وطن امروز: الحمدلله در این نیمه اول سال تحصیلی 89-88، خدا کمک کرد و تدریس 2 درس فیزیک پایه یک با حدود 80 دانشجو را به عنوان حقالتدریس از طرف بخش فیزیک دانشگاه شیراز پذیرفتم، و این خود فرصتی را برای من مهیا ساخت که بتوانم بیمنطقی کسانی که هنوز شبهه تقلب در انتخابات را مطرح میکنند برای همیشه ثابت کنم. امسال متاسفانه اقلیتی دانشجونما در روز 13 آبان شرایطی را مهیا ساختند که جو بحثهای سیاسی به کلاسها نیز کشیده شد. در سر کلاس درس اینجانب، سعی کردم شرایط را به گونهای مهیا سازم که همه دانشجویان براحتی بتوانند حرفهای خود را آزادانه بیان کنند. البته دانشجویان سال اول خیلی سیاسی نیستند ولی به هر حال شبهه تقلب در انتخابات چنان بعضی از آنها را سحر کرده بود که حتی حاضر بودند بابت آن قسم بخورند. البته آنها عناد نداشتند ولی سحر ساحرانی شبیه موسوی موجب شده بود که آنها را در این راه باطل به یقین برساند. به هر حال مهمترین و بزرگترین ادعایشان «تقلب» در انتخابات بود که برای آن حتی حاضر بودند قسم هم بخورند. من هم به عنوان استاد درس در جواب آنها با بیان مقام دانشجو به عنوان یک قشر خاص درخواست کردم که روی آدمها قمار نکنند و حق را با آدمها نشناسند. من از آنها سوال سادهای پرسیدم که باید به رگ غیرت هر سبز سمج مدعی تقلب در انتخابات بربخورد و بیدلیل برای جواب ندادن بهانه نیاورد. ابتدا از آنها پرسیدم که شما مطمئن هستید که در انتخابات تقلب گسترده صورت گرفته است؟ همه دوستان مدعی پاسخ دادند: شک نداریم. گفتم: خب! اگر مطمئن هستید باید اینقدر تقلب گسترده بوده باشد که به سادگی بتوان یک لیست شامل 10 هزار مورد تقلب را از سایت آقای موسوی یا سایتهای مدعی تقلب پیدا کرد! تا یکی مثل من به تقلب در انتخابات شک کند! درست شبیه عمل وزارت کشور در ارائه آمار تفکیکی همه صندوقهای انتخابات و البته چنین کاری در صورت وجود تقلب گسترده، میتواند به سادگی امکانپذیر باشد.
... آقای موسوی در نزدیک به 40هزار صندوق ناظر داشتند و هر کدام از این ناظران با ستاد مرکزی شهرستان خود در ارتباط بودند و همه ستادهای مرکزی شهرستانها با ستاد مرکزی مهندس موسوی در تهران در ارتباط بودند. لذا به سادگی در صورت هرگونه جابهجایی آرا صرفا با مقایسه فهرست تفکیکی ارائه شده توسط وزارت کشور با آنچه که به عنوان فرم 22 مورد تایید ناظران آقای موسوی روی صندوقها قرار گرفته بود، میتوان موارد دستکاری در هر صندوق را که در صورت وجود تقلب گسترده، منجر به تغییر نتایج میشد به مراتب بالاتر ستاد ایشان گزارش داد و آنها برای اطلاع عموم، همگی را لیست کرده و منتشر میکردند. مطمئن باشید که چنین کاری بسیار ساده است و هیچ کس نمیتواند منکر آن باشد. حالا به نظر شما چرا چنین فهرستی وجود ندارد؟
آیا شما از چنین فهرستی خبر دارید؟ قاعدتا اگر تقلب گسترده باشد، نباید خیلی مشکل باشد که بتوان چنین لیستی را تهیه کرد اما چرا بعد از گذشت 7 ماه از انتخابات چنین لیست تفکیکیای از صندوقهای مشکلدار موجود نیست؟ بعضیها گفتند که نه، نگذاشتند ناظران کنار صندوقها حضور داشته باشند و آنها را بیرون انداختند. پاسخ دادم: فهرست این صندوقها را نیز میتوان جزو همان 10 هزار صندوق مشکلدار منتشر کرد.
باور اینها بر تقلب آنچنان بود که خیلی از اینها وجود چنین فهرستی را کاملا واضح میدانستند لذا من برای اینکه دروغ بودن ادعایشان را ثابت کنم، پیشنهاد دادم که به عنوان استاد این کلاس هر کس 10هزار مورد تقلب به صورت تفکیک شده از طرف آقای موسوی یا هر سایت دیگری که منتقد یا ضدنظام باشد برای من بیاورد، من به او 20 خواهم داد. من مطمئن بودم که چنین فهرستی وجود ندارد و حداکثر 400 مورد تقلب را به شورای نگهبان منتقل کرده بودند که هیچگاه آن را هم منتشر نکردند. بعد از این پیشنهاد که یک تحدی (مبارزه طلبی) سنگین بود بسیاری از آنها ساکت شدند و دیگر ادعایی نکردند. برای اینکه ریشه توهم را کامل بخشکانم، پیشنهاد دادم که 10هزار مورد تفکیک شده زیاد است، نصف این تعداد تقلب گسترده را که موسوی منتشر کرده، برای من بیاورید، من 20 میدهم. کمی بعد تعداد را به 1000 و بعد به 500 و در نهایت به 100 رساندم و ادعا کردم هر کس بتواند تنها 100 مورد از این همه تقلب گسترده را صندوق به صندوق با عنوان مورد تقلب، برای من از سایت آقایان مدعی بیاورد، جلوی همه این دانشجویان به او قول میدهم که نمرهاش را 20 بدهم. و این اوج تحقیر کسانی است که لجاجت را به جای منطق پذیرفتهاند و خدا شاهد است که صدا از سنگ درآمد ولی از این مدعیان فریبخورده دیگر هیچ صدایی در نیامد. البته بعضی از آنها مواردی را مثال میزدند که مثلا من دیدم یک نفر خاص در فلان صندوق 10 رای اضافی برای احمدینژاد انداخته است. گفتم کار ندارم به این حرفها، طرف من موسوی است که ادعا کرده است! درخواست من به عنوان یک دانشجوی دکترای فیزیک کاملا منطقی است. من از موسوی مدرک میخواهم، ادعا کرده و من مدرک میخواهم! کو این مدرک؟! شما همگی با اعتمادی که به موسوی داشتید او را قبول کردید و حرفش را عین حق دانستید و بابت آن احیانا شعار نیز دادید اما یکی مثل من که به او اطمینان ندارم، برایم مدرک اهمیت دارد و این مدرک چیزی نیست جز فهرست تفکیک شده موارد تقلب در انتخابات که باید توسط ناظران موسوی در صندوقها گزارش داده میشد! کجاست کسی که یکی مثل من را قانع کند؟
البته بعضیها ادعا کردند که چون سیستم اساماس آن روز قطع بود نتوانستند این کار را بکنند. من هم جواب دادم ولی اینکه اگر سیستم اساماس قطع بود آیا نمیشد این فهرست را 10 روز بعد یا یک ماه بعد یا الان تهیه کرد؟ آیا همه ناظران صندوقها را تا الان دستگیر کرده بودند؟ اگر قرار بر این بود که تقلب گسترده و سازمان یافته صورت گرفته باشد به سادگی میتوان فهرست تفکیکی آنها را تهیه کرد و این کار بسیار سادهای بود. ناظران هر صندوق در هر شهرستان موارد را به ستاد مرکزی آن شهرستان و بعد تجمیع موارد را ستاد شهرستان، به ستاد مرکزی آقای موسوی در تهران گزارش میدادند و آنها میتوانستند آن را روی سایت قلمنیوز یا کلمه یا bbc یا رادیو فردا یا هر سایت دیگری بگذارند و درست در مقابل فهرست تفکیکی وزارت کشور از همه 45 هزار صندوق، موارد جابه جایی آرا (با مقایسه آنچه وزارت کشور منتشر کرده و آنچه ناظران موسوی در سر صندوقها امضا کردهاند) و موارد بیرون انداختن یا برخورد با ناظران موسوی و هر آنچه که فکر میکردند را به صورت تفکیک شده، گزارش دهند. به هر حال چنین لیستی موجود نیست و این یعنی موسوی از سادهترین جواب و اثبات کاری که ادعایش را کرده، ناتوان بوده، زیرا در واقع تقلبی صورت نگرفته که بتواند انتخابات را زیر سوال ببرد. به هر حال بسیاری از سادهاندیشان فریبخورده توسط عمروعاصهای زمان را میتوان با یک تحدی ساده متقاعد کرد. این مطلب را برای آگاهی همه دوستان به اصطلاح سبز و مدعی منطق و حقیقت! منتشر کردم برای اینکه به رگ غیرت دوستان سبز ما که خود را منبع مطلق منطق، مدرک و اعتماد به نفس در رابطه با تقلب گسترده در انتخابات میدانند بربخورد تا برای دوستان دانشجوی سال اول خود از رشتههای مهندسی برق و مهندسی شیمی دانشگاه شیراز این مدارک را بفرستند تا بیش از اینها نگذارند دوستانشان در چشم قاطبه همکلاسیهای خود ضایع شوند. این یک تحدی اساسی است که هرکس شکست خورد منطقش اساسی زیر سوال میرود و البته یکی مثل من هم تمام آبرو و اعتبارم را در گرو چنین کاری گذاشتم. والسلام.
محمد محمدی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز و دانشجوی دکترای فیزیک
|