کیهان: تظاهر تناقض آلود سران فتنه و آشوب به تبعیت از قانون اساسی، موجب بحران گسترده در میان طیف رنگارنگ حامیان این افراد شده است.
عناصری چون موسوی و کروبی - به ویژه موسوی- از یکسو با راه اندازی آشوب و تن ندادن به مکانیزم های قانون اساسی با ریزش گسترده کسانی مواجه شدند که تصور می کردند این چهره های سیاسی قائل به خط امام، نظام و قانون اساسی هستند. از سوی دیگر جریان ضد انقلاب هم که از آنها برای گشودن عقده های ناگشوده علیه نظام بهره می جست، اکنون به این نتیجه رسیده که تاریخ مصرف چهره های سیاسی مذکور تمام شده است. به همین دلیل طی روزهای اخیر انتقادهای سرزنش آمیز عناصر ضدانقلاب علیه سران آشوب شدت یافته است.
در این زمینه حسن شریعتمداری (پسرکاظم شریعتمداری) از اعضای مرکزیت گروهک حزب خلق مسلمان که ارتباطات گسترده ای با لانه جاسوسی آمریکا داشت، اعلام کرد علت ابراز طرفداری موسوی و کروبی از قانون اساسی را درک می کند اما در صورت ادامه این روند، آنها اعتبار خود را از دست می دهند.
وی در گفت وگو با یکی از رسانه های ضدانقلاب اظهار داشت: ابراز وفاداری آنها به قانون اساسی و حق بازگشت به آرمان های انقلاب و آقای خمینی قابل فهم است، به خاطر اینکه تاکید بر این خواسته ها، آنها را اپوزیسیون قانونی نظام می کند و بنابراین ضربه پذیری آنها را کم می کند ولی باید پرسید منظور چیست؟ اگر غایت اصلاحات حفظ نظام و وفاداری به دستاوردهای جمهوری اسلامی در عرض این 30 سال باشد، در حقیقت نه تنها اصلاحات نیست بلکه نوعی تحجر و راکد ماندن است.
وی تاکید کرد: این آقایان اگر در دموکراسی صادقند باید از وفاداری به انقلاب و نظام صرف نظر کنند.
در این حال خبرنگار رسانه ضدانقلاب پرسید: «بخشی از پایگاه جنبش سبز در بیرون نظام قرار دارد و به نظر می رسد رهبران جنبش الان در یک وضعیت دشوار هستند که هم خواسته های این نیرو را باید پاسخ دهند و هم بنا بر ضرورتی که شما هم به آن اشاره کردید، یک پایی هم در درون نظام داشته باشند! آیا ممکن است این دشواری در چشم انداز نزدیک، حرکت را فلج کند؟». همکار لانه جاسوسی آمریکا در پاسخ گفت: آقای موسوی می توانست کابینه سایه در مقابل احمدی نژاد تشکیل دهد تا تضاد قدرت آشکار شود اما نتوانست یا نخواست که انجام دهد. آنها می گویند اجازه دهید ما در قدرت باشیم. این چیزی است که خواسته رهبری فعلی جنبش را با دشواری های نظری و عملی بی شماری مواجه خواهد کرد. بنابراین تکرار استدلال مذکور فقط اعتبار آقای موسوی و خاتمی را از بین می برد و شانس کسانی چون کروبی را بیشتر می کند. قانون اساسی فعلی ظرفیت قبول خواسته های دموکراتیک رادیکال را ندارد.
از سوی دیگر سایت سکولاریسم نو با اشاره به تناقض ادعا و عمل سران اغتشاشات در زمینه قانون اساسی نوشت: جنبش سبز اولین جنبش آنارشیستی در ایران است که رهبری مشخصی ندارد. شعارها هم یکی نیست. حتی بین آقای کروبی و آقای موسوی هم تفاوت های چشمگیری وجود دارد. آقای کروبی در گفتار و رفتار جلوتر رفته است. یکی از خواسته های هر دو آنها اجرای قانون اساسی است در حالی که قانون اساسی کاملاً اجرا می شود. شورای نگهبان، نحوه برگزاری انتخابات، ولایت فقیه و... همه اینها به همین صورت فعلی در قانون اساسی است. بنابراین باید گفت عدم اجرای قانون اساسی. ولی موسوی و کروبی این را نمی توانند بگویند چون وحشت دارند از این که بگویند اینها ضد رژیم و ضدقانون اساسی هستند. این تناقضات بسیار بنیادین است.
این سایت درباره دو دیدگاه در میان ضدانقلاب مبنی بر «حمایت از نزاع درونی نظام به منظور فرو ریختن آن» و «روشن کردن مواضع از همان ابتدا و نرفتن زیر پرچم امثال موسوی و کروبی و خاتمی» نوشت: ما می توانیم با آنها وحدت راه داشته باشیم نه وحدت کلمه. یعنی آنجایی که حرف هایی می زنند که با خواسته ما می خواند و یا به لائیسیته نزدیک است و رژیم را به نبرد می کشد و تضعیف می کند و رهبری را مورد انتقاد شدید قرار می دهد، می توان از جنبش سبز پشتیبانی کرد اما هر گروهی هم باید حرف خودش را بزند. این به پیک نیک می ماند که بسیاری در آن شرکت می کنند ولی هر کس با ساندویچ و غذای خودش. بعدش را نمی توان پیش بینی کرد.
سایت گویانیوز هم در مطلب مشابهی تاکید کرد: جنبش در درون نظام جمهوری اسلامی معنا ندارد و قابل تصور نیست. یا باید مثل بنی صدر در مقابل نظام عمل کرد یا مانند دوران اصلاحات مطیع نظام بود. جنبش سبز بر ضد تمام اصول و پایه های نظام و خواستار تغییر آن است. |