ادامه «این شرایط» دیگر برای برخی سران جریان دوم خرداد قابل تحمل نیست. دلیل این موضوع نیز کاملا آشکار است. جایگاه دوم خرداد اکنون نسبت به قبل از انتخابات قابل قیاس نیست. آنها انتخابات را باختند، اما باخت را نپذیرفتند تا هواداران خود را در مقابل یک «ادعا» قرار دهند. ادعایی که اینک ملاک سنجش صداقت آنها در سیاستورزی شده است.آنها در ادامه، کار را به جایی رساندند که این روزها منافقین نیز برای حمایت از آنها شرط و شروط میگذارند و در داخل کشور نیز اسناد فراوانی وجود دارد که از پیگیری یک «توطئه» از سوی آنها علیه نظام حکایت میکند. وزن خیابانی آنها نیز در روزهای 13 آبان و 16 آذر بخوبی آشکار شد. منافذ فرار آنها در حاکمیت نیز بهواسطه استمرار اقدامات غیرقانونی و تقابلی از قبیل دعوت به تجمعات خیابانی و طرح ادعاهای هزینهساز برای نظام، مسدود شد. بهطور کلی جریان مدعی اصلاحطلبی اکنون از یک جریان فعال چندوجهی، تبدیل به یک گروه اپوزیسیون در حال انقراض شده است. آیا این شرایط منجر به احساس خطر از سوی تصمیمگیران این جریان نمیشود؟
اخبار و شواهد حاکی از آن است که برخی سران دوم خرداد از مدتها پیش نسبت به ادامه رفتارهای تند و تحلیل قوا هشدار داده بودند. هشدارهایی که به مرور، اینک با محوریت انتقاد به میرحسین موسوی و رفتارهای وی در هدایت تجمعات و آشوبها انجام میشود. البته لازمه ارزیابی واقعبینانه انتقادات به موسوی از سوی سران اصلاحطلب، بررسی پیشینه مناسبات آنها در یک سال اخیر و بویژه در برهه زمانی اعلام کاندیداتوری وی است.
شروع اختلافات
فارغ از تفاوتهای برخی سران اصلاحات با میرحسین موسوی، میتوان نحوه اعلام کاندیداتوری موسوی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم را آغاز اختلافات آشکار آنها با وی دانست. 20 بهمنماه 87 محمد خاتمی، تنها مهره مورد پسند همه گروههای جریان دوم خرداد- حتی برخی چهرههای حزب اعتمادملی- اعلام کاندیداتوری کرد و این موضوع امید مخالفان چپگرای احمدینژاد برای شکست وی در انتخابات را افزایش داد اما پس از یک ماه و درست در روز 20 اسفند 87 میرحسین موسوی نیز طی بیانیهای از کاندیداتوری خود خبر داد تا در آن برهه ،حامیان سینهچاک خاتمی زبان به انتقاد از موسوی بگشایند و سران اصلاحات نیز در خفا از ناتوانی وی در جذب آرا سخن بگویند.
ماجرای دیدار خاتمی و موسوی و ادعاهای هر 2 طرف مبنی بر خلفوعده دیگری نیز در رسانهها مطرح شد اما سرانجام کار، این خاتمی بود که کوتاه آمد و جنگ برای به چنگ آوردن قبای ریاست جمهوری را به موسوی واگذار کرد و خود در قامت یک حامی برای وی ظاهر شد.شاید تنها اولویت موضوع، شکست احمدینژاد بود که موجب شد اطرافیان خاتمی به کاندیداتوری موسوی تن دهند و تشکیلات خود را برای موسوی فعال سازند، اگرچه سیدمحمدعلی ابطحی تاب نیاورد و به کروبی نزدیک شد و پیش و پس از انتخابات، انتقادات خود را به او بیان داشت. به هر حال گلایه از موسوی بهخاطر کنار زدن خاتمی در آن برهه مسکوت ماند. اما همان موقع بود که در جلسات خصوصی خاتمی به صراحت گفته میشد که موسوی «تعادل لازم را برای کنش سیاسی ندارد ضمن اینکه مدیر هم نیست».
گفتمان اتوبوس
پس از انتخابات، موسوی ادعای تقلب را مطرح کرد اما به مرور برخی سران جریان دوم خرداد در جلسات خود نسبت به برخی رفتارهای موسوی انتقاد کرده و در برخی موارد «هشدار»هایی نیز مطرح میشد. تندروی موسوی در تقابل با نظام اما موجب قوت گرفتن هشدارها شد بهگونهای که چند هفته پس از انتخابات «گفتمان اتوبوس» در میان تصمیمگیران جریان دوم خرداد مطرح شد و آنگاه بود که یکی از سران اصلی این جریان این جمله معروف را بر زبان جاری کرد که «رفتیم داخل اتوبوسی که قرار بود به پاستور برود اما موسوی ما را ته دره برد».ب
ا وجود این اختلافات اما به واسطه تداوم شائبهها و دمیدن به فضای تردید و شایعه توسط موسوی و برخی طرفداران تندرو وی، تجمعات خیابانی مانع شدت گرفتن این اختلافات شد اما پس از اندکمدتی که همه حرفهای موسوی تمام شد و افکار عمومی مطالبه اثبات و پیگیری ادعای تقلب را دنبال میکردند و پس از آنکه روز به روز عدم صحت شایعات و دروغپردازیها آشکار میشد، ریزش شدید جماعت حاضر در خیابان به منصه ظهور نشست.جریان خیابانی که میرا شد، انتقادات از موسوی شدت بیشتری یافت بهگونهای که گفتمان انتقادی از موسوی در میان خواص دوم خرداد رایج شد. بسیاری تصمیمگیران جریان اصلاحطلبی در این هنگام دست به کار شده و خواستار آن شدند تا برای جلوگیری از تندرویها، چارهجویی کنند. در چنین شرایطی بود که گفتمان «آشتی ملی» شکل گرفت و دوستان راستگرای هاشمی رفسنجانی بازوی اجرایی این طرح شدند تا ردپایی از جماعت دوم خرداد بر جای نماند. تمایل به اجرایی شدن طرح آشتی ملی که در واقع شاهبیت آن چشمپوشی حکومت از اقدامات انجام شده بود، مورد حمایت تلویحی چپگرایان نیز واقع شد بهگونهای که افرادی چون محمد خاتمی و رسول منتجبنیا به صراحت سخن از وحدت به میان آوردند و دنبالههای آنان در گروههای اصلاحطلب نیز رسانههای خود را برای بسترسازی فعال کردند.در این هنگام اما بیانیههای ساختارشکنانه موسوی همچنان ادامه داشت.
منتقدان اصلاحطلب موسوی با این بیانیهها شاهد عقیم ماندن پروژههای به اصطلاح وحدت بودند چرا که حبیبالله عسگراولادی – از دنبالکنندگان طرح وحدت ملی- که در اظهار نظری موسوی را فرزند انقلاب نامیده بود، به فاصله چند روز و به واسطه اقدامات موسوی، وی را خارج از دایره انقلاب نامید تا تلاش سران اصلاحطلب منتقد موسوی برای سامان دادن به آشتی به شکل مطلوب خود ناکام بماند. این رفتار موسوی سبب شد تا انتقادات به وی آشکارتر از گذشته صورت گیرد.
انتقادات صریحتر از گذشته
بیاعتنایی موسوی به نصایح منتقدان اصلاحطلب و از سوی دیگر ریزش وحشتناک خیابانی موجب آن شد تا مخالفتها با موسوی صریحتر از گذشته بیان شود طوری که این مخالفتها خطاب به وی بیان شد. به گزارش «وطنامروز»، پس از وقایع 13 آبان و 16 آذر و آشکار شدن شکست ادامه پروژه آشوب، برخی سران اصلاحطلب در جلسهای انتقادات صریحی را خطاب به موسوی مطرح کردند و از وی خواستند تا از اقدامات خود دست بردارد. یکی از چهرههای سرشناس اصلاحطلب در این جلسه درباره موسوی میگوید: «چه آبروریزیای باید رخ بدهد که او دست از سر ما بردارد. با کارهایی که او میکند و فراخوانهایی که میدهد، نظام برای اثبات اقدامات براندازانه دستگیرشدگان، مرتبا حجت پیدا میکند».
جلسه سران و تصمیم نهایی
به گزارش «وطنامروز» سران و تصمیمگیران جریان دوم خرداد طی چند روز اخیر نیز در انتقاد از رفتار موسوی و برای جمعبندی چگونگی چارهاندیشی برای پایان دادن به وضع موجود جلسات متعددی برگزار و اظهارات جالبی بیان کردهاند.دریکی از این جلسات تعدادی از شخصیتهای سرشناس اصلاحطلب متفقالقول بر «اشتباه» خود در حمایت از موسوی تاکید کردند. در همین راستا یکی از چهرههای سرشناس یکی از سازمانهای جریان دوم خرداد با انتقاد از رفتار موسوی که موجب دستگیری تعداد زیادی از اعضای سازمان متبوع وی و نیز لو رفتن برخی اسناد و مدارک شد، از ادامه همکاری با موسوی انتقاد کرد و خطاب به سران جلسه گفت: «نباید در ماشینی بنشینیم که فرمانش دست این آقا (موسوی) است». وی در ادامه به بیان برخی دلایل خود درباره اعلام برائت از موسوی پرداخت و تاکید کرد: «آقای موسوی تا اصلاحات را یکجا دفن نکند، ولکن نیست».در ادامه یکی از مسؤولان اجرایی سابق کشور در تایید این اظهارات تاکید کرد: «نباید [موسوی] خیال کند هر کاری کرد پشت سرش هستیم».
به گزارش «وطنامروز» اکثر سران جریان اصلاحات با روح حاکم بر عبارات تند و تیز انتقادی از میرحسین موافقند و خواستار چارهاندیشی برای این موضوع شدهاند. در همین رابطه، یک چهره شاخص اصلاحطلب که از وی به عنوان پدرخوانده جریان اصلاحات یاد میشود، خطاب به یکی از مسؤولان ارشد اجرایی سابق کشور میگوید: «کسی برود با او صحبت کند تا این بساط را جمع کند.» که این مسؤول ارشد اجرایی سابق در جواب میگوید: «حرف ما را گوش نمیدهد، بهتر است به آقای [...]بگوییم با او صحبت کند، او کسی بود که به او (موسوی) گفت به خیابان بیاید. خودش هم بیاید و مسائل را جمع کند».اگرچه در این جلسه حضار خواستار رجوع به آقای[...] برای مذاکره با موسوی شدند اما یکی از روحانیون حاضر در جلسه که سابقه اجرایی در دولت اصلاحات داشته، تصریح کرد: «به نظر من مذاکره با او (موسوی) فایده ندارد و بهتر است بایکوت شود».
|