است، آرام روی ویلچر نشسته و آرام شکر خدا کرده و آرام اشک ریخته. اما حالا دیگر خبری از آن مادر آرام نیست. هنوز روی ویلچر نشسته و هنوز شکر خدا می‌کند و هنوز اشک می‌ریزد، اما این‌بار با صدای بلند. درست مثل دخترش. درست مثل نوه‌اش.

وقتی وارد خانه شدیم، تازه به اعضای خانواده گفته بودند که قرار است رهبر بیاید به منزل‌شان. قبلا به مادر شهید گفته بودند قرار است استاندار و رئیس بنیاد شهید بیایند و حرف‌هایشان را بشنوند و شاید هم فردا ببرندش به دیدار رهبر. رازداری کرده ‌بود و به کسی نگفته بود که قرار است فردا کجا برود. امروز هم منتظر استاندار بود و رئیس بنیاد شهید، که گفتند قرار است رهبر بیاید به خانه‌شان. برای همین، مدام می‌پرسد: «خواب می‌بینم؟»

دو پسرش شهید شده‌اند؛ یکی قبل از انقلاب در سال ‌٥٤ و دیگری پس از انقلاب در سال ‌٦٤. در و دیوار خانه هم پر است از عکس دو فرزند. به‌خصوص عکس سیدحمیدرضا که در زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری (موزه عبرت فعلی) بوده و حتی عکس شکنجه‌اش هم قاب‌شده روی دیوار است. بعد از همین شکنجه‌ها بوده که اعدامش کرده‌اند. گوشه دیگر، عکس دو فرزند و پدرشان را بزرگ روی بنر چاپ و به دیوار نصب کرده‌اند. پدری که پس از شنیدن خبر شهادت سیدفرید در عملیات والفجر‌٨، فوت کرده و مادر را با یک دختر تنها گذاشته است.

بقیه اعضای خانواده در تکاپوی آماده‌کردن منزل هستند. مرد فعلی خانه، «محمدآقا»ی جوان است که نوه دختریِ مادر شهید است و همه او را صدا می‌زنند برای کارها، حتی محافظ‌ها. خواهرش هم با دو پسرش به همراه مادرشان، امروز از تهران آمده‌اند. شوهر خواهرش کربلاست. برای همین، خواهرش یواشکی زنگ زده به برادر شوهرش و ماجرای آمدن رهبر را گفته تا او به‌عنوان یک روحانی به منزل مادربزرگ بیاید. و به همین راحتی داد همه محافظ‌ها را درآورده.

مادر به محافظ‌ها گلایه می‌کند که چرا زودتر ماجرا را نگفته‌اند. اما خودش حرفش را کامل می‌کند: «اگه گفته بودین، تا حالا سکته کرده بودم.» از دخترش تسبیحی می‌گیرد که هدیه کند به رهبر. بعد هم کلی نامه را می‌دهد به دخترش. نامه دوست و آشناست که داده‌اند به او برای پیگیری. ظاهرا از آن‌هایی‌ست که حلال مشکلات محله است.

صندلی رهبر را می‌گذارند کنار عکس شهدا، ویلچر او را هم کنار صندلی رهبر. اما او می‌خواهد به استقبال رهبر برود. برای همین با همان ویلچر می‌برندش جلوی در. برای این که نفسش نگیرد، به نوه‌ها می‌گوید اسپری‌اش را بیاورند. دو مدل اسپری مختلف توی گلویش می‌زند. نوه‌ها چادرش را مرتب می‌کنند. و حالا او آماده استقبال از رهبرش است.

رهبر را که می‌بیند، اسپری‌ها خاصیت‌شان را از دست می‌دهند. به نفس‌نفس می‌افتد. یک نفس «آقا آقا» می‌گوید و قربان‌صدقه «آقا» می‌رود. به همه التماس می‌کند «تو رو خدا من رو دور آقا بگردونین» اما رهبر تشکر می‌کند و منع. او هم عبای رهبر را می‌گیرد و چندین‌بار می‌بوسد.

رهبر می‌نشیند و حال و احوالی با مادر می‌کند و پرس‌وجویی از نحوه شهادت فرزندان و دعایی به حال فرزندان: «خدا ان‌شاءالله که هردوشون رو با پیغمبر محشور کنه. با اولیائش محشور کنه. خدا به شما اجر بده. چشم شما رو روشن کنه»

مادر از بیمار بودنش می‌گوید و بستری بودنش در بیمارستان. این که خواب دیده رهبر به پرستارها گفته مواظب او باشند. و این که رهبر به او گفته خودم به عیادت شما می‌آیم. «حالا خوابم تعبیر شد»

آیت‌الله سعیدی (امام‌جمعه قم) ادامه می‌دهد: «ایشون یه بار حالشون خیلی بد می‌شه. یه خانم دکتری خواب می‌بینه که بهش می‌گن به خانم فاطمی سر بزن. تو خیابون فاطمی. خانم دکتر اعتنا نمی‌کنه. اما ‌٣ بار این خواب رو می‌بینه. شوهرش می گه لابد خبری هست. میان خونه ایشون. در هم باز بوده. خانم دکتر میاد بالاسرشون و ایشون رو نجات می‌ده.»

پیرزنی که کنار نشسته، توجهم را جلب می‌کند. کارگر و پرستار مادر شهید است. دعوتش می‌کنم که جلوتر بیاید. یک نفر معرفی‌اش می‌کند و رهبر دعایش می‌کند.

آیت‌الله سعیدی خاطره دیگری تعریف می‌کند: «بعد از شهادت آسیدحمید، آدرس قبر را به مادر نمی‌دن. فقط می‌گن تو بهشت‌زهرا دفن شده. اما ایشون می‌ره و قبری رو به‌عنوان قبر پسرش مشخص می‌کنه. بعد از انقلاب که اسناد منتشر می‌شه، می‌بینن که ایشون قبر پسرشون رو درست تشخیص داده بوده.»

مادر که کمی سرحال‌تر شده، از فعالیت‌هایش می‌گوید. از این که خانه‌اش ‌٨سال پایگاه بوده. پشت جبهه کار کرده. دو مدرسه ساخته و اهدا کرده. تازه می‌فهمم فلسفه پلاک و زنجیر آویزان از گلدان را که رویش نوشته شده بود: «یادمان مردان آفتاب/ آموزشگاه راهنمایی شهیدین فاطمی»

از رهبر می‌خواهد تا دعایش کند و رهبر جواب می‌دهد: «من دعا می‌کنم شما رو. شما هم ما رو دعا کنید. دعای شماها ان‌شاءالله پیش خداوند مسموعه. مقبوله»
آنچه رهبری روی کفن مادر شهید نوشت …

مادر شعری را که برای رهبر گفته، می‌خواند و بعد هم خاطراتش را از زمان انقلاب تعریف می‌کند. از زمانی که پسرش را زندانی کرده بودند و او و همسرش را بارها به ساواک برده‌اند. از این که به‌عنوان مادر، حس کرده سینه حمیدرضایش موقع بازداشت، بین در و دیوار شکسته. خاطره‌هایش زنده شده. که بدون این که وقت ملاقات بدهند، از او خواسته‌اند پسرش را مجبور به همکاری کند تا چرخ مملکت بچرخد، وگرنه اعدامش می‌کنند. و او جواب می‌دهد که حمیدرضا قبول نمی‌کند و اگر هم این کار را بکند، من نمی‌بخشمش. معلوم است که شهادت حمیدرضا برایش خیلی دردآور بوده. به خصوص زخم‌زبان‌ها و اذیت‌هایی که در کنار آن کشیده: «ساواک بهم گفت با اعدام پسرت، تا آخر عمر مهر ننگ زدیم رو پیشونیت» پیرزن از خاطراتش می‌گوید و رهبر اشک چشمش را با انگشت پاک می‌کند و می‌گوید:

«همین شهادت‌ها پایه‌های جمهوری اسلامی را مستحکم کرد. اگر این جوان‌های امثال فرزند شهید شما، در دوران اختناق جهاد نمی‌کردند، مبارزه نمی‌کردند، صبر نمی‌کردند، این اتفاق نمی‌افتاد. اگر مادرها، پدرها بی‌صبری می‌کردند، ناراحتی اظهار می‌کردند، دیگران را پشیمان می‌کردند از رفتن این راه، این اتفاق نمی‌افتاد. این اتفاقی که افتاد، که دنیا را تکان داد، تشکیل جمهوری اسلامی، این به برکت همین مجاهدت‌های فرزندان شماست.»

دو نفر وارد خانه می‌شوند. صاحب مغازه مجاور خانه است و رفیقش که در مغازه بوده. خودش برادر شهید است و همراهش جانباز. رهبر را دیده‌اند که وارد خانه شده و اصرار کرده‌اند که وارد شوند. به اشاره مسوول بیت، دعوت‌شان می‌کنم که جلو بنشینند.

رهبر قرآن و سکه‌ای را به یادگاری به مادر می‌دهد. مادر هم کفن‌اش را می دهد تا رهبر امضا کند. بعد هم تسبیحی را که آماده کرده‌بود، به رهبر هدیه می‌کند. انگشترش را هم درمی‌آورد که هدیه کند: «نگین این انگشتر از اولین سنگ قبر امام حسینه. مال پونصد سال پیش.» رهبر می‌گوید انگشتر دست شما باشد بهتر است. همین تسبیح بس است و من با آن ذکر خواهم گفت. با همان تسبیح سبزرنگ قدیمی رنگ و رو رفته.

رهبر اجازه مرخصی می‌خواهد که خواهر شهید جلو می‌رود و چفیه رهبر را برای پسر دیگرش که اینجا نیست می‌گیرد. رهبر که بلند می‌شود، قربان‌صدقه رفتن مادر دوباره شروع می‌شود. اما این بار به زبان ترکی: «آقا! اوزوم. بالام. سَنَه قربان» و رهبر هم به همان ترکی جواب می‌دهد. بقیه حرف‌ها هم به همین زبان ترکی رد و بدل می‌شود و رهبر خداحافظی می‌کند. این بار کارگر خانه است که جلو می‌آید و عبای رهبر را می‌بوسد و زارزار اشک می‌ریزد. خیالش راحت است که می‌تواند به ترکی با رهبرش صحبت کند. رهبر که بیرون می‌رود، صدای خانمی از توی کوچه می‌آید که چفیه رهبر را می‌خواهد.

فوری برمی‌گردم توی خانه و می‌روم سراغ کفن تا رویش را بخوانم: «اللهم انا لانعلم منها الا خیرا. و انت اعلم بها منا. سید علی خامنه‌ای»

پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
 کد امنیتی:
 
 پربیننده ترین مطالب
 
 پربحث ترین مطالب
 
 دیگرمنابع
  نقاطع ضعف احمدی نژاد به روایت سلیمی نمین -- فرارو -- 3  دقیقه پیش
  میرتاج الدینی دلیل عدم ابلاغ بودجه را لو داد -- فرارو -- 3  دقیقه پیش
  حسینی: مردم به زور به سینما نمی روند -- الف -- 3  دقیقه پیش
  عسگرپور: 6 خرداد در خانه سینما مستقر می شویم -- الف -- 3  دقیقه پیش
  آمریکا: دیپلماسی بهترین راه موضوع هسته ای ایران -- الف -- 3  دقیقه پیش
  بی اعتنایی یک شرکت آمریکایی به تحریم ها علیه ایران -- الف -- 3  دقیقه پیش
  اعتراض به حراج خون رونالد ریگان -- الف -- 3  دقیقه پیش
  انتشار مجدد 2 روزنامه اصلاح طلب -- جهان نیوز -- 4  دقیقه پیش
  گردهمایی بمناسبت شهادت امام هادی(ع) -- جهان نیوز -- 4  دقیقه پیش
  فساد اخلاقی برادرزاده ملک عبدالله -- جهان نیوز -- 4  دقیقه پیش
  این سارق زورگیر را شناسایی کنید/عکس -- جهان نیوز -- 4  دقیقه پیش
  فروش خون ریگان جنجال ساز شد -- جهان نیوز -- 4  دقیقه پیش
  حمله تند وزیر اتریشی به مقام صهیونیستی -- جهان نیوز -- 4  دقیقه پیش
  مجلس هشتم تمام شد! -- جهان نیوز -- 4  دقیقه پیش
  اشتون وارد دارالضیافه شد -- افکارنیوز -- 4  دقیقه پیش
  مجلس هشتم به تاریخ پیوست -- افکارنیوز -- 4  دقیقه پیش
  آزمایش تندخوانی با ثبت رکورد 300 واژه در یک دقیقه -- افکارنیوز -- 4  دقیقه پیش
  قاضی: بیمه ایران هیچ نظارتی نداشت -- افکارنیوز -- 4  دقیقه پیش
  تبدیل 2،5میلیون سکه به گواهی سپرده -- افکارنیوز -- 4  دقیقه پیش
  واکنش آیت الله خاتمی به اظهارات مطهری درمورد سپاه -- افکارنیوز -- 4  دقیقه پیش
ادامه دیگرمنابع
 
 اطلاع رسانی و نقد کتاب های معاصر
  نگاهی به کتاب نسبی‌گرایی اخلاق
کتاب «نسبی‌گرایی اخلاق» نوشته «نیل لوی» اثر قابل تاملی در حوزه فلسفه است. به بیان دیگر، کتاب حاضر می‌تواند منبع خوبی برای مراجعه محققین و دانشجویان فلسفه باشد. این اثر، مطالعه‌ای عالمانه، ...
  نقد و بررسی کتاب ایراندخت
روزبهِ جوان، شخصیت اصلی رمان(سلمان فارسی) بین آیین زرتشت و آداب موبدان دوره ساسانی تضاد‌های بارزی را حس می‌کند. او در پی این تضادها دچار سرگشتگی و شک نسبت به سنن و آداب رایج می‌شود. این سرگشتگی بانی طغیانی ...
  نگاهی به کتاب این برف کی آمده
« این برف کی آمده...» به تقابل مرگ و زندگی اشاره دارد. داستان‌های این مجموعه از آدم‌هایی می‌گوید که یا در انتظار مرگ‌ا‌ند یا برای دیداری دوباره به پیشواز مرگ می‌روند. انسان هایی که به ...
  تأملی کوتاه در منطق الطیر عطار
منطق الطیر یا همان مقامات طیور، داستان پرواز ناگهانی هزاران پرنده برای پیدا کردن سیمرغ و رسیدن به آن است؛ یعنی یک سفر جمعی معنوی که سرانجامش به یافتن یک مکان اقتدار جمعی منتهی می‌شود و البته آن مکان اقتدار جمعی چیزی ...
  نقد داستان شیشه گلاب
جوانی برای جواب گرفتن از سوالی که دارد بر سر آرامگاه پدربزرگش رفته است. حالا جوان می‌خواهد بداند که چه کار کند؟ پدربزرگ این بار جواب سوال او را نمی‌دهد و جوان هم شیشه‌ گلابی را که برای شست‌وشوی سنگ قبر ...
  نگاهی به کتاب فصل کبوتر
"فصل کبوتر" روایت روزهای پیش از انقلاب است، روزهایی متلاطم و پرحادثه، روزهایی که مردمان زیادی را با خود به خیابان‌ها کشاند و سرنوشت‌شان را تغییر داد، اما در این میان، با داستانی مواجهیم که تقریبا هیچ ...
  بررسی و نقد کتاب کلاهی از گیسوی من
کتاب کلاهی از گیسوی من به قلم علی موذنی، نگاهی متفاوت به داستان سرایی و رمان نویسی دارد. این کتاب شامل هفت داستان کوتاه می‌باشد که با سبک‌های تقریبا متفاوتی نگارش شده است. همانطور که می‌دانیم گردآوری داستان‌های ...
  نقدی بر مجموعه داستان کلاغ
کلاغ، حکایتی از انزوای انسان‌هاست؛ حکایت آدم‌هایی که در کنار هم هستند و با هم نیستند؛ حکایت دغدغه‌های درونی آدم‌ها؛ حکایت غارغارکردن و صدای هم را نشنیدن. عنوان کتاب (کلاغ)، عنوان هیچ‌یک از داستان‌ها ...
  نگاهی به رمان ظلمات نوشته محمدعلی علومی
رمان ظلمات به دنبال نمایش جلوه‌هایی از هویت ایرانی است که با شیوه ی نقالی و نقل گونگی به خواننده عرضه می‌شود. نویسنده از اسطوره‌ها سود می‌برد تا خودآگاهانه به ناخودآگاهی جمعی مردمان بم با آن ذهنیت‌های ...
  نقدی بر کتاب باباگوریو
باباگوریو داستان دوره‌ای از زندگی ساکنین پانسیونی ارزان و فقیرانه در یکی از خیابان‌های پاریس است در اوایل قرن نوزدهم. کشاورز زاده‌ی جوانی که دانشجوی رشته‌ی حقوق است ساکن این پانسیون است و شخصیت اصلی ...
  نقد و بررسی کتاب زیر خاکی
مجموعه داستان زیر خاکی شامل هشت داستان کوتاه است.در سه داستان این مجموعه نویسنده تبعات و پیامد های حاصل از جنگ را دست مایه کاری قر ار می دهد( پاپوش،جیرجیرک، درخت کلاغ) در دیگر داستان ها با اختصاص دادن فضا و مکان داستان ...
  نگاهی به کتاب زیرکی‌های ملانصرالدین
در غرب یکی از معروف‌ترین شخصیت‌های طنزگوی مردی است به نام «Owl Glass» یا «جغد عینکی» که اصلا آلمانی است و مجموعه حکایاتی از او در اوایل قرن شانزدهم به آلمانی انتشار یافته و در مشرق زمین معروف‌ترین ...
 اخبار روزنامه وطن امروز
  توصیه سفیر انگلیس به بازرگانان این کشور
  سوریه و جریان خطرناک سوم
  افزایش چالش‌های نظامی ناتو در سایه بحران مالی اعضا
  نگرانی آلمان از سرنوشت اروپا
  آغاز فروش مستقیم کالا
  ناتو را منحل کنید!
  خودزنی سپاهان و استقلال
  داگان: نظام سیاسی اسرائیل در آستانه نابودی است
  بیش از 100 نظامی یمنی در حمله انتحاری کشته شدند
  هرکولیسم آمریکایی
  لغو مجوز بانک تات و بانک مجازی آرین
  محاکمه 78 نفر در اختلاس 74 میلیارد ریالی
  واکنش 2 نماینده به سخنان جنجالی مطهری
  نفت ایران با بیمه شرکت ایرانی به هند رفت
  درخواست استرداد خواننده هتاک از دولت آلمان
  گوشه چشم مؤتلفه به ریاست‌جمهوری
  عراق آماده برگزاری مذاکرات ایران و گروه 1+5 است
  گام به گام تا بغداد
  پاسخ به هتاکین با عزاداری باشکوه
  اقدامات ضد دینی آذربایجان یادآور شوروی کمونیست است
  خرده‌فراکسیون‌ها زیر چتر فراکسیون واحد اصولگرایی شکل بگیرند
  برگزاری رزمایش نیروی زمینی ارتش 3 خردادماه در اصفهان
  هفته جهانی محکومیت توهین به مقدسات ادیان توحیدی
  تکذیب اختلاس 2 میلیاردی در اراک
  دزد، خانه سفیر ایران در فیلیپین را غارت کرد
  داریوش قنبری: اصلاح‌طلبان سردرگمند
  علی مطهری با ما مشورت نکرده است
  وضع باغ وحش های کشور خوب نیست
  برخورد با شوهای زیرزمینی و آرایشگاه‌های متخلف
  آمار مرگ ناشی از استعمال سیگار؛ 3 برابر تلفات جاده‌ای
 فرصت های اشتغال و کارآفرینی در کشاورزی
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان فارس
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان سمنان
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان مازندران
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان خراسان جنوبی
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان زنجان
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در جنوب استان کرمان
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان قم
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان تهران
  تمدید پروانه بهره برداری صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی
  صدور مجوز تاسیس گلخانه
  صدور پروانه بهره برداری گلخانه
  صدور مجوز تغییر کشت گلخانه
  صدور مجوز نوسازی و بهسازی گلخانه
  صدور مجوز توسعه کشت گلخانه
  صدور موافقت اصولی واحدهای پرورش دام و طیور
  تمدید موافقت اصولی واحدهای پرورش دام و طیور
  صدور مجوز تاسیس واحدهای دام و طیور
  تمدید مجوز تاسیس واحدهای دام و طیور
  صدور پروانه بهره برداری واحدهای دام و طیور
  تمدید پروانه بهره برداری واحدهای دام و طیور
  صدور مجوز توسعه و تبدیل واحدهای دام و طیور
  تغییر مجوز کاربری طرح های دام و طیور
   انتقال مجوز تاسیس واحدهای دام و طیور
  انتقال پروانه بهره برداری واحدهای دام و طیور
  ابطال مجوز تاسیس واحدهای دام و طیور
  ابطال پروانه بهره برداری واحدهای دام و طیور
  صدور موافقت اصولی مراکز جمع آوری شیر
  تمدید موافقت اصولی مراکز جمع آوری شیر
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© سایت خبری تحلیلی سحر 1386
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا