با نزدیک شدن به انتخابات، فضای سیاسی کشور شفافتر میشود. از فضای سیاسی موجود و مرزبندیهای صورت گرفته و کاندیداهایی که در صحنه حضور پیدا کردهاند چه تحلیلی ارائه میدهید؟
تجربه انتخاباتهای گذشته نشان داد که اصولگرایان میتوانند با وحدت کلمه کارهای بزرگی انجام دهند و موفقیتهای بزرگی را رقم بزنند . کاری که در شورای شهر دوم شروع شد و در شورای شهر سوم، مجلس هفتم و هشتم ادامه پیدا کرد. اصولگرایان با کسب اکثریت مجلس و قوه مجریه توانستند منشا خدمات بسیاری برای کشور شوند. نگاهی به فهرست خدمات انجام شده در دوره حضور اصولگرایان در مجلس و دولت مردم را علاقهمند کرده تا به این جریان اعتماد پیدا کنند. در نقطه مقابل که جبهه دوم خردادیها قرار دارند و از سال 76 با حمایت احزابی مثل کارگزاران روی کارآمدند نتوانستند از اعتماد مردم برای خدمت به مردم و کشور بهرهبرداری لازم را بکنند. آنها هم در راهبرد و هم در رویکردها دچار انحرافات و استحاله سنگینی شدند . ما شاهد آرمانسوزی گستردهای در این دوره بودیم تا جایی که رهبر انقلاب در مقابل هتاکیهای این جماعت و روزنامههای زنجیرهای آنان فرمودند اگر فکر کردید اینجا زمان امام حسن خواهد شد، نخواهد شد بلکه اگر بشود کربلا میشود. یعنی این جماعت آن قدر عرصه را بر مردم و دلسوزان نظام تنگ کرده بودند که بدترین توهینها و هتاکیها را در دوره اصلاحات به نظام و اسلام و آرمانهای امام و انقلاب روا داشتند . من فکر میکنم با این خصوصیات اصولگرایان تجربیات خوبی را پیدا کردهاند و حتی رقبای آقای احمدینژاد در جبهه اصولگرایی به احترام ایشان حاضر نشد وارد رقابت با ایشان بشوند و حتی اعلام رسمی کردند که به صحنه نخواهند آمد آنهایی که ممکن است کاندیدا شوند آرای چندانی ندارند . آقای احمدینژاد به دلیل محبوبیت و مقبولیتی که دارد از یک موقعیت ممتاز در سطح جامعه و در میان اصولگرایان برخوردار است و در رقابت با رقبای دوم خردادی هم از موقعیت برتری برخوردار است.
وضعیت جبهه اصلاحطلبان پس از انصراف آقای خاتمی از کاندیداتوری چگونه است ؟ و شرایط تا چه اندازه برای تصمیمگیری مردم مناسب است؟
اصلاحطلبان از یک وضعیت آشفتهای برخوردار بوده و در نهایت نتوانستهاند به یک کاندیدای واحد برسند. اختلاف میان اصلاحطلبان بسیار زیاد است. علیرغم تلاشهایی که آقای هاشمی برای معرفی یک کاندیدا از سوی اصلاحطلبان و قانع کردن آقای کروبی برای انصراف به نفع میرحسین موسوی انجام داد اما اصلاحطلبان نتوانستند با نامزد واحدی در صحنه حضور پیدا کنند. البته این احتمال هم هست در روزهای آینده آقای کروبی را مجبور به انصراف کنند. به نظر شرایط برای تصمیمگیری مناسب است. مردم هم خدمات اصولگرایان و دولت نهم را پیشرو دارند و هم عملکرد دوم خردادیها را از خاطره خود فراموش نکردهاند. با این وضعیت مردم به خوبی بهترین تصمیم را خواهند گرفت. به نظر من با تشتتی که در جبهه اصلاحات وجود دارد و وحدتی که در میان اصولگرایان به وجود آمده فضا برای پیروزی مجدد اصولگرایان کاملا مهیاست.
به نظر شما مهمترین دغدغه اصولگراین در انتخابات پیشرو چیست، هدفگذاری و استراتژی اصلی اصولگرایانه را چه میدانید؟
به نظر من اصولگرایان با همین شیوه بسیار خوبی که در پیش گرفتهاند و دولت را مورد حمایت قرار دادهاند باز هم دغدغه تحقق آرمانهای انقلاب و دفاع از ارزشها را دارند و خواهان حرکت بر اساس گفتمان پیشرفت و عدالت هستند. عملکرد مجلس و دولت اصولگر نشان داد که این دغدغه در میان آنان وجود دارد و خواهان استمرار آن هستند. علاوه برآن خواهان این هستند که شیوه بسیار خوب نقد منصفانه و مصلحانه ادامه یابد. این پدیده در زمان دوم خردادیها وجود نداشت. رفاقتهای خارج از اعتقادات و فرهنگ انقلاب برقرار بود و مانع از نقد یکدیگر میشد. در مجلس ششم نقدی از دولت اصلاحات صورت نگرفت و دولت هم موضعی در مقابل بداخلاقیهای مجلس ششم نداشت و حتی در مقابل تحصن بسیار زشت و ناهنجاری که مجلس ششم داشت آقای خاتمی هیچ موضعی نگرفت . در حالی که اگر جمیع جهات را در نظر بگیریم اصولگرایان نوعی از مردمسالاری را به نمایش گذاشتند که به عنوان مدلی برای همیشه در تاریخ ما خواهد ماند. در این دوره اثبات شد که میشود مجموعهای اصولگرا در نقد یکدیگر جدی باشند و در همکاری هم جدیت داشته باشند.
دولت ائتلافی از ماهها قبل مطرح شده و مباحث متعددی را در پی داشته است . هم اکنون برخی چهرهها به دنبال اجرای آن هستند و حتی قصد معرفی کاندیدا را نیز دارند . تحلیل شما از این حرکت و تصمیمگیری چیست؟
من فکر میکنم ائتلاف به درد زمانی میخورد که نوع رقابتها به گونهای باشد که مردم در تردید به سر ببرند ویا اینجا لبنان نیست که فرقهها و مذاهب مختلف وجود داشته باشند و لازم باشد هر فرقه و مذهبی سهمی از قدرت را داشته باشند. به نظر من مردم ما در انتخاباتهای گذشته علاقه خود را به یک رویکرد و گفتمان به خوبی نشان دادهاند و نیازی نیست که با این مباحث بار دیگر افرادی را که مردم از آنها رویگردان شدهاند به قدرت بازگردانیم . مردم کسانی را که به قانون اساسی و ارزشها بیاحترامی کردند و نافرمانی مدنی را به اجرا گذاشتند و از حاکمیت دوگانه سخن گفتند و تز فشار از پایین و چانهزنی در بالا را دنبال کردند و حوادثی مثل 18 تیر و تحصن در مجلس و« نامه جام زهر» را آفریدند عقب زدهاند. چرا ما میخواهیم به مردم نشانی غلط بدهیم . و تز دولت وحدت ملی را که هدفش روی کارآمدن این افراد است و ریشه در حزب کارگزاران دارد مطرح کنیم. متاسفانه برخی از نیروهای اصولگرا فریب کارگزاران را خوردهاند و به این موضوع دامن میزنند. مردم ما با عملکردی که وجود داشته و راهبردهایی که در پیشرو است به خوبی میتوانند تصمیم بگیرند . به نظر من رهنمودها و نشانیهای رهبری برای تصمیمگیری و رسیدن به مقصد کفایت میکند.
ارزیابی و تحلیل شما از تصمیمی که احزاب مشارکت و مجاهدین و کارگزاران در این انتخابات گرفتند و از کاندیداتوری آقای موسوی حمایت کردند چیست؟ علت تنها گذاشتن آقای کروبی چه بود؟ نظر شما در خصوص واکنش آقای موسوی به این حمایت چیست؟
برای من خیلی عجیب بود که آقای موسوی بعداز 20 سال ناظر بودن بررفتار و عملکرد این احزاب دچار این خطای بزرگ راهبردی شوند . وی باید میدان عمل را بهتر از اینها رصد میکرد. دوم خرداد اگر میتوانست کاری از پیش ببرد و اهداف انقلاب و امام را دنبال کند کارش به اینجا نمیکشید که هنجارشکنی را به عنوان یک راهبرد اتخاذ کند و شکست ستون فقرات قانون اساسی که ولایت فقیه است را در دستور کار خود قرار نمیداد. یا آقای میرحسین مگر نطقهای پیش از دستور این آقایان را در مجلس ششم نشنیده است یا مگر ایشان در جریان تحصن همین آقایان نبودند. همان افراد افراطیون مجاهدین و مشارکت بودند. یا اینکه آقای موسوی نسبتی با آنها دارد، در این صورت وی باید به افکار عمومی توضیح دهد که چه نسبتی با این افراد دارد تا تکلیف مردم را روشن کند. به نظر من حمایت این احزاب و آمدن آنها زیر چتر وی بار سنگینی را بردوش آقای موسوی تحمیل خواهد کرد.
اگر دوم خردادیها حامی کسی بودند از سردمداران خود حمایت میکردند نه ا ینکه از آنها عبور کنند. آقای هاشمی از بنیانگذاران کارگزاران بود ولی دوم خردادیها اولین کسی را که از قطار اصلاحات پیاده کردند و از او عبور کردند آقای هاشمی بود که آن ماجراها را در انتخابات مجلس ششم برای ایشان آفریدند. دومین نفری که آنها از او عبور کردند آقای خاتمی بود . در همان دوران اصلاحات آنها بحث عبور از خاتمی را مطرح کردند. سومین نفری که از او عبور کردند آقای کروبی بود که در همین انتخابات از او حمایت نکردند و او را تنها گذاشتند . اینها از سران جبهه اصلاحات بودند اما دیدیم که چگونه با آنها برخورد شد. آقای میرحسین با کدام اعتماد میخواهد سوار برقطار آنها شود و میخواهد به کدام مقصد برود که مورد پذیرش مردم باشد . اگر مردم مقصد اصلاحطلبان را مقصد مناسبی میدانستند در انتخابات گذشته به آنها اقبال نشان میدادند. مردم آنها را ترک کردند. اگر میرحسین موسوی نسبتش را با این گفتمانها مشخص نکند آن همه بداخلاقی و تندروی های اصلاحطلبان افراطی گریبان وی را خواهد گرفت.
یعنی شما معتقد هستید که حامیان او در احزابی مثل مشارکت ، مجاهدین و کارگزاران و امثال اینها از آقای موسوی نیز عبور خواهند کرد؟
به نظر من رفتاری که آنها با آقایان هاشمی، خاتمی و کروبی کردند در خصوص آقای موسوی دور از ذهن نیست. اگر آنها موفق شوند قوه مجریه را به دست بگیرند میرحسین موسوی را نیز کنار خواهند گذاشت. در آن صورت مردم این سوال را مطرح خواهند کرد که چرا شخصیتی مثل میرحسین موسوی پس از غیبت 20 ساله در عرصه انتخابات ریاست جمهوری حضور پیدا کرد و از این احزاب حمایت کرد. چرا وی در آن 20 سال در مقابل تندروی این احزاب سکوت کرد. برای مردم این سوال ایجاد شده که آقای موسوی چه توافقاتی با این احزاب داشتهاند و باید جواب دهند که تا چه میزان مواضع آنها را قبول دارند.
عدم شفافیت وی در این خصوص به ریزش آرا که ممکن بود به سمت او برود کمک کرده است.
ما همیشه آرای معطل و خاکستری داریم.
اگر ما از بیان خرده رفتارهایی که شاید به نوعی شبههناک و حاکی از بداخلاقی باشد پرهیز کنیم و حرفهایی که میزنیم برگرفته از برنامه برای اداره کشور باشد در این صورت به کسانی که هنوز در این مورد تصمیم خود را نگرفتهاند کمک خواهیم کرد تا به تصمیم قطعی خود برسند. اگر چه برنامه محوری کاندیداها امری مهم است اما شخصیت یک کاندیدا نیز باید مورد توجه قرار گیرد چرا که باید دانست فرد موردنظر چقدر شجاع و کارآمد است. |