سحر- این روزها ایران اسلامی شاهد غوغاگری قومی است که در روزها و وقایع تاریخی پس از انتخابات یک به یک چهره اصلی خود را برای ملت افشا می کند.
قومی که هیچ یک از اصول مسلم اسلامی و انسانی مورد قبول قاطبه ملت برای او معنایی ندارد و حتی حاضر نیست بر سر آنچه که بدان اصرار می ورزد کمترین مباحثه ای کند.

در مرام این قوم لجلوج آنطور که در روز قدس نمایان ساخت، روزه و روزه داری مضحکه است و حجاب و نماز امل مآبی است. در مرام این قوم برای استکبار جهانی و صهیونیسم غاصب پیغام دوستی فرستاده می شود و اکنون در عاشورای حسینی پرده دیگری از پرده دری این قوم برای ملت به نمایش گذاشته می شود.
هتک حرمت و بی ادبی به ساحت مقدس عاشورا و سیدالشهدا. روزی که همه ملت یکپارچه عزادار سید و سرور آزادگان جهان هستند این قوم در خیبان کف و سوت میزنند و به عزاداران حسینی حمله می کنند. و همه می دانند که عاشورا در فرهنگ اسلامی ایرانی تعلق به قشر خاصی به نام مذهبی و یا حزب اللهی ندارد و متعلق به همه است. و حتی اقلیت های دینی حاضر در ایران هم آن را محترم می شمارند.
در واقع معنی این رفتار چیست؟ و این جریان چه هدفی را دنبال می کند؟ این سؤالی است که در این روزها ذهن ملت را آزار می دهد و قطعاً این سؤال نقطه مرگ اجتماعی این جریان موهن است.
اما آنسوی این قضیه مسؤولان انتظامی و قضایی کشور هستند که تاکنون با سهل و آسان گرفتن شرایط برای این قوم موهن فضا را بازگذارده اند تا اینگونه رفتار کنند و در عاشورای حسینی فجایعی این چنین ببار آورند.
|