شبکه ایران: گزارش حاضر که به سیر تاریخی و دلایل درگیریها در یمن پرداخته، اطلاعات مناسبی درباره ریشههای ناامنی و درگیری بین شیعیان و دولت یمن ارائه داده است. در این گزارش میخوانیم که علیرغم فراهم بودن بستر اختلاف بین دولت مرکزی و گروه شیعی الحوثی، اما شروع کننده این درگیری، نه دولت یمن و نه گروه الحوثی بلکه یک فرمانده عالیرتبه نظامی در این کشور است و لیبی و عربستان نیز به واسطه خصومتهای خود، یمن را به عنوان حیات خلوتی برای درگیریهای تاریخی خود انتخاب کردهاند. در ادامه، مشروح این گزارش را میخوانیم:
سابقه درگیری دولت یمن و ناراضیان صعده که بعدها به گروه الحوثی معروف شدند به سال 1383 مطابق با 2004 میلادی باز میگردد و این درگیرها با نوساناتی، طی 5 سال ادامه یافته است.
نیروهای ارتش یمن با نقض موافقتنامه دوحه، به همراه قبایل سنی واقع در استان صعده، از تاریخ 20/5/1388 عملیاتی را با نام زمین سوخته برای پاکسازی شمال این کشور از شیعیان زیدی آغاز کرد و این ششمین جنگ علیه گروه الحوثی از شروع درگیریها در سال 2004 است.
مشکل دولت یمن با الحوثیها چیست؟
با کشته شدن حسین بدرالدین الحوثی توسط دولت یمن در شهریور سال 83 درگیری گروه الحوثی با دولت وارد مرحله جدیدی شد. دولت یمن در مواضع رسمی و علنی خود گروه الحوثی را به شورش و ایجاد ناامنی در مناطق مسکونی و حمله به پاسگاههای امنیتی در صعده متهم نمود و از ابتدای درگیری تلاش کرد تا با استفاده از توان نظامی به موجودیت الحوثی و طرفداران وی خاتمه دهد.
دولت از ابتدا با تبلیغات منفی خود، گروه الحوثی را به عنوان مخالف صلح، آرامش امنیت و رفاه عمومی و باعث اصلی فرار سرمایه و گرانی معرفی کرد و اذهان مردم عادی یمن را منحرف کرد.
در کنار این تفسیر رسمی، برخی معتقدند رویکرد سیاسی و مذهبی الحوثی در شمال یمن، مخالفتهای گروه با سیاستهای آمریکا در منطقه، سازماندهی تفکر انقلابی در شمال یمن و گرایش مذهبی عمیق به مذهب زیدی از جمله برگزاری مناسبتهای مذهبی از جمله مراسم با شکوه غدیر در صعده و برگزاری دورههای آموزشی جوانان، نگرانیهایی را برای برخی در یمن به همراه داشت و این باعث شد تا دولت خود را در مواجهه با گروه مزبور قرار داده و طی 5 سال جنگ تمام عیار را تجربه کند.
مسئول اصلی ناآرامیهای یمن کیست؟
گرچه یمن تلاش کرده تا طی 5 سال گذشته، مشکلات فراروی خود را با رویکردی نظامی حل کند و در این میان جریانات ذی نفوذ بعثی، سلفی و امنیتی، دولت را به این جهت سوق دادند لیکن دیدگاه متفاوت سیاسیون و بافت قبیلهای یمن (که رییسجمهور یمن خود را منتسب به هاشمیها میداند) و همچنین نفوذ گسترده زیدیها در کنار سرسختی گروه الحوثی، مانع از آن شد که راه حل نظامی بتواند گره مشکل را باز کند.
در سال 2007، عبدالله صالح رییسجمهور یمن در هماهنگی و مشورت با "الشامی" فرزند برادر وی که فردی معتدل، فهیم و قابل اعتماد بود را به عنوان استاندار صعده منصوب کرد تا به تدریج اوضاع را آرام کند و در این راستا فرصت مناسب را برای برکناری علی محسن الاحمر ( فرمانده نظامی عالیرتبه یمنی که دامن زدن به حوادث صعده به وی باز میگردد) بدست آورد.
در حقیقت علی محسن الاحمر با قدرت نظامی که در منطقه برای خود ایجاد کرد و روابطی که با عربستان و سلفیها برقرار کرده بود عامل اصلی ناآرامیها در این منطقه محسوب میشد. او با پولهای عربستان، بسیاری از قبایل منطقه را با خود همراه کرد و به صورت فردی که میتواند در مقابل رییس جمهور بایستد و نافرمانی کند در آمده بود.
علیرغم تلاش سیاسیون و گروههای زیدی برای حل سیاسی مشکل، اقدامات تندروانه جنگطلبان علیه ساکنان صعده و گروه الحوثی، آتش این فتنه را شعلهور کرد و کوششهای افرادی مانند الشامی بدون نتیجه باقی ماند.
تفاهمات صلحی که میان گروه الحوثی و دولت بسته شده بود اغلب از سوی این جریان جنگطلب و الاحمر نادیده انگاشته شده و به عنوان خلاف وعده گروه الحوثی وانمود شد.
لیبی و عربستان خصومتهای خود را به صعده کشیدند
موضوع دیگری که به پیچیدگی درگیری صعده کمک کرد، دخالتهای عربستان و لیبی در این ماجراست. لیبیاییها به دلیل دشمنی با سعودیها، کمکهای مالی در اختیار گروه الحوثی قرار دادند تا منطقه صعده که در نزدیکی مرز عربستان است، ناامن بماند و قبایلی که در داخل عربستان هم عقیده با زیدیه و اسماعیلیه هستند نیز تحریک شدند و این ناحیه دچار مشکل شد.
لیبی در اعتراضی که از سوی رییسجمهور یمن به عمل آمد، گفته بود: هاشمیان و زیدیها مخالف وهابیون سعودیاند و هر کجا دشمن سعودی وجود داشته باشد ما آنجا خواهیم بود. رییسجمهور یمن در پاسخ اظهار داشت: شما مشکل با عربستان را نباید در سرزمینهای یمن حل کنید.
از سوی دیگر سعودیها نیز با درک این شرایط، به مقامات یمن فشار آوده و خواستار حل نهایی قضیه الحوثی شدند چرا که احساس میکنند از این ناحیه آسیبپذیر خواهند بود. به نظر میرسد گروه الحوثی به نوعی در چرخه سیاستهای سعودی و لیبی قرار گرفت و موقعیت خود را به خاطر فضای ناشی از درگیریها داخلی تضعیف کرد.
دلایل استمرار درگیری در صعده
علاوه بر آنچه در خصوص اختلاف بستر سیاسی و مذهبی طرفداران الحوثی و دولت مرکزی گذشت، موارد زیر را میتوان در ادامه درگیریهای فیمابین با اهمیت تلقی کرد.
1- ادامه تضییع حقوق زیدیها با ادامه محدودیت و سختگیری علیه آنها از جمله ممانعت از برگزاری جشنهای غدیر
2- عملکرد نامناسب و خشن نیروهای انتظامی در استانهای زیدینشین
3- عدم وفای عهد رییسجمهور درخصوص آزادی علما و بزرگان بازداشتی و برخورد ملایمتر با زیدها
4- فراهم شدن زمینه برای ابراز نارضایتی عمومی مردم نسبت به گرانی، لغو یارانهها و اعتصاب و تظاهرات عدهای از تجار و مغازهداران و نیز برخی از مدرسین و اساتید دانشگاهها
5- تشدید حملات به شیعیان و زیدیها و محدود کردن مطبوعات آنها و زندانی کردن نویسندگان برجسته آنها
6- اعمال فشار سلفیهای به حاشیه رانده شده پس از حادثه 11 سپتامبر و سعی دولت در ایجاد موازنه
7- فعالیت شدید بعثیهای رانده شده از عراق وفعالیت آنان علیه زیدیها
8- ادعای واهی انتساب این گروه به جمهوری اسلامی ایران و دامن زدن به تبلیغات منفی در این خصوص علیه کشورمان
9- سرسختی گروه الحوثی در مبارزه با دولت به همراه برخورداری این گروه از حمایتهای قبیلگی مردمی و همچنین حضور نظامی در مناطق کوهستانی
10- توسعه دامنه درگیری به مناطق خارج از صعده
11- تلاش گره الحوثی برای جلب حمایتهای بینالمللی و مذهبی در خارج |