صفحه اول     آرشیو     درباره ما     تماس با ما     پیوندها     ورزشی   چهارشنبه، 19 بهمن 1390 - 12:40   
  تازه ترین عناوین:استقبال گسترده از مختارنامه در کشورهای عربی     هاشمی با پیام تسلیت به موسوی ضربه جدیدی به حیثیت خود زد     دولت اصولگرا شرایط لازم را برای تدوین الگوی اسلامی-ایرانی فراهم کرده است     عملیات انتقال سوخت به قلب راکتور نیروگاه بوشهر پایان یافت     تعداد شهیدان ایران در عملیات های تروریستی     تیجانی:ولایت فقیه ادامه ولایت علی (ع) است     حامیان انگلیس ترورها را چگونه توجیه می کنند؟     مداحی از نگاه آیت‌الله مکارم شیرازی     استاد شهریاری در امام زاده صالح آرام گرفت      نظر مقام معظم رهبری در خصوص مداحی زنان     80 فاحشه در یک مهمانی سیاسی!     یک عروسی دیگر و حضور ناطق و کروبی و سید حسن و ...     ایجاد باد مصنوعی توسط محیط زیست!     سوتی های اوباما روی فیس بوک     سوء استفاده از ایرانیها در امارات!     نصرالله: اراده قوی در تولید علم علت دشمنی با ایران است     باید هرچه بیشتر توان خود را در دریا و ساحل تقویت کنیم     دو کشته حاصل درگیری های شدید مصر     یکی از رهبران العراقیه این ائتلاف را سعودی خواند     بازهم فرار موسوی از یک مراسم!       
 تبلیغات
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 8989شنبه، 21 آذر 1388 - 13:19
نقد وطن امروز بر رفتار دوگانه هاشمی؛
شما در مجموع هاشمی رفسنجانی را قبول دارید یا نه؟
هاشمی همه اینها را می‌بیند و سکوت می‌کند و باز ما می‌مانیم که با این عشق و با این نفرت چگونه دست و پنجه نرم باید کرد! بگذریم!... «شما در مجموع هاشمی رفسنجانی را قبول دارید یا نه؟»
  

سخت‌ترین سوال در سپهر سیاست این مرز و بوم شاید این باشد: «شما در مجموع هاشمی رفسنجانی را قبول دارید یا نه؟» این از آن رو است که رفتار و گفتار سیاستمدار معروف به «استوانه نظام»، آنقدر پیچیده و تو در تو است که هیچ‌کس تکلیف مشخصی در برابر وی ندارد. گویی هاشمی دوست دارد با حرف و عمل خود، همگان را در بلاتکلیفی قرار دهد. کسانی که خواهان محاکمه سران فتنه هستند، ابا دارند از هاشمی نام ببرند اما در عین حال معتقدند آنکه به خاتمی، موسوی و کروبی خط می‌دهد هاشمی است! از دیگر سو سبزها هم نمی‌دانند که می‌توانند روی استوانه نظام حساب باز کنند یا نه، چه اینکه هاشمی با عملکرد خود گاهی ایشان را امیدوار می‌کند و دیگرگاه بذر یأس را در دل آنان می‌کارد.

با این حساب و فارغ از دیدگاه سیاسی که هر شخصی می‌تواند داشته باشد «شما در مجموع هاشمی رفسنجانی را قبول دارید یا نه؟» انصاف بدهید سوال سختی است و ربطی هم ندارد که شما اهل کدام قبله و قبیله هستید. البته مقصر هم نیستید، رفتار و گفتار هاشمی یک مقدار زیاد پیچیدگی دارد. در همین یک ماه اخیر هاشمی با عمل خود هر دو جبهه سیاسی کشور را سر کار گذاشت؛ از یک سو در نماز عید فطر حاضر شد و به امامت رهبر انقلاب نماز خواند و بعد در ادامه همین راه به خبرگان ملت از علاقه و عشق خود به ولایت فقیه و شخص رهبری گزارش داد. پیش از این، هاشمی به باور برخی دست در دست سران فتنه داشت و با نامه سرگشاده‌ای که نوشت این گمان را در اذهان تقویت کرد که آیا هاشمی می‌خواهد سرنوشت خود را با ضدانقلاب گره بزند؟! نامه سرگشاده هاشمی از آن جهت بیشتر اهمیت می‌یابد که بدانیم هاشمی با نامه بدون سلام و والسلام خود، آن‌طور که عده‌ای ادعا می‌‌کنند به نوعی خط‌شکنی کرد تا راه برای زبانه کشیدن آتش فتنه باز ‌و اغتشاش آغاز شود. هرچه بود فتنه تمام شد اما کسی با هاشمی کاری نداشت. فرزندان هاشمی هم دوباره سر از لندن درآوردند اما شماری از اصلاح‌طلبان روانه زندان شدند!

سربازانی که وقتی خط‌شکنی هاشمی را دیدند، ترمز بریدند تا به نام خود انقلاب رنگی را به ثبت رسانند. این بار اما هاشمی چهره دیگری از خود نشان داد و با تغییر در رفتار و گفتار به نوعی پیام فرستاد که هنوز استوانه نظام است. هاشمی این بار‌ زیر سران فتنه را با زیرکی خالی کرد و صدای هواداران موسوی را در داخل و خارج درآورد که «به هاشمی نمی‌توان اعتماد کرد»؛ همه آبروی او وابسته به «جمهوری اسلامی» است و او به‌رغم برخی اختلافات هرگز راضی به گام برداشتن در مسیر براندازی نمی‌شود. آرام‌آرام این ظن در میان همگان رو به‌ تقویت می‌گذاشت که باز هم چهره جدید هاشمی نمایان شد. هاشمی اما هرگز دوست ندارد پیچیدگی در رفتار و گفتارش حمل بر نوعی «نفاق‌ پنهان» شود. در شرایطی که مهدی را در لندن می‌دید، به قول نویسنده‌ای غربی، خود در خانه ماند ولی یاسر 13 آبان در خیابان دیده شد و خبرگزاری فارس گفت که در حول و حوش آشوب‌طلبان بوده است. همین حضور نصفه و نیمه و به عبارتی بهتر «شو» و نمایش حضور کافی بود که سبزها یک بار دیگر به هاشمی امیدوار شوند و حتی لزومی نداشت که محسن هاشمی، دیگر فرزند هاشمی آن حرف‌ها را بر زبان جاری کند و نیز نیازی به این نبود که سایت پیمانکار مترو و سینه‌چاک خانواده هاشمی در قالب یک تحلیل سیاسی به نقد رهبری بپردازد. طرفه حکایتی است اینکه می‌گویند هاشمی معمولاً در برابر انتقاد از فرزندانش گله از این می‌کند که بچه‌های من حرف مرا نمی‌خوانند! و این در حالی است که همه می‌دانند میان هاشمی و فرزندانش چه رابطه گرم و عمیقی وجود دارد؛ آنجا که گویی انتقاد از فرزندان هاشمی، همان نقد استوانه نظام است.
حال از شمای خواننده سوالی دارم: «شما در مجموع هاشمی رفسنجانی را قبول دارید یا نه؟» عجله نکنید، برای رسیدن به پاسخ، قصه هاشمی‌رفسنجانی را دوباره باید مرور کرد؛ به دوم خرداد 76 برگشت و حتی پیش از آن، تا شاید این سیاستمدار را بهتر شناخت. ماه‌ها پیش از دوم خرداد 76، میان مجلس پنجم و رئیس‌جمهور وقت اختلافاتی وجود داشت.

ناطق و نمایندگان از برخی سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی هاشمی گلایه داشتند. به باور این جمع، تهاجم فرهنگی که بعدها رهبری از آن به «شبیخون فرهنگی» تعبیر کردند، اول بار در دوران ریاست جمهوری هاشمی کلید خورد و این تهاجم فرهنگی البته ریشه اقتصادی داشت. هاشمی می‌خواست کشور را بسازد و فقر را از میان بردارد اما برخی سیاست‌های دولت سازندگی فقیرزدایی بود نه فقرزدایی؛ آنجا که زندگی مردم محروم زیر چرخ‌های سنگین توسعه له شد و اعتراضاتی را در مناطق حاشیه‌نشین شهرها سبب شد. با این همه اختلاف مجلس پنجم و هاشمی ریشه در منازعاتی داشت که پیش‌تر به ظهور حزب کارگزاران منجر شده بود. هاشمی در آستانه انتخابات مجلس پنجم قصد داشت تعدادی از مردان مورد اعتماد خود را وارد فهرست جامعه روحانیت مبارز کند که با مخالفت‌هایی روبه‌رو شد. هاشمی نمی‌خواست مدیران خود را در حاشیه ببیند؛ حزب کارگزاران تاسیس ‌و پدر معنوی کارگزاران شد؛ کارگزارانی که تعدادی از آنها از خانواده هاشمی بودند. اینگونه شد که شماری از اعضای حزب دولت‌ساخته کارگزاران بر صندلی قرمز‌رنگ آن روزهای مجلس تکیه زدند.

هاشمی اما از سویی همواره از تکنوکرات‌های کارگزاران حمایت کرده و از دیگر سو نمی‌خواهد در جامعه نقش خود را در راه‌اندازی این حزب پررنگ نشان دهد؛ چه هاشمی خود را پدر معنوی همه احزاب سیاسی خانواده انقلاب می‌داند و نه فقط کارگزاران. از همین رو با زیرکی یک سیاستمدار اخیراً قصد داشت رهبری را در تشکیل حزب کارگزاران موثر معرفی کند! اما ماجرا چه بود؟ هنگامی که میان هاشمی و شماری از سران جامعه روحانیت مبارز تهران سر فهرست تهران در انتخابات مجلس پنجم اختلافاتی پیش آمد و این اختلافات به رهبر انقلاب ارجاع داده شد، ایشان از یک طرف ورود برخی چهره‌های مدنظر هاشمی در فهرست نامزدهای جامعه روحانیت مبارز تهران را بلااشکال دانستند اما از دیگر سو با تشکیل یک حزب دولت‌ساخته بشدت مخالفت کردند. از نظر رهبر انقلاب، اگر وقت شماری از مهم‌ترین مدیران اجرایی کشور در جلسات حزبی و گروهی گرفته می‌شود، دود این کنده آلوده به چشم ملت می‌رود و موجب ترجیح منافع حزبی بر مصالح عمومی خواهد شد. رهبری این دغدغه را هنگام تشکیل حزب دولت‌ساخته مشارکت نیز داشتند و در جلسه‌ای با اعضای هیات دولت اصلاحات، این دیدگاه خود را علنی کردند. حال آیا آن‌طور که جناب‌ هاشمی تحلیل کرده‌اند، رهبری در تشکیل حزب کارگزاران نقشی داشته‌اند؟!

اما براستی چرا هاشمی نمی‌خواهد نقش خود در راه‌اندازی حزب کارگزاران را همان‌طور که در واقع بوده، مهم، حیاتی و پررنگ جلوه دهد و از این پرسش اساسی‌تر، چرا ایشان دوست دارند برای رهبر انقلاب در تاسیس حزب کارگزاران نقشی اساسی و موثر دست و پا کنند؟ در جواب نخستین سوال باید گفت جدای از آنکه هاشمی می‌خواهد پدر همه احزاب درون مجموعه انقلاب باشد، اصولا برای ایشان «معادلات قدرت» اهمیتی مضاعف دارد و از همین رو است که بهتر می‌توان به پیچیدگی رفتار هاشمی پی برد. از یاد نبرده‌ایم که تکنوکرات‌های حزب کارگزاران وقتی خواستند دین خود را به هاشمی ادا کرده و از بابت تشکیل این حزب دولت ساخته از وی قدردانی کنند، خواهان ریاست جمهوری دائمی وی شدند و وقتی با مانعی بزرگ به اسم «قانون اساسی» طرف شدند، خیلی راحت گفتند و نوشتند که چه اشکالی دارد برای استفاده بهتر از توان هاشمی، قانون اساسی را تغییر داد؟ هرچه بود ریاست جمهوری هاشمی دائمی نشد و قانون اساسی تغییر نیافت اما کارگزاران به رهبری معنوی رفسنجانی از مخالفان تمدید ادوار ریاست جمهوری هاشمی انتقام سختی گرفتند و اینگونه شد که با نمایش یک بازی سیاسی، ملودرام دوم خرداد رخ داد.

ناطق که بویژه این اواخر و حتی بعد از راه‌اندازی حزب کارگزاران‌ انتقاداتی به هاشمی داشت،‌ جامه اخلاق به تن کرد (اصولا وقتی ناطق به هاشمی می‌رسد متخلق به اخلاق حسنه می‌شود!) و بدون هیچ انتقادی از هاشمی و دولت سازندگی، نامزد انتخابات شد. مردم هم که ناطق را تالی هاشمی می‌دیدند و از دولت سازندگی و مدیران تکنوکراتش چندان دل خوشی نداشتند،‌ بدیهی بود که در این عرصه رای به نماد تغییر بدهند و این نماد محمد خاتمی بود و نبود! بود، از آن جهت که در جامعه اینگونه جا انداخته بودند که ناطق ادامه هاشمی است و راه هاشمی جز با مانع خاتمی قطع نمی‌شود و نبود، از آن جهت که در واقع‌ جز خاتمی کسی نمی‌توانست راه هاشمی را ادامه دهد و این را تکنوکرات‌های کارگزاران خوب فهمیده بودند. طنز ظریفی است: مردم با رای ندادن به ناطق خواهان ایستادن در برابر سیاست‌های اقتصادی دولت سازندگی شدند و به خاتمی رای دادند که همان تکنوکرات‌های کارگزاران دولت سازندگی را حامی خود می‌دید! کارگزارانی‌ها اما خود چندان اعتقادی به رای آوردن خاتمی نداشتند و سر همین به گونه‌ای رفتار می‌کردند که چه ناطق و چه خاتمی، هر کدام به ریاست‌ جمهوری برسند، گلوگاه‌های اقتصادی کشور دست کارگزاران باشد. دست تقدیر خاتمی را رئیس‌جمهور کرد و خاتمی هم سهم کارگزاران را به خوبی داد؛ چه اینکه اگر ناطق هم رئیس‌جمهور شده بود برای کارگزاران خیلی فرق نمی‌کرد. اصولا تکنوکرات‌ها دنبال اقتصاد، نفت و پول بودند و نه دنبال ناطق یا خاتمی.

همزمان با خروج هاشمی از رأس دستگاه اجرایی کشور و درست هنگامی که اصلاح‌طلبان از خجالت او درآمدند این مسأله بیش از پیش آشکار شد که هاشمی به عنوان یک سیاستمدار در معادلات قدرت، مهره‌ای کلیدی بود اما به عنوان استوانه نظام چندان بر قلب‌ها حکومت نمی‌کرد. توده‌های محروم که اصلی‌ترین طرفداران نظام بودند، متاثر از 2 دوره ریاست‌جمهوری هاشمی از وی دلسرد شده بودند. نیروهای مومن و انقلابی اما از عملکرد فرهنگی دولت وی دل پرخونی داشتند. ضدانقلاب هم که برای حمایت از هاشمی دلیلی نداشت و جدای از اختلافات بنیادی،‌ وزنی نداشت که هاشمی بخواهد دل آنها را برباید. این وسط می‌ماند طبقه متوسط جامعه که دست بر قضا هاشمی دنبال رای همین طبقه می‌گشت. این طبقه اما در انتخابات مجلس ششم با سی‌ام کردن هاشمی و رای ندادن به فائزه، دختر هاشمی، بر سینه جناب رفسنجانی دست رد زد. هاشمی که برای ریاست جمهور شدن خاتمی‌ زحمات‌ها کشیده بود، از مردان سیاسی خاتمی بی‌مهری‌ها دید و «عالیجناب سرخ‌پوش»‌ لقب گرفت. ناسزا علیه هاشمی و فحاشی به او کار را به جای باریک کشاند و هاشمی که در میان وکلای راه یافته به مجلس رتبه‌ای بهتر از سی‌ام کسب نکرده بود، استعفا داد. اما در میان آن همه هیاهو علیه هاشمی، حزب کارگزاران آنقدرها که از ایشان انتظار می‌رفت‌ معرفت به خرج نداد و به دفاع از هاشمی برنخاست. پاسخ روشن است: مشارکتی‌ها هاشمی را به خاطر عملکرد اقتصادی دولت سازندگی مورد حمله قرار نداده بودند که صدای کارگزاران بلند شود!

در آن زمان حمله به هاشمی به نوعی معنایی جز انحصارطلبی و عدم تحمل حضور بیشتر هاشمی در قدرت نداشت اما جناح راست هرچند که دلش از هاشمی شکسته بود، وی را تنها نگذاشت. آن‌روزها محمدرضا باهنر که خود نیز همچون هاشمی به پیچیدگی در رفتار و گفتار شهره است، جمله‌ای کوتاه و پرمعنا گفت: «سختی‌های هاشمی مال ماست، منافعش را کارگزاران می‌برند». چندی بعد اطرافیان افراطی خاتمی کار را یکسره کردند و به جای هاشمی، به اصل نظام، به امام، به ولایت فقیه، به رهبری و بالاتر به خدا و امامان و مقدسات چنان تاختند که حتی صدای خاتمی را هم درآوردند و سید خندان را ناچار کردند که بگوید: «از اردوگاه اصلاح‌طلبان صدای دشمن را می‌شنوم». باز هم خاتمی که لااقل این صدا را شنید. آخر در آن مقطع این هاشمی بود که حاضر نشد برای دفاع از انقلاب و مبانی مقدس آن،‌ سینه چاک کند و باز هم طنز ظریف این بود که اندکی پیش به هاشمی به‌عنوان نماد همه این ارزش‌ها حمله می‌شد و اینک که از واسطه‌ هاشمی عبور کرده بودند، بدیهی بود این نماد در برابر این حملات توفان کند اما هاشمی باد هم نبود تا اینکه جمله «کاش آن زمان از هاشمی دفاع نکرده بودیم» بر زبان بسیاری نقش بست. این جمله را اما همه به نوعی گفته‌اند.

رفتار هاشمی آنچنان پیچیده و در برخی مواقع مبهم بوده که آدمی درباره وی مدام در حال هروله از علاقه به‌سوی نفرت و از نفرت به سوی علاقه است. از همین‌جاست که می‌توان جمله معروف روحانی پشت صحنه حوادث اخیر را بهتر درک کرد، آنجا که سال‌ها پیش از این گفته بود و این روزها هم می‌گوید «من به هاشمی اعتماد ندارم.» این بی‌اعتمادی، ریشه در نوع رفتار هاشمی دارد. مثلا هاشمی که در ردیف سران جامعه روحانیت مبارز است،‌ همواره وقتی چپ‌‌ها در آستانه فراموشی و مرگ بوده‌اند، زنده‌شان کرده است و عجبا که خود تا وقتی رئیس‌جمهور بود نیروهای چپ (چپ‌های معروف به خط امام) را در دولت سازندگی به حساب نیاورد. یعنی هاشمی در دولت خود نماد بی‌مهری کامل به عناصر چپ بود اما هنگام پیاده شدن از کرسی ریاست جمهوری ترجیح داد با چپ‌ها علیه راست متحد شود، لذا در نماز جمعه قبل از انتخابات دوم خرداد با زیرکی دست دوستی خاتمی را فشرد و در کسوت رئیس‌جمهور خطاب به مسؤولان خود گفت که مبادا در رای مردم خیانت شود(!) تا آن متلک گزنده و موثر یک هفته مانده به انتخابات 2 خرداد که «می‌نویسیم خاتمی، می‌خوانیم ناطق» بیشتر در اذهان جابیفتد. با این حال اگر کسی بپرسد که «شما در مجموع هاشمی رفسنجانی را قبول دارید یا نه؟» به این سوال چه پاسخی خواهید داد.

یادم هست سال‌ها پیش بحثی درگرفت که در شکست‌های پایان جنگ، سیاسیون بیشتر مقصر بودند یا نظامیان. آن روز طرف دعوای هاشمی، محسن رضایی بود؛ دعوایی که آنقدر زشت پیش رفت که به انتشار نامه محرمانه رضایی توسط هاشمی منجر شد. انتشار این نامه محرمانه موجب سوءاستفاده مجامع غربی و زدن تهمت تلاش برای دستیابی سلاح هسته‌ای شد، اما دیگر روز محسن رضایی به باور عده‌ای از طرف هاشمی مامور شده بود در انتخابات ریاست‌جمهوری نامزد شود، به این امید که از رای احمدی‌نژاد بکاهد و دکتر و مهندس را به دور دوم انتخابات بفرستند و اجازه پیروزی احمدی‌نژاد در دور اول را ندهند! اگر این باور درست باشد که نمی‌دانیم، محسن رضایی هم این ماموریت را انجام داد اما تنها کمی بیشتر از آرای باطله رای ‌آورد و احمدی‌نژاد در همان دور اول برنده انتخابات شد. رابطه میرحسین با هاشمی هم پر از شگفتی و تناقض است. هاشمی که بدش نمی‌آمد و پنهان هم نمی‌کرد منتقد سیاست‌های انقباضی دولت نخست‌وزیر جنگ باشد، اما سال‌ها بعد برای رئیس‌جمهور شدن همین میرحسین از همه توان خود مایه گذاشت. موسوی در زمان ریاست‌جمهوری جناب هاشمی تنها 2 بار در مجامع عمومی به ایراد سخن پرداخت و هر 2 بار به نوعی از برنامه‌های اقتصادی و سیاست خارجی دولت‌ هاشمی لب به انتقاد گشود، اما تقدیر این دو را در کنار هم قرار داد تا جایی که موسوی به حمایت‌ هاشمی از خود افتخار هم کرد.

گفته می‌شود هاشمی در رابطه خود با قائم‌مقام رهبری هم آینده‌نگر بود. این هاشمی رفسنجانی بود که به مسؤولان وقت توصیه می‌کرد با آقای منتظری مهربان‌تر باشند،‌ چه اینکه او هرچه باشد قائم‌مقام رهبری است! آیا این وسط میان هاشمی و منتظری آن‌طور که برخی گفته‌اند، معامله‌ای در کار بود؟ این نقش‌آفرینی‌های پی‌درپی و متغیر، اهمیت معادلات قدرت را نزد هاشمی روشن‌تر می‌کند و اینگونه است که حتی اگر لازم باشد شبا‌هنگام خدمت امام می‌رود: ‌«شب خدمت امام رفتم و راجع به پیام ایشان درباره مجلس خبرگان مذاکره کردیم. نگرانند که تعیین آیت‌الله منتظری به عنوان رهبر آینده، باعث عداوت و کارشکنی رقبای دیگر شود.» (امید و دلواپسی، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی، صفحه 314) اما واقعیت این است که نگرانی امام از جای دیگری بود. آیت‌الله محمدی‌گیلانی در یک سخنرانی پرده از راز نگرانی امام برمی‌دارد و ابراز می‌کند: «یک روز قبل از مطرح شدن قائم‌مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان(25/14/1364) من ضمن تماس با دفتر امام کتبا (از طریق آقایان توسلی و رسولی) از ایشان درخواست ملاقات کردم. در آن موقع اعلام شده بود که امام تا 15 روز ملاقات ندارند. من در تکه کاغذی نوشتم مطلبی واجب و ضروری است، احساس وجوب کردم به عرض مبارک برسانم. امام اجازه دادند به خدمت‌شان رسیدم. گفتم: فردا قرار است موضع قائم‌مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان مطرح شود، خواستم به عرض‌تان برسانم به آقای هاشمی بگویید مطرح نشود. من به آقای منتظری ارادت دارم، به خدمت‌شان درس خوانده‌ام، ایشان را عابد و زاهد می‌دانم، ولی این خصوصیات‌ کافی نیست. او از عهده این کار برنمی‌آید. امام گله‌های سوزانی از آقای منتظری را آغاز کرده که کجا چه کرده و کجا چه...! و اضافه فرمود: احمد هم از او دفاع می‌کند! از منزل سیدمهدی هاشمی، دستنویس‌های او را آورده‌اند. من دیدم نامه‌های آقای منتظری از نوشته‌های مهدی هاشمی الهام گرفته! این را من برای ایشان نوشتم. سخن امام که به اینجا رسید، من گفتم: آقای منتظری عین نامه شما را آورد و در جلسه خواند و با خنده گفت: امام خیال کرده آنچه من برایش می‌نویسم، الهام از سیدمهدی می‌گیرم! امام فرمود: نامه مرا آورد در جلسه خواند؟! گفتم: بله! آقای سیدعباس خاتم و سیدجعفر کریمی و چند نفر دیگر هم بودند. امام فرمود: او این‌طور است! عرض کردم: بفرمایید که فردا ایشان به عنوان قائم‌مقام رهبری مطرح نشود. امام قدری فکر کرد و فرمود: احمد نیست، می‌شود شما زحمت بکشید و به آقای هاشمی بگویید بعدازظهر من ایشان را ببینم؟ عرض کردم: بله، اما به آقای هاشمی نفرمایید که من آمدم و این جریان را گفتم، به هیچ‌کس نگویید. می‌ترسم مرا گمس‌آبادی کنند یا مثل شیخ قنبر در چاه بیندازند! این را که گفتم،‌ امام 3 بار خندید و فرمود: خاطرت جمع باشد. از دفتر امام حرکت کردم و آمدم شورای نگهبان. جلسه تمام شده بود و بعد رفتم خدمت آقای هاشمی و گفتم صبح خدمت امام رسیدم کاری داشتم، فرمودند به آقای هاشمی بگویید که من ایشان را ببینم... پس از ماجرا روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: من بعدازظهر رفتم خدمت امام، امام فرمودند: موضوع قائم‌مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن. گفتم چرا؟ ما در اجلاسیه قبل به آقایان گفته‌ایم که ایشان را به عنوان قائم‌مقام مطرح کنیم، فرمودند: نه! یکی از دوستان آمده و چنین گفته. گفتم: ما اعلام کرده‌ایم، نمی‌شود...». (سنجه انصاف، مهدی ری‌شهری)

آیا این همان آقای هاشمی است که وقتی نام امام را بر زبان جاری می‌کند، بغض گلویش را می‌گیرد؟ هاشمی مورد اشاره در کتاب خاطرات آقای ری‌شهری، بیشتر به آن هاشمی شبیه است که آن نامه سرگشاده خطاب به رهبری را نوشت و در نماز جمعه با سخنان خود، قند در دل دشمنان آب کرد. با این همه کارنامه هاشمی نقاط درخشانی هم دارد، آنقدر که رهبر انقلاب فرمودند: جوانان بدانند ایشان بارها تا مرز شهادت پیش رفته است. اما براستی ما وقتی به نام «هاشمی» برمی‌خوریم، تکلیف‌مان چیست؟ و در برابر پرسش «شما در مجموع هاشمی رفسنجانی را قبول دارید یا نه؟» چه باید پاسخ دهیم؟ در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری دوره نهم که طرفداران آقای هاشمی با عنوان «HASHEMI2005» از وی یاد می‌کردند،‌ بسیار با این قشر هم‌صحبت شدم. نکته‌ای که برایم جالب بود این بود که این عزیزان آقای هاشمی را برخلاف آدمیانی باعقیده و سلیقه من،‌ نه هاشمی که «رفسنجانی» می‌نامیدند.

بعدها متوجه شدم که رسانه‌های ضدانقلاب هم عمدتا ایشان را با نام رفسنجانی می‌خوانند تا هاشمی. تو گویی ما با 2 هاشمی طرفیم؛ یکی همان‌ هاشمی که در زندان ساواک یک شب تا صبح هرچه شکنجه شد، حاضر نشد کلمه‌ای علیه انقلاب، اسلام و امام بگوید و یکی هم سیاستمداری به نام رفسنجانی که برایش به قول عده‌ای معادلات قدرت حرف اول و آخر را می‌زند تا آنجا که سعی در تحمیل نظر خود بر رای امام دارد. یکی همان هاشمی که استوانه نظام است و یکی هم سیاست‌پیشه‌ای به نام رفسنجانی که گاه به مایه امید دشمنان تبدیل می‌شود. ما نیز و همگان همچون ما که در مقابل ریاست‌ مجمع تشخیص مصلحت نظام تکلیف نامشخصی داریم؛ از آن رو است که ایشان هم هاشمی است و هم رفسنجانی، هم عاشق آیت‌الله خامنه‌ای است و هم به ایشان نامه سرگشاده می‌نویسد، هم خود را بدهکار انقلاب می‌داند و هم فائزه‌اش او را طلبکار انقلاب می‌داند، هم فرزندش برای حفظ انقلاب به جبهه می‌رود و هم فرزندش برای فرار از محاکمه دادگاه همین انقلاب سر از لندن درمی‌آورد. این رفتار پیچیده‌ و این اختلاف میان آقایان هاشمی و رفسنجانی(آری، ‌ما با 2 فرد کاملا متفاوت روبه‌رو هستیم) موجب رفتار دوگانه مخاطبان ایشان هم شده است. اکبر گنجی روزی علیه هاشمی سخیف‌ترین عبارات را به کار می‌برد و روز دیگر نگران حال آقای رفسنجانی می‌شود. هاشمی به رهبری نامه سرگشاده می‌نویسد، همسرش (صبح روز جمعه 22خرداد) مردم را به ریختن در خیابان‌ها توصیه می‌کند،‌ فرزندانش از آشوب‌طلبان و متهمان به کودتای مخملین حمایت می‌کنند اما همین که می‌آییم جای عشق و نفرت را نسبت به جناب هاشمی عوض کنیم، استوانه نظام را در نماز عید فطر می‌بینیم و می‌بینیم که در جمع خبرنگاران از ولایت فقیه و ولی‌فقیه دفاع می‌کند و از کار فرزندانشان تبری می‌جوید و باز همین که می‌آییم این بار جای نفرت را با عشق عوض کنیم، می‌بینیم که فرزند هاشمی در نزدیکی جماعتی است که شعار می‌دهند: «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» و ندا سر می‌دهند: «نه موسوی، نه احمدی، فقط رژیم پهلوی» و باز می‌بینیم که سایت‌های نزدیک به ایشان چه می‌نویسند و چگونه تحلیل ارائه می‌دهند و باز می‌بینیم که هاشمی همه اینها را می‌بیند و سکوت می‌کند و باز ما می‌مانیم که با این عشق و با این نفرت چگونه دست و پنجه نرم باید کرد! بگذریم!... «شما در مجموع هاشمی رفسنجانی را قبول دارید یا نه؟»

   
  

نظرات کاربران: 80 نظر (فعال: 66 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 14)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
بله
خیر
بااین سوال تحلیلی باعث شدبهتر بشناسیم احسنت برشما
ملاک حال انسان است (حضرت امام ره) با این تفاسیر
نه
به نام خدا
با سلام از مطلبتان استفاده کردم. حقیقتا علی رغم بعضی انتقاداتی که متوجه بعضی امور مربوط به اقای هاشمی رفسنجانی است ولی قلبا ایشان را دوست دارم و مطمئنم رهبر معظم انقلاب هم قلبا ایشان را دوست دارند همانطور که امام (ره) دوست داشتند. بدیهی است فردی مانند ایشان همواره مورد تاخت و تاز قرار بگیرد چون یکی از ارکان انقلاب است و نه مانند یک رئیس جمهور یا یک نماینده مجلس که چند سالی می ایند و می روند. لذا همانطور که رهبر معظم فرمودند ما ایشان را دوست داریم.
امروز چهره واقعی خود را رو کرد وشاید عاقبت بخیر نشود
هاشمی فسیل شد و خروج کرد
زبیر را برای حمایت از زهرا دوست داریم و برای مقابله با علی نفرین می کنیم .
نه
خیر قبول نداشته و ندارم. از سال 72 بعد از ریاست جمهوری دومشون و مرور بر دوره ی اول
نه ادم زیرکی است
با سلام
دور اول انتخابات علی رغم اینکه می دانستم با حرف اضافه نوشتن روی برگه رای رای باطل می شود اما به خاطر رفتار منفعلانه آقای هاشمی در برابر فرزندان خود و دفاع غیر عاقلانه ی حامیان آقای هاشمی مانند آقای مرعشی و در مقابل آن دیدگاه مثبتی که به خود آقای هاشمی داشتم،نوشتم: با احترام به آقای هاشمی رای من احمدی نژاد!اما دور دوم انتخابات با افتخار نوشتم احمدی نژاد
برای آقای هاشمی متاسفم که شخصیت انقلابی و اسلامی خود را به حراج گذاشتند تا ضد انقلاب وخائنین سوء استفاده کنند.!!!!!
خیر.چرا موضع خود را مشخص نمی کند؟

نه قبول نداریم مرگ برضدولایت فقیه
با سلام من با تمام وجود از آقای هاشمی حمایت می کنم و همواره از تمای سخنان ایشان پیروی کرده و خواهم کرد و امید دارم که همه مردم ایران با فکری با دوست و دشمن خود را در ایران بشناسند امید دارم که آقای هاشمی در وقت معین به کمک این مردم می آیند و تمامی این مسائل تمام می شود .مردم ایران یک یا علی بگوئید با هاشمی تا تمامی این مسائل حل شود
نهههههههههه
این شخص روی منافقین را هم در تاریخ سفید کرده است برای باقیماندن در قدرت (وی از جمله تشنگان قدرت نه شیفتگان خدمت است ) گاهی به نعل می زند و گاهی به... براستی آیا این فرد را نمی توان منافق نامید.جان مادرتان این نظر را سانسور نکنید تا این خائن خدازده هم آنرا ببیند و دل ما خانواده های شهدا و ایثارگران را بدرد نیاورد
رفسنجانی سبز مزبله است
یعنی گلی که هرزه دور وبر او را به شدت گفته اند
او به انقلاب کم خدمت نکرده و نمی کند
او واقعا سرباز انقلاب بوده
اختلافات خود هاشمی واقعا در خود کشور باقی ماند
ولی مزبله و فرزندان حقیرش آبروی او را بردند
ادمهای مرموز راه بجایی نمی برند ممکن است ثروت جمع کرده باشند
بله قبول دارم
خیر
بله بسیار قبول دارم اونقدر سیاستمدار هست که به فکر نظام باشه نه به فکر شعار ایشون با درایت عمل میکنن و من خیلی قبولشون دارم و اونهایی هم که از دور دستی بر آتش دارن بهتره خیلی قضاوت نکنن
آنقدر قبولش داریم که ظاهرا بایستی نماز هائی که پشت هاشمی ادا کردیم پیش رفسنجانی قضا کنیم
یکی به میخ یکی به نعل . سیاست خوبیه والا
نه قبولش ندارم حتی یه سر سوزن چون خودشو خراب کرد واقعا ضایع کرد همه و همه می دونن که بچه هاش عوضی و دزد و مال بیت مال رو میخورن اما این اقا خودشو زده به خریت
با استناد به جمله طلائی بزرگمرد تاریخ حضرت امام خمینی (ره) که فرمود : پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد باید بگوییم :
نــــــــــــــــــــــــــه . هاشمی راه مستقیم نمیرود و متاسفانه چراغ او رو به افول است .
کسی که نتونه چنین مرز واضحی رو تشخیص بده مخصوصا کسی با سابقه آقای هاشمی معلومه که با هر موجی تکون می خوره و به همون جهت می ره
با سلام
هاشمی مردود شده و من قبوش ندارم
باتوجه به اینکه آقای هاشمی از استوانه های انقلاب هستند نباید حرف های مسموم بزنند وباید منافع مملکت واسلام را بر منافع خود وفرزندان ترجیح دهند که مانند سلاطین گذشته آیندگان انان را لعنت نکنند
اگر هاشمی دلسوز انقلاب ومردم بود 28 سال شخصی از اقوام خود را بر مسند ریاست نمی نشاند وفکری به حال شهریه های نجومی دانشجویان این دانشگاه میکرد خنده داره هاشمی خوبه این تنهایه نمونشه
بله 99%
زنده باد رهبری زنده باد هاشمی
بایستی تمام کسانی که ادعا دارند در این مسیر امتحان شوند تا سره از ناسره مشخص شود ایشان مردود همیشگی تاریخ انقلاب و اسلام باقی خواهد ماند
والا ایشان مالک ایران هستند و در
امدشان فقط از دانشگاه دو برابر پول نفت و به کارمندانشان نصف کارگر افغانی حقوق میپردازند و بنوعی می توان گفت ایران یکی از مستعمره های ایشان است.
بله بعنوان اولین سرمایه دار بزرگ ایران 100 درصد قبولش دارم ولی حیف که دیگر پولشان دیگر برایشان کاری نمی تواند انجام دهد.اگر ثروتشان بین مردم ایران تقسیم شود کم از عربها نخواهیم داشت!!!!!!!!!!!!!!
دستشان درد نکند 30 سال پس انداز کردند تا 30 سال مردم در
آسایش بسر ببرند بحق باید یوزلارسیف زمان نامیده شوند.
آقای رفسنجانی به خاطر این همه ناعدالتی و ایجاد باند مافیای قدرت و ثروت در دادگاه عدل الهی مسئول هستید بهر حال روز محاسبه فرا رسید و ایشان در مقابل خدا و 70 میلیون نفر باید جواب دهند.
حقا احمدی نژاد مختار زمان است و حق مظلوم را از طاغوتهای زمان مانند هاشمی خواهد ستاند مرگ بر مستکبر زنده باد احمدی یار امام
اگر روزی امام(ره) فرمودند امریکا شیطان بزرگ است اگر امروز بودند میگفتند هاشمی لکه ننگین اسلام است و شیطانی است در لباس روحانیت و باید خلع لباس شود.
او از خوارج است بیشتر بفکر مال اندوزی و تشنه قدرت ....بعد از رحلت امام پیشه کرده و هدفش از کمک به شکل گیری انقلاب رسیدن به منافع شخصی و به قدرت رسیدن بوده نه به فکر بیچارگان و مستمندان ؟
آقای خامنه ای مثل امام که با بنی صدر قاطعانه برخورد نمودند میبایست با کسانی که منافع خود را در خطر میبینند و به اسلام پشت کرده اند قاطعانه برخورد کنند.
کسی که درحکومت اسلامی بدنبال اشرافی گری باشد درحالی که مردم این همه مشکلات مالی دارند آنهم درراس یک قدرت و مسئولیت نمی تواند آدم مورد اعتمادی باشد
انقلاب ما انقلاب پابرهنه ها بود ولی الان متمولان منافع خود را در خطر میبینند بفکر انقلابی افتاده اند....... دیگر عاقبت کاهنان معبد هامون بهترین مثال هستند که در مورد ایشان مصداق پیدا میکند.
ایشان نهالی هستند که با خون جوانان ما آبیاری شده و اکنون به درخت تنومندی تبدیل شده ولی ریشه های این درخت پوسیده است ما ملت ایران این درخت را از ریشه می کنیم.
نه . نه . نه .کسی که درحکومت اسلامی بدنبال اشرافی گری باشد درحالی که مردم این همه مشکلات مالی دارند آنهم درراس یک قدرت و مسئولیت نمی تواند آدم مورد اعتمادی باشد

نه
مرگ بر ضد ولایت فقیه
طبق گفته امام ملاک حال انسانها استکه در حال حاضرحالمان از روش هاشمی بهم میخوردl
هاشمی آدم نیست که نیاز به قبول داشتن ما داشته باشد او یکی از پایه های انقلاب بوده و هست
خطاب به مدیر احمق سایت که این تاپیک را گذاشته
برای چی تاپیک نمی گذارید که ما احمدی نژاد را قبول داریم یا نه
به نظر من این همه تظاهرات و بی احترامی ها همش به خاطر یک نفره که بی احترامی ها را در تلوزیون جلوی چشم میلیون ها نفر به یک خانم که جزء افراد جامعه او بود بی احترامی کرد.
نه من طرفدار میر حسین نیز نیستم اون هم به انقلاب اهمیت نمی ده
اما وقتی یک نفر به اصطلاح آدم در یک برنامه تلویزیونی به یکی از مردم جامعه اش خانم رهنورد توهین می کنند من انتظار دارم...
خیر بهنظر من هاشمی دینش را به دنیای فرزندانش و جاه طلبی خودش فروخته است. اما از صمیم قلب آرزو میکنم که اشتباه کرده باشم.
بله بله بله و بله اما مردم کسی را دوست دارند که تنها ذائقه زود گذر آنها را تامین کن و حرفهای خود را در قالب احساست بیان کند و یا بعبارتی با احساسات مردم بازی کند /؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه که قبول ندارم چون در هر ثانیه مثل آفتاب پرست رنگ عوض میکند ونان را میخواهد به نرخ روز بخورد .خاک عالم بر سرش که آخر عمری تمام خدماتش را تباه کردو به ملت خیانت کرد .البته منظور از آخر عمری بیست سی سال پایانی عمر نحس اوست.خدا اورا ازروی زمین بر دارد که نفاق ودورویی از سرورویش میبارد واو را با راهنمایش شیطان رجیم محشور بگرداند.
اقای احمدی نژاد باید انتقام حون شهدا را از کسانی میخواهند خون شهیدانمان پایمال کنند بگیرید.
بالاخره خداوند بلند مرتبه تمام حقایق را روشن خواهد ساخت و دلیل این همه نزاع نزدیکی ظهور است و بزودی ناجی خود را خواهد فرستاد به امید فرج ایشان و رفع فتنه از کل عالم ********یا مهدی ادرکنی*********
تاریخ نشان داده همه چیز گذرا است به مرور نیست می شوند
بله.ایشان و خانواده گرامیشان فقط از نظر تبعیض مالی مورد انتقادو سرزنش هستند.(هیچ انسانی کامل نیست)!!!
من که قبولش ندارم
این نظر وقیاس مع الفارق شماست هاشمی موردتاییدامام ورهبری است
یکی از اصلی ترین آزمونهای خداوند برای انسان آزمون ولایت پذیری است . در صدر اسلام خواص بسیاری بودند که زحمات و جانفشانی های زیادی برای اسلام انجام داده بودند که معروفترین آنها طلحه و زبیر است که یکی معروف به طلحه الخیر و دیگری سیف الاسلام(شمشیر اسلام ) لقب گرفته بودند . در زمان ابوبکر امام علی علیه السلام جهت احقاق حق خلافت خود شبانه به همراه حضرت زهرا و حسنین به درب خانه اصحاب پیامبر رفته و از آنها خواست که برای احقاق حق ایشان سحرگاه با سرهای تراشیده و سلاح آماده حاضر شوند 40 نفر اعلام آمادگی نمودند ولی فقط 4 نفر حاضر شدند و این قضیه 3 شب تکرار شد . می دانید آن 4 نفر چه کسانی بودند ؟ 1- عمار 2- سلمان 3- ابوذر 4- طلحه . بله طلحه جزء 4 نفر یار خاص امیر مومنان بود ولی در آزمون ولایت پذیری دچار انحراف شد و کارش بجایی رسید که در برابر امیر مومنان شمشیر کشید و در فتنه جمل کشته شد و امام بر سر جنازه اش گریست . آیا شما خواصی چون طلحه و زبیر را قبول دارید اگر بلی پس آقای هاشمی را نیز قبول داری .البته ملاک حال افراد است و امیدوارم که آقای هاشمی هرچه زودتر به مسیر ولایت فقیه که همان مسیر رسول خداست بازگردد . انشاءا...
با سلام رهبر اسلام و فرزانه انقلاب حجت را برای خواص تمام کردند وای به روزی که توبه دیر شده باشد....
خیلی صغرا وکبری چیدی آخرش معلوم نشد بالاخره تو دارای بصیرت هستی یانه اگر بگویم هستی با این تردیدها وشکت چه کنم اگر بگویم بی بصیرتی باین با دست پس ردن و با پا پیش کشیدنت چه کنم راستش را بخواهی تو هم تحلیل پیچیده ارایه دادی البته اگر بپیوندی به انهایی که دراین دوره زمانه برای بزرگ شدن نیاز به فحش دادن به هاشمی را درک کرده اند بهتر است چون توهم یه چیزیت می شه راستی داشت یادم می رفت (تا نهضت زنده است هاشمی هم زنده است)
سلام هاشمی زنده است چون نهضت زنده است . امام خمینی ره
یادمان نرود امام امت پس از ترور هاشمی برای شفای ایشان گوسفند نذر فرمودند ...
هاشمی هاشمی است و با این تعابیر کوچک نمیشود . ممنون
ما اگه بخایم بفهمیم حق با کیه و کی داره راه حق رو میره باید حق رو بشناسیم که امام علی فرمودند حق و حقیقت را بشناس انگاه ادمش رو میشناسی....پس باید همه با میزان حقیقت که علی ع و راهشه بسنجیم و بعد نظر بدیم
من نمیدونم بعضی ها می گن ما طرفدار رهبری هستیم به خاطر همین هاشمی رو قبول نداریم و احمدی نژاد رو قبول داریم . احمدی نژادی که وقتی رهبری پیشنهاد تعویض رحیم مشایی را داد به رهبری دهن کجی کرد و ایشون مجبور شدند که دستور بدهند. خیییلی جالبه . جای بسی فکر را دارد
بله ها شمی را قبول دارم چون اگر به گفته بعضیها ایشان رد شود دراین مدت 30 سال همه متحم هستند دوران اول انقلاب یا دمان نرفته که همین حر فها به آقایان بهشتی وطا لقانی ودیگران گفته می شد امید استاز دو سوراخ گزیده نشویم وندانسته به این یاران بزرگ انقلاب این چنین گستا خانه توهین نکنیم ....
از پیامبر پرسیدند طلحه و زبیر تا کی با ما هستند؟
فرمودند تا زمانی که فرزندانشان بزرگ شوند.
حکایت هاشمیست
بله

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
کد امنیتی:
 
 پربیننده ترین مطالب
 
 پربحث ترین مطالب
 
 دیگرمنابع
  فرماندهان و افسران نیروی هوایی ارتش با مقام معظم رهبری دیدار کردند -- ایرنا -- 3  دقیقه پیش
  مستکبران با استفاده از نفوذ رسانه و عناصر غیرمومن می خواهند دوباره به منطقه مسلط شوند -- ایرنا -- 3  دقیقه پیش
  معاون سیاسی و امنیتی استاندار مرکزی: حضور در راهپیمایی و انتخابات استکبار را مایوس می کند -- فارس -- 4  دقیقه پیش
  در 9 ماهه نخست امسال صورت گرفت کاهش 3.3 درصدی تلفات ناشی از حوادث رانندگی در سیستان وبلوچستان -- فارس -- 4  دقیقه پیش
  معاون عمرانی استاندار آذربایجان شرقی: بیانات رهبری امروز ساختار استکبار را برهم زده است -- فارس -- 4  دقیقه پیش
  پله پله تا نهمین انتخاب/33 فشارها و تحریم‏ها تاثیری بر حضور مردم در انتخابات ندارد -- فارس -- 4  دقیقه پیش
  جبهه متحد اصولگرایان پیروز انتخابات آینده است -- مهر -- 6  دقیقه پیش
  انتخابات مجلس نهم برای آینده جهان اسلام مصونیت بخش است -- مهر -- 6  دقیقه پیش
  وبلاگ «راهیان» مکه برای شما، فکه برای من -- خبرگزاری دانشجو -- 6  دقیقه پیش
  استاندار هرمزگان: برگزاری مسابقات سراسری قرآن بدون کوچک ترین نقص صورت گیرد -- خبرگزاری دانشجو -- 6  دقیقه پیش
  شریعتمداری امشب دوباره به "پارک ملت" می رود -- فارس -- 6  دقیقه پیش
  ورود ترکیه به عرصه زورآزمایی سوریه -- زندگی نیوز -- 6  دقیقه پیش
  نمایش پهپاد جاسوسی آمریکا در راهپیمایی 22 بهمن ماه -- زندگی نیوز -- 6  دقیقه پیش
  اعتصاب نمایندگان پارلمان مصر در حمایت از قربانیان خشونت -- زندگی نیوز -- 6  دقیقه پیش
  پیش بینی حداکثرمجازات برای ارتکاب جرایم سازمان یافته -- الف -- 7  دقیقه پیش
  فرزندان جانبازان بالای 25 درصد و همسران شهدا مشمول سهمیه استخدامی -- الف -- 7  دقیقه پیش
  نشست محرمانه ضد ایرانی در سوئد -- الف -- 7  دقیقه پیش
  دعاهایی که به توصیه امام زمان باید بخوانیم -- الف -- 7  دقیقه پیش
  زمان نصب مجسمه میدان انقلاب -- الف -- 7  دقیقه پیش
  برای مائده کوچولو دعا کنید -- الف -- 7  دقیقه پیش
ادامه دیگرمنابع
 
 اطلاع رسانی و نقد کتاب های معاصر
  گذر از سراب
در عصر انفجار اطلاعات هستیم و سرعت انتقال اطلاعات و رویدادها حتی با ده سال پیش قابل قیاس نیست. حال با توجه به چنین تحولی به یک مسئله مهم باید نگاهی جدید و جدی داشت. و این مسئله مهم این است که نباید تصور کرد که با پیشرفت ...
  نگاهی به داستان عقابهای تپه شصت
نگاهی به موفقیت های کسب شده توسط این اثر نشان از وجود اثری متفاوت و ارزشمند است. در این جا دیگر تنها بحث بر سر مناطق عملیاتی و پیروزی و شکست و یا حتی شجاعت و حقانیت نیست. بلکه در نقطه ای بسیار دور تر از این موضوعات زندگی ...
  نقدی بر کتاب دلبستگی در سال های سخت
انقلاب در هر دوره و در هر کشوری نمایشگر مقاومت و مبارزات مردم آن سرزمین است. مبارزاتی که گاهی موجب کشته شدن بسیاری از مردم در جهت تحقق اهدافشان شده است. انقلاب اسلامی ایران نیز با چندین سال مبارزه از جمله همین مقاومت‌ها ...
  نگاهی به رمان تالار پذیرایی پایتخت
داستان کتاب تالار پذیرایی پایتخت از 6 بهمن سال 41 همزمان با طرح انقلاب سفید شروع و در خلال آن به جریان های روابط ارباب و رعیتی و انقلاب رعیت علیه ارباب اشاره می شود. ماجراهای رمان تالار پذیرایی پایتخت که قبل از 15 خرداد سال ...
  نگاهی به کتاب پنجاه سال پهلوی خدمات و مفاسد
ژیم طاقوتی پهلوی رژیمی فاسد در زمینه های مختلف و متعدد است و فساد شاه به عنوان شخص اول رژیم پهلوی بر کسی پوشیده نیست آنچه در این اثر مهم است و باید به آن پرداخته شود رساندن پیام انقلاب به مخاطبان است و اینکه درک کنند که ...
  نگاهی به کتاب نگهبان غار
من کلاغم. من شاهد بودم که قابیل برادرش را کشت./ من همان گرگی هستم که مرا به خوردن یوسف متهم کرده اند./ من نهنگی هستم که میزبان یونس شدم./ من گاوم اما نمی دانم چرا بعضی از مواردی که من فهمیدم، بنی اسرائیل نفهمیدند! / من هدهد، ...
  نگاهی به کتاب گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس
زنده‌ یاد حسینی در گزیده‌ای که از شعر جنگ انتخاب کرده یادداشت‌هایی با همان تیزبینی و طنزهای مخصوص به خودش بر شعرهای انتخابی نوشته و اشعاری از شاعران هم دوره خود را گردآورده و به مباحثی چون؛ تعریف شعر جنگ، ...
  نگاهی به کتاب رد پای خورشید
امام حسین(ع) خورشیدی عالمتابند که پرتو پرفروغ اندیشه، گفتار و رفتارشان همه گیتی را مانند روز روشن کرده و راه را از بیراهه و حق را از باطل برای پویندگان راه حق و حقیقت نمایانده است. آن حضرت(ع) مانند همه معصومین(ع)، مجموعه ...
  بررسی کتاب فرح و شادی ممدوح و مذموم در قرآن و روایات
موضوع شادی در بسیاری موارد موجب برانگیختن اعتقادات اشتباه در جامعه نسبت به این مقوله نیز شده است. توجه به این که شادی از نظر قرآن و روایات چگونه است و همچنین نگرانی مخلوط شدن اعتقادات اشتباه و خرافی در این مورد که بعضا ...
  نگاهی به کتاب شیعه در اسلام
این اثر نفیس راهنمایی است که با کمک آن فردی که تاکنون با جهان معنوی شیعه نامانوس بوده است می‌تواند در این عالم وسیع قدم نهد و با اتکای به این راهنمای موثق یقین داشته باشد که گمراه نخواهد گردید بلکه با توسل به این حبل ...
  نگاهی به داستان کاش اینجا سقف نداشت، اثر عبدالرضا حیاتی
محوریت اصلی کتاب کاش اینجا سقف نداشت حوزه دفاع مقدس و یادآور دلاوری ها و شجاعت های جوانانی است که برای دفاع از آرمان های ملی و مذهبی خود ره سپار این مسیر پر خطر شده و از ارزشمندترین دارایی خود گذشته تا از این مرز و بوم ...
  نگاهی بر کتاب عاشق شو نوشته علیرضا برازش
پیامبران، اولیاء عرفا و شعرای انسان‌شناس همه و همه « عبادت عاشقانه » را بهترین نوع عبادت دانسته‌اند، عشقی که به گفته امام سجاد ( ع ) در مناجات محبین، اگر ذره‌ای از آن چشیده شود با هیچ لذت دیگری تعویض ...
 اخبار روزنامه وطن امروز
  امام خمینی(ره) و ماجرای آب و برق مجانی
  همکاری شرکت‌های بزرگ وال‌استریت در جاسوسی از مردم
  تضاد با دیپلماسی عمومی نظام
  سؤال انحرافی
  نگاهی به فیلم‌های روز پنجم جشنواره
  مسیر‌های ده‌گانه راهپیمایی22 بهمن
  موشک 10هزار کیلومتری ایران
  رهبر ایران تمام قد در مقابل سیطره غربی‌ها ایستاد
  اوباما التماس کرد هواپیمای جاسوسی را بازگردانیم
  امت اسلامی در آستانه تحولی عظیم
  چرا بیداری اسلامی پس از انقلاب 57 پا نگرفت؟
  مسیر‌های ده‌گانه راهپیمایی مردمی یوم‌الله22 بهمن
  جهان اسلام دل به خطبه‌های رهبری سپرده بود
  رهبر ایران تمام‌قد در مقابل سیطره غربی‌ها ایستاد
  طرح سؤال از رئیس‌جمهور اعلام وصول شد
  شهاب‌الدین صدر با جبهه جدید وارد رقابت انتخاباتی شد
  علی مطهری سرلیست جبهه حامیان ولایت
  نامزدها به جای نفی دیگران توانایی‌های خود را تبلیغ کنند
  وقتی فتنه‌گران در کنفرانس اتحاد به جان هم افتادند‎
  تهمینه میلانی: هنرمندانی که در فتنه با نظام بودند عقده‌ای‌اند
  تنها چاره غرب روی کار آمدن جنبش سبز است
  رئیس‌جمهور آمریکا التماس کرد هواپیمای جاسوسی را بازگردانیم
  شهید احمدی‌روشن از رویش‌های بزرگ انقلاب بود
  اولتیماتوم 10روزه مجلس به اروپا
  روز پرمصوبه بهارستانی ها
  بدون تیتر
  انتقاد از حراج اشیای ایران در آمریکا
  وجود 1323بقعه بانوی امامزاده در کشور
  پیش‌بینی وضع هوای کشور در روز 22بهمن
  بیمارستان‌های دوستدار مادر به ۷۰۰ مرکز افزایش می‌یابد
 فرصت های اشتغال و کارآفرینی در کشاورزی
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان فارس
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان سمنان
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان مازندران
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان خراسان جنوبی
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان زنجان
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در جنوب استان کرمان
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان قم
  اولویت های سرمایه گذاری و کارآفرینی در استان تهران
  تمدید پروانه بهره برداری صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی
  صدور مجوز تاسیس گلخانه
  صدور پروانه بهره برداری گلخانه
  صدور مجوز تغییر کشت گلخانه
  صدور مجوز نوسازی و بهسازی گلخانه
  صدور مجوز توسعه کشت گلخانه
  صدور موافقت اصولی واحدهای پرورش دام و طیور
  تمدید موافقت اصولی واحدهای پرورش دام و طیور
  صدور مجوز تاسیس واحدهای دام و طیور
  تمدید مجوز تاسیس واحدهای دام و طیور
  صدور پروانه بهره برداری واحدهای دام و طیور
  تمدید پروانه بهره برداری واحدهای دام و طیور
  صدور مجوز توسعه و تبدیل واحدهای دام و طیور
  تغییر مجوز کاربری طرح های دام و طیور
   انتقال مجوز تاسیس واحدهای دام و طیور
  انتقال پروانه بهره برداری واحدهای دام و طیور
  ابطال مجوز تاسیس واحدهای دام و طیور
  ابطال پروانه بهره برداری واحدهای دام و طیور
  صدور موافقت اصولی مراکز جمع آوری شیر
  تمدید موافقت اصولی مراکز جمع آوری شیر
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© سایت خبری تحلیلی سحر 1386

پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا